شهید صیاد در کلام یاران(31)
درباره اختتامیه همایش صیادشناسی سرتیپ دوم حسن سیفی امام زمان (عج)! دوست دارم در خونت پر بزنم هی خودمو این در و آن در بزنم دوست دارم نگاهت کنم، صدات کنم دوست دارم جوونیمو فدات کنم اسفند۱۳۹۱، همایش صیادشناسی. این­طور نیست که هر کس خودش آمده باشد. موضوع بحث این است که چه شد ما آمدیم. ما زمانی که ستوان بودیم، فکر می­کردیم که شهید صیاد، فقط ما را دوست دارد که می­آید در خط مقدم.

می­رفتیم گردان می­دیدیم با فرمانده گردان­ها خیلی بیشتر از ما در تماس است. می­آمدیم در رده تیپ می­دیدیم که همین­طور است. در رده لشکر هم همین­طور. هرچه زمان می­گذشت می­دیدیم که صیاد به همه تعلق دارد. رفتیم توی بسیج، توی سپاه، توی مردم، بین علما، روحانیت، مراجع تقلید، در دعای توسل، در دعای ندبه و هرجا که رفتیم دیدیم که صحبت از صیاد بود. ضرورت وجودی شهید صیاد و چیستی و چرایی پرداختن به ایشان ایجاب می­کند که در عصر کنونی که نیاز جامعه ولایی ما به تفکر وحدت­آمیز ایشان است، از جایی شروع کنیم. چه باید می­کردیم؟ و چه نکردیم؟ و در آینده چه باید انجام بدهیم.

باید از یک جایی شروع کنیم. ان­شاءالله  سعی می­کنیم که بخشی از آن را جبران کنیم. این را هم بگویم تا آقایان هستند (در قید حیات هستند) می­شود این کار را کرد.

شهید صیاد اقیانوسی است که هر کس به اندازه ظرفیت، درک، اندازه ظرفش، عقل و تدبیرش می­تواند از آن استفاده کند. در این زمانه جا دارد که انسان به این مطلب بپردازد و ان­شاءالله استفاده لازم را ببرد.

اگر از من بپرسند که در این چند سال که برای شهید صیاد کار می­کنی یک چیز بگو که شهید صیاد آن باشد، من این را می­گویم:

هر چه گویی آن کنم، من آن کنم    هرچه را فرمان دهی فرمان کنم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

 

منبع: شهید صیاد در کلام یاران، هادقی، محمود، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده