شهید صیاد در کلام یاران(26)
کار را امشب به من برسانید در سال­های تدریس شهید سپهبد علی صیادشیرازی در دانشگاه افسری امام علی(ع)، کار تنظیم سلسله درس گفتارهای «معارف جنگ» و تایپ بر عهده من بود. در یکی از شب­های ماه مبارک رمضان مطابق معمول مشغول تایپ مطالب بودم.

کار به نیمه­شب رسید و حدود ساعت 1:30 که من جهت استراحتی کوتاه مشغول قدم زدن در راهرو بودم، در همان لحظه شهید والامقام در حالی که تعدادی پوشه و پرونده جهت انجام مابقی امور در منزلشان در دستشان بود، از اتاق بیرون آمدند و در حال قفل کردن درب اتاقشان بودند که به محض دیدن من، جویای مطالب جلسه بعدی تدریس شدند و فرمودند: کار را امشب به من برسانید. من ساعت خود را نگاه کردم و با لبخندی گفتم: دیگر صبح شده و امشب نیست. شهید در جواب فرمودند: وقتی مطالب آماده شد، پس از سحری و ادای فریضه نماز، درب منزل تحویل دهید.

روز جمعه مورخه۲۰/۱/۱۳۷۸ مطالب درس­های معارف جنگ آماده شد و با ایشان تماس گرفتم و قرار شد که قبل از مراسم صبحگاه ستاد کل، در صبح روز شنبه ۲۱/۱/۱۳۷۸ به شهید والامقام تحویل گردد، اما… پوشه زیر بغل ما ماند.

منبع: شهید صیاد در کلام یاران، هادقی، محمود، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده