زنده به عشق (شرح حال شهید امیر محمد جعفر نصر اصفهانی -38)
نگذار روحت شکار شود - جعفر، از نظر تو شالوده و پایه دوستی چیست؟ - روح... - می شود حرفت را کمی باز کنی؟
  • ببین حسین جان، وقتی تمام وجود تو را روح تو تشکیل داده باشد، این ویژگی تو را به بهترین ها سوق می دهد. چون روح پاک است، فقط به پاکی ها گرایش پیدا می کند، اگر روح را ظرفی پاک و بی غل و غش فرض کنیم، هر آنچه در این ظرف ریخته شود پاک و ناب خواهد بود. یعنی مظروف پاک نیالوده و ناب می ماند…
  • ما در جهانی پریشان، مادی و وسوسه کننده زندگی می کنیم، تکنولوژی و ماشین بیست و چهار ساعته و در رقابتی تنگاتنگ و دیوانه وار دستاورد های خود را بر ذهن و فکر ما آوار می کنند. روزمرگی ها مجال خلوت گزینی و با خود بودن را از انسان گرفته اند، چگونه می توان از کسی انتظار داشت این شبیخون را دفع کند و فقط و فقط روح باشد؟
  • دقیقاً همین جاست که انسان ها مرزبندی می شوند… گروهی همه وجودشان تن می شود… و در جریان سیل خروشانی که ماشین برایشان تدارک دیده قرار می گیرند و بی آنکه برای نجات خود دست و پایی بزنند یکسره تسلیم محض و دست و پا بسته ماشین می شوند تا آنجا که کاملاً خود انسانی شان مسخ می شود. گروهی دیگر اما فریب زرق و برق آن را نمی خورند. تا آن جا که به آن نیاز داشته باشند به خدمت می گیرند و در واقع اسیر می کنند.
  • فهمیدم جعفر جان… فهمیدم… ازت متشکرم.

 

منبع : حدیث ماندگاری، زنده به عشق، جلد13، آذر آیین، قباد، 1390، انتشارات سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده