نبردهای خرمشهر و آبادان(6)
مقامات غیرنظامی نسبت به منطقه خرمشهر حساسیت بیشتری داشتند و علاقمند بودند با استفاده از یگانهای تازهنفس واردشده به خوزستان محاصره خرمشهر شکسته شود و شهر خرمشهر در مقابل تهدید اشغال دشمن محافظت گردد. جانشین رئیس ستاد مشترک نیز با این نظر موافق بود، ولی نظر فرمانده نیروی زمینی این بود که باید تقدم هرگونه عملیات پدافندی و آفندی به منطقه دزفول داده شود، زیرا اندیمشک و دزفول گلوگاه حیاتی خوزستان است.

 

خلاصه عملیات و حوادث مهم مهرماه1359

استقرار قرارگاه مقدم جنوب در دزفول هنگامی انجام شد که یورش اولیه نیروهای متجاوز عراق در مواضع پدافندی غرب رودخانه کرخه و کارون سد شده بود و یگان‌های موجود در خوزستان که عمدتاً عناصر لشکر92 زرهی و تعدادی یگان‌های توپخانه تقویتی و نیروهای سپاه پاسداران و بسیج مردمی بودند، موفق شده بودند پیشروی دشمن را مهار کنند و او را وادار به توقف و اتخاذ حالت پدافندی نمایند.

 فقط در جبهه خرمشهر تلاش شدید دشمن برای تصرف شهر خرمشهر ادامه داشت. ضمناً عناصر لشکر21 پیاده مرکز به اندیمشک تغییر مکان کرده بودند و عناصر لشکر16 زرهی در حال تغییر مکان به منطقه دزفول و اندیمشک بودند و یک گردان تانک و یک گردان پیاده لشکر77 پیاده نیز از مشهد به اندیمشک و اهواز انتقال داده شده بود، لذا در جبهه دزفول و اهواز حمله دشمن از دور افتاده و متوقف گردیده بود و نیروهای تقویتی خودی نیز به جبهه دزفول وارد شده بودند.

بنابراین، شرایط نسبی برای تعرض مقابل ایران به وجود آمده بود. فرمانده نیروی زمینی و جانشین رئیس ستاد مشترک و همچنین مقامات غیرنظامی، فعال در هدایت عملیات بودند تا هرچه زودتر تعرض متقابل نیروهای مسلح ایران آغاز شود و قبل از آنکه نیروهای متجاوز فرصت داشته باشند مواضع پدافندی خود را در مناطق اشغالی تحکیم کنند، از خاک میهن اسلامی ما بیرون رانده شوند. اما درباره انتخاب محل آغاز تعرض متقابل، بین مقامات تصمیم‌گیری هماهنگی کامل وجود نداشت.

مقامات غیرنظامی نسبت به منطقه خرمشهر حساسیت بیشتری داشتند و علاقمند بودند با استفاده از یگان‌های تازه‌نفس واردشده به خوزستان محاصره خرمشهر شکسته شود و شهر خرمشهر در مقابل تهدید اشغال دشمن محافظت گردد. جانشین رئیس ستاد مشترک نیز با این نظر موافق بود، ولی نظر فرمانده نیروی زمینی این بود که باید تقدم هرگونه عملیات پدافندی و آفندی به منطقه دزفول داده شود، زیرا اندیمشک و دزفول گلوگاه حیاتی خوزستان است.

چنانچه این گلوگاه به وسیله دشمن قطع گردد، خود به خود تمام خوزستان از قسمت‌های مرکزی ایران جدا می‌گردد و هرگونه تلاش، حتی مثبت، در منطقه اهواز و خرمشهر بی‌نتیجه می‌ماند و نیروهای مصرف‌شده در آن مناطق به هدر می‌روند. در این برخورد فکری، فرمانده نیروی زمینی برنده شد و عمده قوای ارتش ایران که به خوزستان حرکت کرد، در منطقه اندیمشک دزفول مستقر گردید.

فرمانده نیروی زمینی تصمیم گرفت هرچه زودتر یک حمله متقابل در پای پل کرخه اجرا کند و نیروهای متجاوز را در منطقه عملیاتی غرب دزفول و شوش عقب براند. برای این عملیات، ابتدا لشکر16 زرهی در نظر گرفته شده بود که برابر طرح عملیاتی ابوذر پس از وارد شدن به منطقه اندیمشک، بایستی این حمله متقابل را اجرا می‌کرد، ولی عواملی سبب شد که این حمله به وسیله لشکر21 پیاده اجرا شود. این عوامل عبارتند از:

  1. حمله متقابل موفقیت‌آمیز تیپ2 لشکر92 زرهی در پای پل کرخه که در 11 مهرماه با یک واحد ضعیف در حدود یک گروهان تانک تقویت‌شده اجرا شد، بر خلاف انتظار، نیروهای دشمن را به طور چشمگیری از منطقه پل عقب راند و سرپل را در غرب کرخه تصرف و تأمین کرد و نیروی متجاوز با داشتن دو لشکر زرهی و مکانیزه نتوانست این گروهان ما را از سرپل عقب براند. لذا به نظر رسید که دشمن ترسوتر از آن است که تصور می‌رفت و چنانچه با یک واحد بزرگتر حمله شود، به احتمال زیاد نیروهای دشمن حداقل تا عین‌خوش و دوسلک عقب‌نشینی خواهد کرد.
  2. دلیل دیگر این بود که به علت محدودیت وسایل ترابری، راه‌آهن و خودروهای تانک بر، تغییر مکان لشکر16 زرهی به کندی انجام می‌گرفت و ممکن بود؛ طولانی شدن زمان، به نیروهای متجاوز فرصت بیشتری دهد تا مواضع اشغالی را مستحکم نمایند.

با توجه به دو دلیل یادشده، فرمانده نیروی زمینی تصمیم گرفت هرچه زودتر حمله متقابل را با لشکر21 پیاده که با ادغام عناصر لشکرهای 1 و 2 پیاده مرکز سازمان یافته بود، اجرا کند. به فرمانده لشکر21 پیاده، سرهنگ ورشوساز دستور داد؛ آماده برای اجرای این مأموریت شود.

لازم به یادآوری است که در روزها و هفته‌های اول جنگ، برآورد فرماندهان رده‌های بالا از قدرت رزمی نسبی ارتش ایران و عراق چندان منطقی نبود. آنها تصور می‌کردند که ارتش عراق فقط از برتری کامل خود استفاده کرده و توانسته است در ظرف کمتر از ده روز به کرانه کرخه و کارون برسد و چنانچه ارتش ایران یک حرکت متقابل نشان دهد، ارتش عراق یارای مقاومت نخواهد داشت و فرار خواهد کرد.

 این طرز فکر در اوایل جنگ به قدری شدید بود که اصلاً فرماندهان رده بالا نیاز به برآورد وضعیت و تهیه طرح‌های حساب‌شده را چندان مورد توجه قرار نمی‌دادند. بر این اساس، حمله لشکر21 پیاده طرح‌ریزی و اجرا شد. نظر فرمانده نیروی زمینی این بود که ابلاغ یک دستور مأموریتی به صورت پیام کتبی به لشکر21 پیاده کافی است، ولی به هر حال، یک دستور جزء به جزء مختصر تهیه و ابلاغ شد.

نظر فرمانده نیروی زمینی اجرای حمله در 19 مهرماه بود که در آن موقع، هنوز قسمتی از یگان‌های لشکر21 به اندیمشک نرسیده بودند. با اصرار فرمانده لشکر، حمله 72 ساعت به تأخیر افتاد و به 23 مهرماه موکول گردید. در این تاریخ، اولین حمله متقابل نیروهای مسلح ایران در پای پل کرخه به وسیله لشکر21 پیاده اجرا شد، ولی متأسفانه با شکست مواجه گردید. لشکر بخش وسیعی از استعداد رزمی ازجمله حدود 60 دستگاه تانک خود را در این حمله از دست داد. مشروح جریان این حمله در کتاب عملیات غرب دزفول و شوش بیان شده است.

در همان موقع که ارتش ایران در جبهه دزفول آماده برای حمله متقابل در منطقه دزفول بود، ارتش متجاوز عراق شدیدترین فشارها را در خرمشهر به رزمندگان ما وارد می‌کرد. نیروهای متجاوز عراق در 19 مهرماه موفق شدند؛ از غرب رودخانه کارون به شرق رودخانه عبور کنند و محورهای مواصلاتی جزیره آبادان را در محور ماهشهر ـ آبادان و اهواز ـ آبادان قطع کنند و جزیره آبادان و شهر خرمشهر را از راه ارتباطی زمینی در محاصره کامل قرار دهند.

در جبهه اهواز و دشت آزادگان نیز فشار دشمن برای محاصره اهواز و سوسنگرد به شدت ادامه داشت، ولی تلاش اصلی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در منطقه دزفول وارد عمل شده بود و اعزام نیروهای تقویتی مؤثر برای منطقه اهواز و خرمشهر میسر نگردید.

تا اواخر مهرماه، نیروهای متجاوز موفق شدند قسمت عمده شهر خرمشهر را اشغال کنند و محاصره خرمشهر و آبادان را تکمیل نمایند.

در جبهه دشت آزادگان نیز نیروهای متجاوز، تیپ3 لشکر92 زرهی را از ارتفاعات الله اکبر عقب راندند و از شمال رودخانه کرخه، شهر بستان و سوسنگرد را در کنترل خود درآوردند، ولی در جبهه اهواز و دزفول خط تماس در غرب رودخانه کرخه و جنوب‌غربی اهواز محفوظ باقی ماند.

2. خلاصه عملیات و حوادث مهم در آبان‌ماه 1359

مهم‌ترین حادثه اوایل آبان‌ماه سقوط خرمشهر به دست نیروهای متجاوز عراق بود. با همه تلاش‌ها و فداکاری‌ها و جانبازی‌هایی که رزمندگان ایثارگر ما در شهر خرمشهر انجام دادند، به علت عدم توازن استعداد رزمی و برتری مطلق نیروهای متجاوز و عدم اعزام نیروهای تقویتی مؤثر، خرمشهر به اشغال متجاوزین درآمد و رزمندگان ما با دادن تلفات نسبتاً سنگین مجبور به عقب‌نشینی به جزیره آبادان شدند، ولی توانستند در کرانه شمالی رودخانه کارون و بهمنشیر از جزیره دفاع کنند و مانع عبور نیروهای متجاوز از پل خرمشهر و ورود به جزیره آبادان گردند. در همان روز سوم آبان که رزمندگان مدافع خرمشهر تحت فشار شدید دشمن مجبور به عقب‌نشینی به جزیره آبادان بودند، در محور ماهشهر ـ آبادان فرماندهی اروند برای وارد کردن فشار به دشمن، یک حمله متقابل محدود به سرپل دشمن در شرق رودخانه کارون اجرا کرد، اما برتری کامل با نیروهای دشمن بود. این حمله به وسیله یک گردان پیاده تقویت‌شده با یک گروهان تانک به یک لشکر مکانیزه دشمن اجرا شد و نتیجه طبیعی آن عدم موفقیت بود. مشروح جریان این نبرد در همین کتاب بیان خواهد شد.

در منطقه اهواز، در آبان‌ماه حوادث مهمی رخ نداد. هر دو طرف متخاصم به تقویت مواضع پدافندی پرداختند. در منطقه دشت آزادگان، جبهه فعال بود. نیروهای دشمن که از پیشروی مستقیم در محور خرمشهرـ اهواز برای وصول به شهر اهواز ناامید شدند، تلاش کردند اهواز را از سمت غرب دور بزنند و محور اندیمشک ـ اهواز را قطع کنند و شهر اهواز را مانند خرمشهر و آبادان محاصره نمایند.

لذا تلاش دشمن برای تصرف حمیدیه و محاصره و اشغال سوسنگرد و در کنترل گرفتن تمام منطقه غربی اهواز صرف گردید. نیروهای متجاوز چندین بار به حمیدیه و سوسنگرد یورش بردند، ولی با مقاومت سرسختانه و دلیرانه رزمندگان ما مواجه گردیدند و مجبور به عقب‌نشینی به جنوب کرخه‌کور و مواضع جنوب‌غربی اهواز شدند. آخرین تلاش دشمن در این منطقه نبرد در 23 آبان به مرحله اجرا گذاشته شد و نیروهای متجاوز با استفاده از ضعف توان نیروهای ما در منطقه پدافندی خط حمیدیه به سوسنگرد، موفق شدند به جاده حمیدیه به سوسنگرد برسند و این محور را قطع کرده و شهر سوسنگرد را از سمت شرق در محاصره قرار دهند.

رزمندگان جانباز ما در شهر سوسنگرد به مدت سه روز در محاصره باقی ماندند، ولی تسلیم نشدند و مردانه ایستادگی کردند و اجازه ندادند دشمن متجاوز شهر را اشغال کند. در 26 آبان59، تیپ2 لشکر92 زرهی با افراد سپاه پاسداران و گروه نامنظم دکتر چمران در محور حمیدیه به سوسنگرد حمله کرد و موفق شد؛ خط محاصره سوسنگرد را بشکند و سوسنگرد را آزاد سازد. مشروح جریان این نبرد در کتاب عملیات اهوازـ سوسنگرد بیان شده است.

حادثه مهم در آبان1359، در دزفول و شوش حمله لشکر1 مکانیزه عراق در نهم آبان‌ماه به سرپل لشکر21 پیاده در غرب پای پل کرخه و مقاومت دلیرانه عناصر لشکر21 پیاده و شکست حمله دشمن بود. لازم به یادآوری است که از 7 آبان‌ماه، مسئولیت عملیاتی منطقه غرب دزفول و شوش به لشکر21 پیاده محول شد و عناصر لشکر92 زرهی از این منطقه رها گردیدند.

نیروهای متجاوز مستقر در این منطقه متوجه این تعویض شدند و با توجه به شکست لشکر21 پیاده در حمله 23 مهرماه، تصور کردند که افراد این لشکر کارایی رزمی ندارند؛ لذا دشمن تصمیم گرفت به لشکر21 پیاده فرصت ندهد مواضع خود را تحکیم کند و یک روز بعد از استقرار لشکر در منطقه سرپل، اقدام به حمله کرد، ولی دشمن با مقاومت دلیرمردان لشکر21 مواجه شد و بعد از 12 ساعت نبرد سخت، مجبور به عقب‌نشینی به مواضع اولیه خود گردید و این حمله دشمن آخرین زورآزمایی وی برای عقب راندن نیروهای ما از غرب رودخانه بود. در این نبرد، نیروی هوایی ما یکی از مؤثرترین عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی را انجام داد.

در طول مدت آبان‌ماه، تغییر مکان یگان‌های عمده نیروهای ما از مناطق داخلی به منطقه خوزستان تکمیل شد. کلیه عناصر لشکر21 پیاده و 16 زرهی و گروه‌های توپخانه و قسمتی از عناصر لشکر77 پیاده به خوزستان تغییر مکان داده شدند و توازن نسبی قوا بین نیروهای ما و دشمن برقرار گردید و در مقابل، سه لشکر زرهی و حدود دو لشکر مکانیزه دشمن که در صحنه عملیات خوزستان وارد عمل شده بودند، با دو لشکر زرهی و حدود دو لشکر پیاده ما صف‌آرایی کردند. علاوه بر عناصر نیروی زمینی، رزمندگان غیرارتشی شامل سپاهیان پاسدار، گروه نامنظم دکتر چمران و نیروهای بسیج مردمی تشکیلات سازمانی نسبتاً منظم‌تری یافتند.

نیروهای مسلح ایران حالت بهت و غافلگیری را از سر گذراندند و به جبهه‌های جنگ سازمان و گسترش و رهبری نسبتاً مناسبی داده شد. ضمناً ارتش متجاوز عراق در مدت دو ماه جنگ، قسمتی از توان رزمی خود را از دست داد و با شکست‌هایی که از اوایل آبان‌ماه در تمام عملیات تعرضی نصیبش شد، روحیه تهاجمی خود را نیز از دست داد و رؤیای قادسیه صدام برای تصرف خوزستان در مدت کمتر از یک هفته به یأس مبدل گردید. ارتش متجاوز عراق مجبور به قبول پدافند در تمام جبهه‌های نبرد خوزستان شد، لذا در اواخر آبان، نیروهای هر دو طرف متخاصم به حالت پدافندی کامل درآمدند.

اما نبردهای مهر و آبان59، فرماندهان رده بالای ما را نیز متوجه کمبودهای اصولی نیروهای ما کرد و آن تصور نادرستی را که از ضعف فوق‌العاده ارتش عراق داشتند، روشن ساخت؛ لذا از اواخر آبان، الزاماً اتخاذ حالت پدافندی را تا زمان احراز آمادگی کافی برای تعرض متقابل قبول کردند و تدبیر کلی فرمانده برای مدت زمان محدود بر اساس جنگ فرسایشی قرار گرفت.

فرماندهی نیروی زمینی درباره اثرات مثبت جنگ فرسایشی به نفع نیروهای ما برآوردی کرد و در این برآورد چنین نتیجه گرفت که به علت برتری فوق‌العاده عددی نیروی انسانی ما نسبت به جمعیت عراق، که حدود سه برابر می‌باشد و با توجه به عوامل سربازگیری و مدت خدمت نظام وظیفه، مقدورات پرسنلی نیروهای مسلح ایران هشت برابر ارتش عراق می‌باشد. در مقابل هر یک نفر رزمنده عراقی، ایران می‌تواند هشت نفر رزمنده وارد میدان نبرد سازد. با این عدم تعادل نیروی انسانی، ارتش عراق نمی‌تواند تلفات پرسنلی را برای مدت طولانی تحمل کند. بنابراین، جنگ فرسایشی در نهایت به نفع کشور ما تمام خواهد؛ لذا تدبیر اتخاذ حالت پدافندی و اجرای نبردهای محدود و محلی و ادامه جنگ فرسایشی برای وارد کردن تلفات پرسنلی به دشمن مورد قبول قرار گرفت و به مرحله اجرا گذاشته شد.

 اولین دستور عملیاتی پدافندی به نام دستورالعمل شماره8 در 21 آبان تهیه و منتشر گردید که مورد هماهنگی جانشین رئیس ستاد قرار نگرفت. در 30 آبان، دستور عملیاتی پدافندی بدر تهیه و منتشر شد و بعد از دو ماه نبرد، سازمان رزمی برای صحنه  عملیات خوزستان مشخص و اجرا گردید.

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده