درمانگران رزمنده(41)
روحيه و نشاط بالا - حسين كردبچه1 پس از فتح فاو در بيمارستان امام سجاد (ع) در شهر فاو كه بعد از حضور نيروهاي ايراني به سرعت ساخته و تجهيز شده بود، مستقر شديم. امكانات درماني تدارك ديده شده، خوب بود ولي برخلاف بيمارستان علي ابن ابيطالب(ع) امكانات جراحي هنوز راهاندازي نشده بود. در آن مقطع، فاو آرام بود و درگيري مستقيم زيادي وجود نداشت. حملات هوايي و اقدامات غافلگيرانه توسط غواصان دشمن، آمادگي و گوش به زنگ بودن را ميطلبيد. مورد دوم تهديد گُرازهاي معروف فاو بودند كه به علت حمله از پشت سر مواردي از قطع اندام تحتاني را باعث شده بودند.

شهر فاو كه بعد از حضور ايرانيان در آنجا به «شهر فاطميه» تغيير نام داده شده بود، روزي دو نوبت به وسيلة شهرداري فاطميه آبپاشي و نظافت مي‌شد.

در بيمارستان امام سجاد (ع)، بيشتر بيماران عادي پذيرش مي‌شدند و در رابطه با مجروحان، اغلب اقدامات اوليه انجام و به آن طرف اروند اعزام مي‌شدند. در اين خصوص حضور  تعدادي از پرستاران با تجربه، كارها را بسيار تسهيل مي‌كرد.

با وجود درگيري و خطراتي، كه هر آن تهديدي عليه حيات به شمار مي‌رفت، يك نكته در مناطق جنگي هميشه جلب توجه مي‌كرد و آن شادابي، سرحال و قبراق بودن رزمندگان بود. درست، بر خلاف چهره‌هاي عبوس، درهم رفته، اخم كرده و طلبكار از زمين و زمان در زندگي شهري كه بويي از لطافت و طراوت در خود ندارد. در جبهه با مراجعان عادي و حتي مجروحان كه اصابت تير و تركش دشمن، عضوي را از آنان گرفته بود، اغلب يك ويژگي مشترك ديده مي‌شد و آن حفظ روحية خوش‌مشربي و بذله‌گويي آنان بود. گاه مراجعيني كه شوخي‌هاي تندتري مي‌كردند و حريم‌ها را به هم مي‌زدند، در انتهاي صحبت خود، با چاشني لبخندي اظهار مي كردند كه:

«دكتر به دل نگير، من موجي‌ام و گاه قاطي مي‌كنم و…»

ما بهداري‌چي‌ها هم اغلب دلداري مي‌داديم كه:

«تا وقتي شوخي را با گلنگدن كشيدن قاطي نكني و روي ضامن باشي، بي‌خيال؛ چون اگر تو موجي هستي ما يك عمر است كه طوفان زده‌ايم.»

يك تابلو مكرر در فضاي بيمارستان جلب توجه مي‌كرد: «لبخند بزن رزمنده!»

و الحق كه همه آن را رعايت مي‌كردند.

پانوشته:

1- سرهنگ بازنشسته دکتر حسین کردبچه، رئیس سابق یکی از درمانگاه‌های ابهاد نهاجا.

منبع: درمانگران رزمنده، منتظر، رضا،1386، انتشارات ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده