گفتمان ارتشی دفاع مقدس(7)
طرحهای دفاعی ارتش قبل از آغاز جنگ ایران و عراق 15. روند تضعیف ارتش ایران و تقویت ارتش عراق در شش سال پایانی جنگ نگاه كارشناسانه از منابع مختلف به پارهاي آمار و ارقام و... و مقايسه گسترش سازمان خودي و دشمن در سالهاي جنگ، روشنگر محدوديتهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران در انجام عملياتهای مستقل و مداوم ميباشد.

جدول شماره5: آمار نیروی انسانی نیروهای سه‌گانه ارتش در هشت سال دفاع مقدس

 

در رابطه با جدول ارائه‌شده، محدوديت‌هايي كه در افزايش يگان‌هاي رزمي وجود داشت، موارد زير قابل ذكر هستند:

الف ) برابر جدول ارائه‌شده، آمار پرسنلي نيروي هوایي به نصف و نيروي دريایي به دوسوم تقليل پيدا كرده است. استفاده فراوان از هواپيماهاي شكاري بمب‌افكن نيروي هوایي در دو الي سه ماه اول جنگ (شايد هم استفاده بيش از حد براي متوقف كردن هجوم اوليه متجاوز لازم بوده باشد)، عدم امكان پشتيباني آمادي مؤثر از اين نيرو به علت تحريم‌هاي اعمال‌شده، كاهش توان رزمي و زمين‌گير شدن (ground) هواپيماها و بالطبع کاهش نيروي انسانی تا حد نصف و همين استدلال در مورد نيروي دريايي وضعيت اين دو نيرو را در از دست دادن درصدي از توان رزمي خود توجيه مي‌كند.

ب) نيروي زميني كه بيشترين بار جنگ را به دوش داشت، تعـداد نيروهـايش در چهـار سال اول جنگ در حد150هزار ثابت ماند و تنها در دو سال آخـر، 150هـزار نفـر نیروی وظيفه به آن اضافه گرديد.

ج) نيروي زميني از همان روزهاي آغاز جنگ دست بـه گسـترش سـازمان خـود زد و چون منابع لازم را در اختيار نداشت با استفاده از نيروي انساني پشت جبهه (عمومـاً مراكـز آموزشي) و كم و زياد كردن يگان‌هاي رزمي اقدام به تشكيل چند يگان نمود (ایجاد تيپ چهـارم در چند لشكر). بنابراين، هميشه با كمبود نیروی سازماني مواجـه بـود كـه بـا واگـذاري تعـداد بيشتري افراد وظيفه در دو سال آخر جنگ، ضمن اينكه كمبود سازماني يگان‌هاي رزمي را برطرف نمود (البته در حد جايگزين تلفات رزمي)، اقدام به تشكيل چند تيپ مستقل و تعدادي گردان قدس کرد.

د) درباره اقلام و تجهيزات عمده براي يگان‌هاي جديـدالتأسـيس و جـايگزيني اقـلام عمده انهدامي و تعميري، آن‌قدر شرايط نامطلوب بود كه جاي هيچ‌گونـه تحليـل و تفسـيري نمي‌ماند. با توجه به اينكه تهيه بيشـتر تجهيـزات و سـلاح‌هاي سـنگين از منـابع داخلـي امكان‌پذير نبود و خريد از منابع خارجي با محدوديت شديد همراه بود، لذا نيروي زميني مجبور گرديد يگان‌هاي خود را با بهره‌برداري از اقلام آمادي موجود در آمادگاه‌ها تجهيز نمايـد، كـه اين خود نقض غرض است؛ زيرا اين اقلام محدود به طور معمول بـراي جـايگزين كـردن اقـلام انهدامي، پيش‌بيني شده بود. لازم به ذكر است در مـواردي بـا برداشـت از اقـلام بعضـي از يگان‌هاي رزمـي، ساير يگان‌ها تجهيز و یا گاهی یگان‌های جدیدی تشکیل مي‌شدند.

هـ) به علت پايبندي جمهوري اسلامي ايران به ارزش‌هاي انقلاب اسلامی و ایستادگی بر اصول ثابت اخلاقی ـ اسلامی سیاست خارجی خود و غیرقابل انعطاف بودن سیاست خارجی طبق عرف جاری سیاسی، اكثر قريـب بـه اتفـاق كشـورهاي جهـان از فـروش تجهيزات مناسب مورد نياز كه به طور اجبار در زمان جنگ افزايش يافته بود، خودداري مـي‌كردند. به طوري كه، هيچ‌گاه نتوانستيم سلاح‌هاي مورد نيـاز خـود را بـه ميـل و اراده خـود انتخاب كنيم، چون خريدهاي محدود انجـام‌شـده که از مجـاري مختلـف و از روي اجبـار و بـا واسطه انجام مي‌گرفت، در مجموع از كيفيت مطلوب برخوردار نبودنـد و بهـره‌وري چنـداني نداشتند. آماده نگهداشتن اين تجهيزات براي نيروهـا بـا مشـكلات زیادی همراه بـود. در تحليلي در اين باره، از كتاب "ارتش و انقلاب اسلامي" مي‌خوانیم: «ايران با توجه به تحريم تسليحاتي، از منابع متعددي تسليحات لازم ارتش را با دشواري به دست مي‌آورد. در بين فراهم آورنـدگان جـديد جنگ‌افزار براي ايران، مي‌توان به كشورهاي كره شمالي، چين و برزيل اشاره كرد. گوناگوني تسليحات خريداري‌شده از كشورهاي مختلف، مسأله آموزش نيروها و تهيه قطعات يدكي را بسيار دشوار ساخته بود. اما ايران درگير جنگ تحميلي فرسايشي دچار كمبودهاي دائمي تسليحات لازم براي نيروهايش، مجبور به خريد اسلحه از تمام منابع موجود بود.» (لطفيان: 1380، 425) در حالی که شرایط دشمن به طور كامل با ما متفاوت بود، افزايش سازماني او بسیار گسترده و به سرعت انجام مي‌گرفت. سرلشكر وفيق السامرائي (مدیر اطلاعات ارتش عراق) كه پس از اشغال عراق توسط امریکا به لندن پناهنده شد، در كتـاب ویرانی دروازه شرقي مي‌گويد: «نيروهاي مسلح عراق در سال 1987 به بيش از يك ميليون و سيصد هزار نفر رسيدند، زيرا نياز دفاع (ساكن) گسترش يكصد و سي تيپ منظم در طول جبهه براي چند سال متمادي بود.» (السامرائي، 1389: 140) در مقام مقایسه، توان جايگزيني نیروهای مسلح ايران در مقایسه با ارتش عراق، با نگرش به حمايت بي قيد و شرط كشورهاي کوچک و بزرگ جهاني از آن کشور بسیار ناچیز بود. سرهنگ سيد يعقوب حسيني كه با نگارش شش جلد كتاب، خدمت بزرگي به بازگويي جنگ كرده است، مي‌نويسد: «اگر ايران چيزي از دست مي‌داد، ديگر جايگزين نمي‌شد. در حالي كه، ارتش عراق هر مقدار وسایل و تجهيزات از دست مي‌داد، احتمالاً بيش از دو برابر آن، با كمك پشتيبانان همه‌جانبه بين‌المللي وي تأمين مي‌گرديد و هر قدر فشار نظامي ايران بر نيروهاي عراق در ميدان‌هاي جنگ شديدتر مي‌شد به نسبت مضاعف، پشتيباني از حكومت و ارتش عراق توسط تقريباً اغلب كشورهاي جهان ـ هر كدام در حد توانایی سياسي و اقتصادي و نظامي خود ـ افزايش مي‌يافت.»

 

16. مرحله پایان جنگ سال 1367

پس از عملیات‌های کربلا5 و کربلا8، منطقه جنوب (معبر شلمچه) به شدت از سوی ارتش عراق دفاع می‌شد و امکان هیچ عملیاتی وجود نداشت. سپاه پاسداران برای ادامه عملیات‌های تهاجمی و به دنبال گرفتن زمین یک منطقه حساس از عراق که امتیازی باشد برای پایان جنگ، به منطقه شمال‌غرب گرایش پیدا کرد و راه کار را در این دید که رفتن به منطقه کردستان عراق، ارتش این کشور را به آن منطقه خواهد کشید، سپس می‌توان از منطقه جنوب به سمت بصره رفت. سپاه برای عملی کردن این تدبیر نیروها را به سمت شمال گسیل داشت. از طرفی، پس از صدور قطعنامه598 که ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و با اجماع پنج کشور عضو اصلی شورای امنیت تصویب شده بود، شرایط برای ادامه عملیات ایران سخت‌تر شده بود. چون محاصره اقتصادی شدیدتر شده و جنگ شهرها و جنگ نفت‌کش‌ها ادامه داشت، قیمت نفت به پنج دلار رسیده بود. جنگ روانی علیه ایران شدیدتر شده بود. جنگ شیمیایی عراق علیه ایران با اغماض غرب و رسانه‌ها انجام می‌گرفت. همه اینها شرایط را برای ادامه جنگ سخت‌تر کرده بود. از سوی دیگر، امریکا نیز در خلیج فارس با نیروهای ایرانی درگیر شده بود و عراق نیز راهبرد جنگ تدافعی خود را از فروردین 1367، به تهاجمی تبدیل کرد. لذا تغییر راهبرد جواب منفی داد و زمانی که سپاه نیروها را به شمال برده بود، ارتش عراق حمله خود را از فاو شروع کرد. فاو پس از 24 ساعت سقوط کرد و عملیات‌های موفق عراق به مانند دومینو به سایر جبهه‌ها سرایت کرد و تا 31/4/67 کلیه جبهه‌های ارتش و سپاه تقریباً فروپاشید. بنابراین، کلیه اتفاقات سال پایانی جنگ مختصراً به شرح زیر رقم خورد:

 

  1. اتخاذ راهبرد عمليات آفندی در شمال‌غرب توسط سپاه.
  2. آغاز عمليات‌هاي عراق از جنوب به منظور بازپس‌گيري (فاو، شلمچه، مجنون و…).
  3. پذيرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران و عدم پذيرش آن توسط عراق.
  4. ادامه حملات ارتش عراق در21/4 و 31/4/67 و فروپاشي جبهه‌هاي ارتش و سپاه.
  5. عمليات فروغ جاويدان منافقين با پشتيباني ارتش عراق در 3/5/67.
  6. عملیات مرصاد در 4/5/67 توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران (آزادبخت، 1382: 92).
  7. حمله عراق بعد از پذیرش قطعنامه 598.

 

 

منبع: گفتمان ارتشی دفاع مقدس، حسینی، سید ناصر، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده