شهید صیاد در کلام یاران(36)
منتخبی از خاطرات، اخلاق و رفتار برجسته شهید صیادشیرازی (بخش اول) نماز را در مكتب یاد گرفتم، در مكتب خانهای كه در تابستان سال اول دبستان میرفتم. ... ارتباط ما با اسلام، از همان نمازی بود كه در كانون خانواده به آن تشویق شدیم و در مكتب یاد گرفتیم. تا یادم میآید، این نماز قطع نشده و اگر هم قطع شده در آن بچگیها بوده كه برای من واجب شرعی نبوده است. (ناگفتههای جنگ، 1378، ص12) ... ظاهر آراسته، سرزندگی و شادابی علی آقا ]صیادشیرازی[ در محوطه دانشكده افسری ]46 ـ 43[ و برخوردهای لحظهای و ناخودآگاه با او، توجه هركسی را به خود جلب میكرد، من هم استثنا نبودم. (هرچند دیر، 1390، ص9)

دوره‌های چتربازی و تكاوری دانشكده افسری از خردادماه تا شهریورماه در شیراز آغاز گردید. در همین دوران بود كه صیاد فرصت یافت، توان جسمی و روحی خود را در حد یك قهرمان نشان دهد و این مراحل بسیار سخت را با قدرت تمام پشت سر بگذارد و افتخار شاگرد اول شدن را به دست آورد. (همان، ص 20)

… سرلشكر یوسفی ـ فرمانده لشكر تبریز ـ در یكی از روزهای سال 1348:

… روزی در میان جمعی از نظامیان گفت: نام این آدم را به خاطر بسپارید. من در ناحیه این جوان آن قدر لیاقت می‌بینم كه اگر بخت یارش باشد و از شر حاسدان در امان بماند، روزی فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران می‌شود. (در كمین گل سرخ، 1382، ص45)

… روزی در غذاخوری دانشگاه مِس هال (Mess Hall) به طور تصادفی، سروانی امریكایی در صف غذا بین علی ]صیاد[ و من قرار داشت. علی به عادت همیشگی در انتخاب غذا كمی تأمل می‌كرد و تا از ماهیت غذایی مطمئن نمی‌شد، آن را انتخاب نمی‌كرد. سروان امریكایی با دیدن او در حالی كه سرش را تكان می‌داد، رو به من كرد و گفت: او با همه فرق دارد. همین جمله كوتاه كه نشانی از هوش و سرعت در شناخت سروان امریكایی را در خود دارد، مرا واداشت علی را رها كنم و بر سر میز سروان بنشینم و علت قضاوت او را جویا شوم. سروان كه می‌دانست، من فهم درستی از زبان انگلیسی ندارم، با جملاتی كوتاه و ساده و به زبان انگلیسی چنین گفت: او را در هر كجا می‌بینم، با دیگران فرق دارد، متفاوت در پوشیدن، متفاوت در خوردن، متفاوت در تفریح كردن، متفاوت در درس خواندن، متفاوت در كار كردن، متفاوت در شخصیت، خلاصه متفاوت در همه چیز.

و در پایان، مثل اینكه او را مجبور كرده بودند كه از علی تعریف و تمجید كند، با حرارت و تأكید روی كلماتش ادامه داد: او با همه شما خارجی‌ها فرق دارد، او یك جنتلمن است، مطمئن هستم با سرعت به رأس خواهد رسید. (هرچند دیر، ص118)

… من با توجه به شناخت عمیقی كه از ویژگی‌های منحصر به فرد وی دارم، به جِد بر این باور هستم، فرماندهی نیروی زمینی حداقل شغلی بود كه در هر شرایطی، صیاد به آن دست می‌یافت، با این تفاوت كه در شرایط معمولی و غیرجنگی، رسیدن به این شغل، با رعایت سلسله مراتب و دیرهنگام میسر می‌گردد. در ادامه این سلسله گفتار، به یاری پروردگار، با ارائه شواهدی روشن، این عقیده فردی را به نظر جمعی مبدل می‌كنم. (همان، ص3)

… فرزند شهید نقل می‌كند:

« پدرم احترام فراوانی برای مادرشان قائل بودند، حتی در سفر آخری که به مشهد رفتند، به علت کسالت ایشان تا صبح بالای سرشان بیدار مانده بودند. اینگونه رفتارها و سایر موارد این چنین باعث شده بود که صفا و صمیمیت در خانواده ما موج بزند» (سیری در رفتارشناسی شهید سپهبد علی صیادشیرازی، 1391، ص60)

 

 

 

منبع: شهید صیاد در کلام یاران، هادقی، محمود، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده