خلبانان(62)
به ياد دو شهيد - سرهنگ عطاءالله شادمان ما در منطقه چنانه زير نظر لشكر16 زرهي قزوين مستقر شده بوديم كه خبر دادند عراقيها يكي از فرماندهان لشكر16 ( احتمالاً شهيد آرايشخواه) را ناجوانمردانه به شهادت رساندهاند. نحوة شهادت اين فرمانده به گونهاي بود كه عراقيها او را پشت نفر بر بسته و كشيدهاند و در نهايت به وضع اسفباري او را به شهادت رساندهاند.

اين مسئله در روحيه هوانيروزيها خيلي ‌تأثير گذاشت؛ چرا كه در جمع هوانيروزيها افراد بزرگي چون حسين راستگو و محمّد شفيعي حضور داشتند و بارها تا قلب دشمن رفته بودند و از روبه رو با آنها جنگيده بودند. راستگو يكي از بي‌باكترين خلبانان تاريخ هوانيروز بود و  شجاعت او زبانزد همة خلبانان هوانيروز و حتي پرسنل نيروي زميني مستقر در منطقه بود.

من وقتي خبر شهادت آن فرمانده گردان از لشكر16را شنيدم بي‌اختيار نگاهي به صورت راستگو انداختم و در دل گفتم: آيا با بودن راستگو بايد فرماندهان ما را اين‌گونه به شهادت برسانند؟

صبح روز بعد اولين فروندي كه به سوي عراقيها به پرواز درآمد راستگو و محمّد شفيعي كه او هم دست كمي از راستگو نداشت بودند.

آنها آن‌قدرجلو رفته بودند كه ديگر با20 ميليمتري عراقيها را مي‌زدند. فاصلة بالگرد با عراقيها كمتراز پنجاه متر بود. من رسكيو ايشان بودم و بايد با فاصلة كمي با او پرواز مي‌كردم.

پس از پايان عمليات به قرارگاه برگشتيم. بالگرد راستگو نه گلوله خورده بود و ديگر قادر به پرواز نبود. از طرفي اطلاعاتي به ما رسيده بود كه عراق قصد دارد قرارگاه و محل پارك بالگردها را بمباران‌كند البته قبلاً چندين بار از اين‌كارهاكرده بود.

در هرصورت بهترين اقدام تخلية بالگرد‌ها بود. بلافاصله درهمان شب بالگرد‌هايي كه قادر به پرواز بودند از آن منطقه به پرواز درآمدند و بالگرد راستگو كه تيرخورده بود با كمك نيروي هوايي روي تريلر گذاشته و تخليه‌گرديد.

بلافاصله آن بالگرد به پايگاه دزفول و بالگردهاي سالم به قرارگاه بعدي منتقل شدند. ساعتي بعد تعداد زيادي از هواپيماهاي عراق در منطقه حاضر و محل بالگرد ها را كه ديگر بالگردي در آن وجود نداشت به شدت بمباران كردند.

هنوز از بمباران اول فارغ نشده بوديم كه مجدداً سه فروند ميگ آمد و آن محل را بمباران كردند. عراق پس از اين بمباران دربوق تبليغاتي خود دميد و اعلام نمود كه تمام بالگردها را هدف قرار داده است، غافل از اينكه ساعت نه صبح روز بعد تيم آتش پشتيباني عمومي ( همان بالگردها) به ليدري سرهنگ محمود بابايي  وارد عمل شد و به دنبال آن دوتيم آتش ديگر كه دريكي از بالگردها راستگو و شفيعي بودند عراقيها را تار و ماركردند.

پرواز بعدي بابايي و تيمش در همان نقطه بود، ولي راستگو و شفيعي مأموريت يافتند به فكه اعزام بشوند كه در آنجا بالگرد آنها هدف موشكهاي عراقي قرارگرفته  و به شهادت مي‌رسند.

پيكر سوخته و پاك اين عزيزان سه روز در منطقه زير آتش شديد دوطرف ماند و وقتي عمليات باموفقيت نيروهاي خودي به پايان رسيد و عراقيها از منطقه عقب نشيني كردند توانستيم پيكر پاك اين عزيزان را -كه مظهر شجاعت، تقوا و صداقت بودند- تخليه كنيم.

به نظر من و حتي به نظر آنهايي كه در اين عمليات حضور داشتند نيروهاي ما اين پيروزي را مديون دو شهيد هوانيروز راستگوـ شفيعي  بودند و همگي بر اين گفته اتفاق نظر داشتند.

 

 

منبع: خلبانان، پوربزرگ، علیرضا، 1385، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده