زنده به عشق (شرح حال شهید امیر محمد جعفر نصر اصفهانی -28)
با من به این محفل روحانی بیایید - ممنون حسین آقا، من آشنایی با این محفل روحانی رو مدیون تو هستم. - این مرد کیست که با شنیدن نام حضرت زهرا، این گونه صیحه می کشد و بی قرار شده است؟ جعفر اولین بار بعد از شنیدن حرف های حسین (سرهنگ حسین مبارکی) شیفته هیات فاطمیون می شود و همراه او پایش به این محفل روحانی باز می شود.

در پایان جلسه اول چون تشنه ای که به زلال جاری یک چشمه رسیده باشد، چون دلباخته ای معشوق گم کرده که ناگاه خود را در حضور یار ببیند، چون ماهی برکه خشکی که در آخرین رمق حیات شرشر بارانی را بر گرده خود حس کند، در می یابد که چیزی کم داشته است که با حضور در این جمع پاک آن را یافته است… او حالا همان تشنه سیراب، همان عاشق واصل، همان ماهی جان باز یافته است.

حالال دیگر، غیر ممکن است جعفر در تهران باشد و حضور صبح های جمعه اش در هیات فاطمیون فراموش شود یا به تأخیر بیفتد.

چه نیرویی در کلام واعظ (آقا سید ابوالقاسم شجاعی) این هیات است که روح جعفر را چون مومی در واژه واژه سخنان آن گونه که خود می خواهد ورز می دهد، شکل می دهد و تسخیر می کند؟…

آن هنگام که از بی بی دو عالم حرف می زند، جعفر تاب تحمل از کف می دهد، فریاد بر می آورد و از هوش می رود:

  • یا زهرا… این بنده رو سیاهت را دریاب.

هیات فاطمیون مداح زبردست و خوش صدایی هم دارد که جعفر معمولاً مدح قمر بنی هاشم را از او در خواست می کند.

***

هیات فاظمیون ویژه مردان است… جعفر آرزو می کند شرایطی فراهم شود تا بانوان نیز بتوانند از فضای مقدس و روحانی هیات را درک کنند…

برای این که شمسی و فاطمه نیز در حظی که او می برد شریک شوند. جعفر تمام مطالب و سخنان مطرح شده در جلسات هیات را مورد به مورد یادداشت می کند و با خود به خانه می برد.

 

 

 

منبع : حدیث ماندگاری، زنده به عشق، جلد13، آذر آیین، قباد، 1390، انتشارات سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده