این زمین در آن زمانه(2)
بايد كه صاحبدل شويم آنچه كه انسان را صاحب نظر ميكند، دانش نظري و فكر است؛ ولي آنچه او را صاحبدل و داراي حكمت ميكند؛ ذكر است. دانش با فكر ما كار دارد و ذكر با قلب و جان ما كار دارد. نظر تا بر دل رسوخ نكند و تا به يقين قلبي مبدل نشود وارد حيطه عمل نميشود.

عزيزان دانشجو! آنچه تاكنون در زمینه معارف جنگ، به­عنوان درس در دانشگاه آموخته‌ايد و به آنها مي‌گوييم دروس نظري، براي اين بود كه اهل نظر شويد؛ در حقيقت و به صورت كلي آنچه بود به عقل نظري و فكر منتهي مي‌شد. هر جای دیگر هم از  مدرسه تا دانشگاه، حوزه و هر مركز آموزشي كه با استدلال و مباحث عقلي سر و كار دارد و فكر و انديشه را به چالش مي‌كشد، در حوزه عقل نظري قرار دارد، كه به آن دانش مي‌گوييم. حتي آنچه هم که در آزمايشگا‌ه­ها در علوم تجربي، رياضي و… بحث مي‌شود، تا جايي كه ذهن و انديشه را مورد خطاب قرار مي‌دهد، در نهايت عقل نظري ما را مورد خطاب قرار مي‌دهد.

دقت كنيد؛ نمي‌گويم علوم نظري! علوم نظري كه قطعاً و صرفاً چنين است، من ديگر علوم را هم مي‌گويم؛ علم تا جايي كه به حوزه عمل وارد نشده، علم نظري است.

طبعاً در علوم انساني و مباحث نظري خاصه اين چنين است. آموزش­ها و دانش نظري و هرچه كه در حيطه و گستره عقل نظري است و مخاطبش قدرت درك، انديشه و حافظه می­باشد، علوم نظري است و لذا آنچه كه انسان را صاحب نظر مي‌كند، دانش نظري و فكر است؛ ولي آنچه او را صاحبدل و داراي حكمت مي‌كند؛ ذكر است.

دانش با فكر ما كار دارد و ذكر با قلب و جان ما كار دارد.

نظر تا بر دل رسوخ نكند و تا به يقين قلبي مبدل نشود وارد حيطه عمل نمي‌شود.

حتماً اين‌چنين نيست كه هر صاحب‌نظري، صاحبدل نيز باشد. كما اين‌كه هميشه نيز اين­طور نيست كه هر صاحبدلي عالم باشد. ولي علمي مفيد است كه با ذكر به دل راه يابد و از دل به جوارح سرايت نمايد.

 انگيزه عمل ذكر است نه فكر. فكر راه‌‌هاي عمل است ولي انگيزه و داعيه را ذكر بنيان مي‌نهد.

دانشگاه شما دارالفكر بود. اينجا دارالذكر است. اينجا (به مناطق جنگی) نيامده‌ايد كه تاكتيك و اصول جنگ و آرايش و گسترش يگان‌ها را بدانيد. اينها را به­عنوان آموزش­هاي نظري در دانشگاه‌ فراگرفته ايد و در اين باب در آنجا اهل نظر و فكر شده‌ايد. البته در اينجا منطقه را نيز به شما مي‌شناسانند و محل استقرار خودي و دشمن را مي‌بينيد. با محورها و معابر وصولي و نفوذي با نقش نيروي زميني، هوايي، دريايي، ارتش و سپاه در جنگ آشنا مي‌شويد. كه اينها هم علم نظري است ولي پاره­ای از آن يادآوري دروس دانشگاه است و بخشی هم دروس نظري دانشگاهي جديد. بخشی دیگر از آموزش‌ها هم لمس عيني و آشنايي حضوري با زمين و شرايط منطقه عمليات است كه آن هم باز نظري می‌باشد.

ولي منظور و اهداف اصلي آوردن شما به اين سرزمين صرفاً اينها نيست، بلكه هدف اين است كه جزم علمي شما به عزم عملي تبديل شود. كار فكر كه جزم است به كار دل كه عزم است بدل گردد. در مناطق عملياتي شلمچه، چزابه، هويزه، دهلاويه، بستان، خرمشهر، پل مارد، دوكوهه، كنار اروند، تپه­چشمه، برقازه، ميشداغ و مقر تفحص شهدا در شرهاني شما با دل گام برداريد. اينجا ذكر مي‌گوييد و ذكر مي‌شنويد نه فكر؛ فكر كرده‌ايد و اينجا آمده‌ايد. حال براي شما در اين مكان­ها ذكر مي‌آيد تا صاحبدل برگرديد. قبلاً صاحب نظر شده‌ايد، ولی اینجا آمده‌ايد كه اهل دل شويد تا بتوانيد عمل كنيد.

 به اساتيد نه گوش، كه دل بسپاريد.

 لحظه لحظه زمان و قطعه قطعه زمين را با دل سپري كنيد.

 از حماسه، ايثار، معنويت، شهادت، صبر و استقامت و وحدت دوران دفاع مقدس روحيه بگيريد.

 صاحبدل شويد تا صاحب عزم گرديد.

اين واژه‌ها و كلمات كه گفتم مطالب نظري كه با عقل نظري  سر و كار داشته باشد نيستند؛ بلکه واژگانی هستند که با عقل عملی سر و کار دارند. با فكر كار ندارند، با ذكر كار دارند و منتج به عزم مي‌شوند. جزم علمي نمي‌دهند، عزم عملي مي‌دهند.

وقتي پاره استخوان­های شهيد گمنام را مي‌بویيد عزم در شما ايجاد مي‌شود، نه جزم علمي.

 وقتي بر سر مزار شهداي شلمچه حاضر مي‌شويد، دل مي‌گيرد و بغض مي‌شكند، نه اينكه مغز گرفتار شود و صغرا و كبراي علمي ايجاد شود.

 لذا از اينجا كه برمي‌گرديم بايد مرد عمل شده باشيم، زيرا انگيزه عمل يقين قلبي است كه در ما حاصل شده، اينجا سرزمين قلب است و سرزمين عزم، دانشگاه محيط فكر است و محيط جزم.

  پروردگارا علم ما را افزون، جزم ما را متقن، اعتقادمان را يقيني و عزم­مان را راسخ فرما!

إن­شاءالله

 

 

منبع: این زمین در آن زمانه، نادره بهشتی، 1390، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده