درمانگران رزمنده(37)
بمباران شيميايي بيمارستان الزهرا(س)- بهرام كاظمي عمليات والفجر8 در جنوب آبادان انجام شد. در آن عمليات، گروههاي پروازي هوانيروز در مناطق مختلفي مثل دارخوين، چنانه، عينخوش، جراحي، اهواز و باغچههاي يك تا شش مستقر بودند. محل استقرار ما با دو فروند بالگرد شنوك و دو فروند 214 و چهار فروند كبرا در بيمارستان علي بن ابيطالب(ع) بود. وظيفة ما حمل و ترابري نيروها، مهمات و آذوقه به جنوب آبادان بود و در بازگشت، تخلية مجروحان و شهدا را به بيمارستانهاي الزهرا(س) و... شهر دزفول انجام ميداديم.

در منطقه‌اي كه ما عمليات داشتيم، همه جا را آب گرفته بود. آب، شب‌ها با جزر بالا مي‌آمد و روزها، با مد پايين مي‌رفت. ديدبان‌هاي دشمن بدون استثنا پروازهاي ما را به علت وجود دشت صاف مي‌ديدند و هر چقدر هم كه در سطح پايين پرواز مي كرديم باز هم از ديد آنها مخفي نبوديم. شروع پرواز ما هر روز مصادف مي‌شد با گزارش ديدبان‌هاي دشمن و فعال‌شدن توپخانه و هواپيماهايشان؛ امّا چون در آن منطقه‌، آب و لجن وجود داشت و باتلاقي بود، انفجار توپ و موشك هواپيماها، فقط موجب پراكنده شدن آب و لجن مي‌‌شد و تركش‌ها جذب زمين مي‌شدند. در آن عمليات، مجروحان و شهدا را از خط مقدم به عقب آورده و پس از مداواي اوليه در بيمارستان شهيد بقايي در اهواز تخليه مي‌‌كرديم. روز اول در حال انجام مأموريت بوديم كه اطلاع دادند بيمارستان الزهرا(س) هدف بمباران شيميايي واقع شده و تعدادي از نيروها مسموم شده‌اند. با وجود اينكه ماسك به همراه نداشتيم، سريع خودمان را به بيمارستان رسانديم چون مي‌دانستيم كه بيمارستان بخش شيميايي ندارد و اگر دير برسيم فاجعه پيش مي‌آيد. وقتي رسيديم مجروحان زياد بودند و درنگ جايز نبود. تا مدتي بعد از غروب، در پروازهاي متعدد، مجروحان را تخليه كرديم. شب همان روز اين بلا به سر خودمان هم نازل شد. در سنگر بوديم كه با شنيدن صداي انفجار بيرون آمديم. با استشمام بوي گازهاي شيميايي، فهميديم كه بمباران شيميايي بوده است. در بمباران آن شب من و تعدادي از نيروهاي هوانيروز شيميايي شديم.

پانوشته:

1- سرهنگ خلبان هوانيروز.

منبع: درمانگران رزمنده، منتظر، رضا،1386، انتشارات ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده