حدیث عاشقان(60)
به علت مشغله زياد, فراموش كردم دستور تيمسار را اجرا كنم. روز بعد, تيمسار ستاري به شعبه آمدند و از من پرسيدند: ـ دستگاهها را آوردند؟ گفتم: ـ نه متاسفانه فراموش كردم با مسئول انبار تماس بگيرم. تيمسار ناراحت شدند وگفتند: ـ تو هم شدي مثل ديگران !

توهم شدي مثل ديگران

 

اين خاطره از ص149 كتاب«پاكبازعرصه عشق» به روايت «كارمند محمد حسين صادق زاده» انتخاب شده است.

 

اداره مهندسي نيروي هوايي, ازيك شركت آلماني چند دستگاه عيب ياب كابلهاي فشار قوي را درخواست كرده بود. شركت براي فروش دستگاه ها قيمت بالايي را پيشنهاد كرده بود, لذا تيمسار  به هيچ وجه  حاضر نشدند مجوز خريد آن را صادر كنند.

اين موضوع, باقي ماند تا اينكه روزي ايشان به شعبه برق و تهويه آمدند و به من گفتند:

ـ شما ازعيب ياب چيزي مي دانيد؟

گفتم:

ـ بله، يك نوع عيب ياب هست كه دوره آن را ديده ام.

ايشان مشخصات كامل آن را از من گرفتند وسپس رفتند چند روز بعد, مجدداً  به شعبه آمدند وگفتند:

ـ سه دستگاه ازاين عيب ياب ها را در انبار ديدم، فردا به سرهنگ شاه حيدري «مسئول انبارها» تلفن بزن, بگو آن سه دستگاه عيب ياب را دراختيار شما قرار بدهند.

به علت مشغله زياد, فراموش كردم دستور تيمسار را اجرا كنم. روز بعد, تيمسار ستاري به شعبه آمدند و از من پرسيدند:

ـ دستگاهها را آوردند؟  گفتم:

ـ نه متاسفانه فراموش كردم با مسئول انبار تماس بگيرم.

تيمسار ناراحت  شدند وگفتند:

ـ تو هم شدي مثل ديگران !

اين راگفتند و بلافاصله شعبه را ترك كردند. من, از اين واقعه بسيارشرمنده شدم وازاينكه  تيمسار ذهنيت بدي نسبت به من پيدا كرده بودند، خيلي ناراحت بودم، اما بيش از يك ساعت و نيم نگذشته بود كه ديدم يك كاميون يخچال دار, دستگاه هاي عيب ياب را آورد. دستگاه ها را ازماشين پياده مي كرديم  كه تيمسار آمدند واز من پرسيدند:

ـ همين است كه مي گفتي؟

گفتم:

ـ بله.

ايشان صندلي‌گذاشتند و درشعبه آن‌قدر نشستند تايكي ازدستگاه ها راآماده كرديم, من ‌عيب ياب را روشن كردم و برروي كابل حركت دادم. گوشي را به تيمسار دادم وگفتم: «اين صداي پالس است» و در اين رابطه برايش توضيح مي دادم. تيمسار, دقيقاً گوش مي دادند، بدون اينكه چيزي بگويند:

پس از راه اندازي دستگاه ها, تيمسار دستوردادند در مورد نحوه كار آنها به چند نفر نيز آموزش داده شود و خودشان براي انجام كاري رفتند.       

بعدها متوجه شدم, تيمسار در دانشگاه رشته برق و الكترونيك را خوانده اند, ولي آن روز وقتي صداي پالس را برايش توضيح مي دادم، اصلاً به روي خودشان نياوردند.

 

منبع: برای سرباز تا ارتشبد، صادقی گویا، نجاتعلی، 1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده