زنده به عشق (شرح حال شهید امیر محمد جعفر نصر اصفهانی -23)
به مخاطبت بیندیش لشکر 28 سنندج... دفتر بازرسی لشکر... جعفر وارد دفتر بازرسی می شود، افسر بازرس دارد کارمندی را سین جیم می کند. (محمد جعفر نصر، پچس از پایان جنگ مسئولیت بازرسی لشکر 28 سنندج را به عهده گرفته است) به کارمند، تخلفاتی نسبت داده شده است... لحن و نحوه بازرسی افسر بازرس، آمرانه و از موضع قدرت است. رفتارش نه رفتار یک قاضی با متهم که رفتار غالب و مغلوب است... محمد جعفر این لحن و رفتار افسر بازرس را نمی پسندد و آن را مناسب اعتراف گیری از متهم نمی داند. از او می خواهد که با هم از اتاق بازرسی بیرون بروند... خارج از اتاق به افسر می گوید:
  • رعایت حال مخاطب را بکن… یادت باشد او مجرم نیست، متهم است. درست است که وظیفه ما اعتراف گیری برای کشف حقیقت است اما نه به هر قیمتی… ما باید فضایی پر از تفاهم بر مصاحبه ها و اعتراف گیر هایمان حاکم کنیم… به گونه ای که متهم ما را نه دشمن خود، که پناه خود بداند و با طیب خاطر و رضایت کامل و بدون هیچ واهمه ای از عواقب کار حرف دلش را بزند و به جرم احتمالی اش اعتراف کند…

بعد از نحوه برخورد حضرت علی (ع) با یک قاضی سخن گفت که صدایش را بلندتر از صدای متهم تشخیص داده بود.

افسر بازرس با عذر خواهی می گوید:

  • حق با شماست قربان، من به غلط فکر می کردم با این شیوه برخورد می توانم سریع تر متهم را به اعتراف وادار کنم. حق با شماست….

 

 

منبع : حدیث ماندگاری، زنده به عشق، جلد13، آذر آیین، قباد، 1390، انتشارات سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده