شهید صیاد در کلام یاران(33)
سال­شمار زندگی شهید سپهبد علی صیادشیرازی(بخش دوم) 1358 داوطلبانه در 31 مهرماه 58 در پی جلسه فوقالعاده شورای تأمین استان اصفهان، برای بررسی حادثه شهادت 52 نفر پاسدار اعزامی از اصفهان به كردستان، در مسیر برگشت در منطقه سردشت، همراه دكتر چمران و برادر پاسدار سید رحیم صفویی وارد پادگان سردشت میشود. این مأموریت با تعداد دیگری عملیات گشتی شناسایی و گشتی رزمی به مدت 17 روز ادامه مییابد. (ر.ك. عملیات شیندرا، 1380)

1359

3 اردیبهشت، اجرای عملیات آزادسازی سنندج و گردنه صلوات‌آباد.

… در پی جلسات متعددی كه به اتفاق جمعی از دوستان ارتش و سپاه با فرماندهی نیروی زمینی ارتش «شهید سرلشكر فلاحی» در خصوص كنترل مرز داشتیم، پس از گفتگو و بحث مفصل، به خاطر پیامدهای سیاسی طرح، ایشان موضوع را به رئیس جمهوری وقت، بنی­صدر، ارجاع داده و سپس مقدمات این ملاقات را فراهم نمود.

در ملاقات با بنی­صدر با جمع دوستان، طرح را ارائه كردیم. … بنی­صدر گفت: شما می‌توانید به عنوان نماینده من به منطقه كردستان بروید و به فرمانده نیروی زمینی می‌گویم شما را پشتیبانی نماید. … (عملیات آزادسازی سنندج و گردنه صلوات آباد، ایران سبز، تهران، 1375)

 

1359

واگذاری مسئولیت فرماندهی منطقه غرب به سرگرد صیادشیرازی با ترفیع دو درجه موقت با درجه سرهنگی از طرف بنی­صدر، رئیس جمهور و جانشین فرمانده كل قوا.

 

1359

حركت یك ستون نظامی به استعداد یك گروه رزمی گردانی از لشكر16 زرهی در تاریخ 2/4/59، از پادگان سقز به پادگان بانه و حضور سرهنگ صیادشیرازی در روز بعد در ستون، پس از درگیری ستون با ضدانقلاب و به هم ریختگی یگان در جاده، و بالأخره فرماندهی و هدایت ستون توسط سرهنگ صیادشیرازی تا ورود و استقرار در پادگان بانه. (گردنه خان تا قله آربابا، ایران سبز، تهران، 1381)

 

1359

حركت یك ستون نظامی به استعداد یك گروه رزمی گردانی از تیپ55 هوابرد در تاریخ 13/6/59 از پادگان بانه و ورود به پادگان سردشت در تاریخ 20/7/59 و درگیری این ستون با ضدانقلاب در كمین‌گاه دشمن و تحمل تلفات و خسارات زیاد در مسافت 56 كیلومتری. حضور و فرماندهی و رزم نزدیك سرهنگ صیادشیرازی در این ستون از ابتدا تا پایان درگیری. (در كمینگاه دشمن، ایران سبز، تهران، 1389)

 

1359

یك روز قبل از آغاز جنگ تحمیلی، از سوی بنی­صدر، سرهنگ صیادشیرازی از فرماندهی قرارگاه غرب معزول گردید و فرد دیگری در این شغل انتصاب یافت. سرهنگ صیادشیرازی در این حكم جدید به فرماندهی كردستان منصوب شد كه شامل لشكر28 و تیپ23 نیروی مخصوص و نیروهای سپاه آن منطقه بود. در پی این انتصاب، قرارگاه مشترك ارتش و سپاه را در لشكر28 دایر نمود. (ناگفته‌های جنگ، گفتار دهم و یازدهم)

 

1359

فرماندهی عملیات حركت ستون نظامی از سنندج به مریوان در دو مرحله و در تاریخ‌های 15/3/59 و 22/5/59.

 

1359

پاییز 1359 همكاری و مشاورت با قائم مقام سپاه پاسداران، شهید كلاهدوز درباره آموزش و سازمان‌دهی نیروهای سپاه در جنگ با ارتش عراق.

… با برادران سپاه در تهران صحبت كردم. گفتم: سپاه باید سازمان‌دهی شود. شهید كلاهدوز در همان روزها ]1/7/59[ به عنوان قائم مقام سپاه منصوب شده بود. از قبل با هم دوست بودیم. روابط نزدیكی داشتیم كه برای همكاری‌ها مؤثر بود. (ناگفته‌های جنگ، ص137)

 

1359

در پاییز 1359، در سفری كه به سرپل ذهاب برای مذاكره با فرمانده سپاه منطقه ]برادر آذربون[ و طرح‌های مقابله با دشمن متجاوز نموده بود، در برگشت از سرپل ذهاب به كرمانشاه، در تصادف خودرویی به شدت مجروح و به تهران منتقل می‌گردد. (ناگفته‌های جنگ، ص140)

بعد از مدت كوتاهی با همان وضع دوران مجروحیت و درمان به محل خدمتی در سنندج برگشت و ضمن اقدامات جاری، درصدد آزادسازی بوكان از طرف میاندوآب برآمد. با دریافت نامه‌ای به وی ابلاغ شد كه قرارگاه مشترك را منحل كند و به عنوان مشاور فرمانده لشكر28 به خدمت خود ادامه دهد. (ناگفته‌های جنگ، ص146)

… سنندج، مریوان، دیواندره، سقز، بانه و سردشت در دست ضدانقلاب بود و آزاد شد. محورها دست ضدانقلاب بود كه در تأمین ما قرار گرفت. سلطه ضدانقلاب در منطقه از بین رفته بود. حالا باید یك دفعه تشكیلات را به هم می‌زدیم، در حالی كه هنوز كار تمام نشده بود. (ناگفته‌های جنگ، ص147)

در پاسخ نامه نزاجا، صیادشیرازی نوشت: … باید شورای عالی دفاع دستور بدهد … بنی­صدر پاسخ را برد خدمت امام به نشانه تمرد صیادشیرازی. حضرت امام هم دستور دادند برابر مقررات با وی رفتار شود.

در نامه‌ای دیگر به وی ابلاغ شد: شما از امروز بركنار هستید و باید از منطقه خارج شوید. (ناگفته‌های جنگ، ص149)

 

1360ـ 1359

فعالیت‌های صیادشیرازی در كردستان به دو مرحله تقسیم می‌گردد:

مرحله یكم:

تشكیل اولین قرارگاه عملیاتی مشترك ارتش و سپاه به طور غیررسمی در تاریخ 24/2/59 در ستاد لشكر28 سنندج.

عملیات‌های انجام شده در مرحله یكم:

– آزادسازی شهر سنندج و گردنه صلوات‌آباد مورخه 23/2/59، قبل از تشكیل قرارگاه عملیاتی مشترك.

– پاكسازی اطراف سنندج و دامنه‌های جنوبی ارتفاعات آبیدر.

– پاكسازی روستاهای اطراف گردنه صلوات‌آباد.

– عملیات پاكسازی محور سنندج ـ دیواندره و آزادسازی شهر دیواندره و ادامه آن تا سقز به مدت 48 ساعت و ایجاد پایگاه‌های ثابت در محور سنندج با به كارگیری یك گردان پیاده از لشكر77 به منظور تأمین جاده.

– پاكسازی جاده سه‌راهی دهكلان و آزادسازی پادگان‌های مارنج و موچش.

– آزادسازی دكل مخابراتی قلیچیان در شمال­شرقی شهر سنندج (در این عملیات شهید سید علی­اكبر هاشمی مجروح گردید).

– عملیات بازگشایی مرحله یكم جاده سنندج به مریوان و آزادسازی شهر مریوان.

– عملیات بازگشایی محور سقز ـ بانه و آزادسازی شهر بانه. این عملیات فراز و نشیب‌های زیادی داشته است. (به كتاب گردنه خان تا قله آربابا مراجعه شود.)

– عملیات پاكسازی محور حسین‌آباد به هزاركانیان در عمق منطقه جهت تأمین منطقه و انهدام ضدانقلاب.

– پاكسازی محور باینچوب به منظور گسترش تأمین محور دیواندره.

– چندین عملیات كوچك در اطراف شهرهای آزادشده به منظور تأمین بیشتر شهرها.

مرحله دوم:

تشكیل قرارگاه عملیاتی غرب در كرمانشاه به فرماندهی سرهنگ علی صیادشیرازی و قرارگاه‌های تابعه در سنندج، مریوان، سقز، بانه.

در این مرحله سرگرد صیادشیرازی از طرف رئیس جمهور با دو درجه موقت به درجه سرهنگی ارتقاء یافت. فرماندهی عملیاتی كلیه یگان‌های منطقه شامل: لشكرهای 28، 64، 81، 16 و تیپ23 نوهد را بر عهده گرفت.

عمده عملیات‌های انجام شده در مرحله دوم:

– عملیات بازگشایی مرحله دوم محور سنندج ـ مریوان به منظور تأمین محور و آمادرسانی شهر مریوان.

– عملیات بازگشایی محور بانه ـ سردشت به منظور تأمین شهر سردشت.

– استقرار دانشجویان دانشكده افسری در مارنج و موچش و شركت دانشجویان در آموزش‌های چریكی و پاكسازی.

منبع: شهید صیاد در کلام یاران، هادقی، محمود، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده