نماز در آیینه خاطرات رزمندگان اسلام(21)
سجادة خونين سرباز بهمن دهقاني چند لحظه بعد صداي انفجار مهيبي به گوش رسيد. موج انفجار توده اي از خاك وسنگ را به اطراف پراكنده كرد . و غبار همه جارا فرا گرفت . سرم را از روي زمين برداشتم اطراف را جستجوكردم تا اينكه نگاهم بر روي آلاچيق جلوي سنگر متوقف شد. خمپاره به تراورس آلاچيق اصابت كرده بود. سروان پژوهنده با چهره اي آرام روي سجاده خونين افتاده و تكه هاي تراورس مانند تركش پيكرپاكش را تكه پاره كرده بود.

باشنيدن آواي ملكوتي اذان ، از خواب بيدار شدم و از سنگر بيرون رفتم . هوا هنوزگرگ و ميش بود . سربازان دركنار تانكر آب درحال وضو گرفتن بودند.  سروان پژوهنده قبل از همه زير آلاچيق جلوي سنگر به نماز ايستاده بود تا از فرصتي كه به نماز جماعت مانده نهايت بهره را ببرد.

          وضوگرفتم و از دور به تماشاي فرمانده گردان ايستادم . رزمندگان كم كم مهيّاي نماز جماعت مي شدند كه ناگهان صداي صفير خمپاره اي سكوت منطقه را درهم شكست و همه به سرعت زمين گير شدند. چند لحظه  بعد صداي  انفجار مهيبي به گوش رسيد. موج انفجار توده اي از خاك وسنگ را به اطراف  پراكنده كرد . و غبار  همه جارا فرا گرفت . سرم را از روي زمين  برداشتم  اطراف را جستجوكردم تا اينكه نگاهم بر روي آلاچيق  جلوي سنگر متوقف شد. خمپاره به تراورس آلاچيق  اصابت كرده بود. سروان پژوهنده  با چهره اي آرام روي سجاده خونين افتاده و تكه هاي تراورس مانند تركش پيكرپاكش را تكه پاره كرده بود.

          بي اختيار به ياد شب قبل افتادم كه سروان پژوهنده  سربازان گردان را جمع كرد و پذيرش آتش بس ازسوي رژيم بعثي را به همه آنها تبريك گفت . بعد هم از آنان خواست تا هوشياري و آمادگي  خودرا كاملاً حفظ كنند ، چرا كه بي اعتنايي به ارزشهاي انساني و ناجوانمردي رژيم بعث درطول سالهاي جنگ برهمگان آشكار است و هر لحظه امكان نقض آتش بس از سوي دشمن وجود دارد.

          همينطور هم شد. فرداي آن روز ارتش عراق بي اعتنا به پذيرش قطعنامه ازجانب ايران، با بهره گيري ازعناصر منافقين حمله گسترده اي درمناطق غربي كشور تدارك ديد. امّا سروان پژوهنده درهمان ساعات اوّليه صبح به جمع شهداي محراب پيوست و عاشقانه به ضيافت الهي شتافت .

 

منبع: زمزمه ای در تنهایی، حسینیا، احمد، 1383، انتشارات عرفان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده