شهید صیاد در کلام یاران(27)
ایشان برکت بازرسی است - سروان محمدحسن ولیجانی در زمان انتصاب شهید سپهبد علی صیادشیرازی به عنوان معاون بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح، دستوری از طرف مقام معظم رهبری مبنی بر بازرسی از توان رزمی نیروهای مسلح (ارتش، سپاه و نیروی انتظامی) صادر گردید. به بنده از طریق بازرسی نیروی زمینی مأموریت داده شد که در این رابطه به مدت شش ماه جهت همکاری به بازرسی ستاد کل اعزام گردم. البته با شناختی که آن شهید بزرگوار از تعدادی از کارکنان نیروهای مسلح داشتند، تعدادی را خودشان انتخاب کردند.

یکی از این نفرات فردی بود به نام آقای حسینی[1] که از سپاه پاسداران آمده بود. او بسیار فرد متعهد و متدین و کاردرستی بود و از شهر ری (حضرت عبدالعظیم حسنی) می­آمد. بیشتر با دوستان درباره مسائل مذهبی و اعتقادات صحبت می­کرد. شب اول هر ماه جلسه مذهبی در منزل ایشان برگزار می­شد و تعدادی از برادران نیز شرکت می­کردند. یک روز که جهت تقسیم کار مأموریت به حضور شهید رسیدم،  یکی از برادران از آقای حسینی صحبت نمود که ایشان را هم برای مأموریت انتخاب نمایند، چون در بازرسی هیچ کاری نداشت. شهید صیاد در جواب آن برادر فرمودند: ایشان برکت بازرسی است و همین آمدن و رفتن ایشان به بازرسی ستاد کل کافی است. خلاصه اینکه اعتقاد داشت در محل کار انسان­های با تقوا و متعهد نیاز است، اگر چنین باشد کارها بیشتر پیش می­رود.

این بی­نظمی است

در یکی از مأموریت­های بازرسی نیروی زمینی که تعدادی از کارکنان بازرسی در منطقه عملیاتی حضور داشتند و اطلاعات لازم را به فرماندهان گزارش می­نمودند، قرار بود سرهنگ نوری[2] جهت فرماندهی تیپ۵۸ ذوالفقار منصوب گردد. پرسنل بازرسی هم دعوت شده بودند. شهید سرهنگ برکاتی[3] نیز جزء این کارکنان بود. با خودرویی به سمت محل استقرار تیپ در جاده عین­خوش در حرکت بودیم که خودرو پنچر شد و در نتیجه به موقع به محل تیپ نرسیدیم. در پایان معرفی، شهید بزرگوار پرسنل بازرسی را جمع کردند و فرمودند: این بی­نظمی است و ما از این بی نظمی­ها نداشتیم. شهید صیاد در کارها خیلی به نظم و انضباط اهمیت می­داد. ان­شاءاللّه ما هم به این مسئله توجه داشته باشیم.

رسیدگی به امور با پای گچ­گرفته و عصا

در منطقه سوسنگرد مستقر بودیم و قرار بود فرمانده نیروی زمینی فرماندهان را در آن منطقه توجیه نماید. حدوداً ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه بود. کلیه فرماندهان تا رده لشکر منتظر ایشان بودند که یک خودرو رسید و از داخل آن شهید صیاد با دو عصا زیر بغل خارج شد. ایشان در منطقه کردستان توسط ضدانقلاب مجروح شده بود، اما با اینکه یک پای ایشان در گچ بود، کار و فعالیت را رها نکرده و با عصا در منطقه به کارها رسیدگی می­نمود.

منبع: شهید صیاد در کلام یاران، هادقی، محمود، 1394، ایران سبز، تهران

 


[1]. شهید حسینی از کارکنان سپاه بود که به شهید صیاد ارادت خاصی داشت.

[2]. سرهنگ اصغر نوری، فرمانده وقت لشکر58 ذوالفقار بود که شهید صیاد در جریان انتصاب وی در این محل خطاب به او گفتند: فرماندهی امانتی است که به طور موقت به عهده شما برادر عزیزم سپرده می­شود. موفقیت شما به میزان دریافت و کفایت شما در امر امانتداری می­باشد. این توفیق حاصل نخواهد شد مگر با توکل به خدا و اینکه کسب رضایت الله در کار باشد.

[3]. شهید سرهنگ برکاتی از کارکنان بازرسی نیروی زمینی ارتش بود.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده