آتش دل(40)
ذوالفقار از نسل طوفان و جنون من يادگارم در صحنة پيكارها چون ذوالفقارم آزادگي يعني اطاعت ، سرفرازي با شعله در كانون آتش ، عشق بازي بار گران خون همراهان بدوشم فرمان بده رهبر ، سراپا گوش گوشم از جبهه ميآيم و ليكن ، خستگي نيست جز با تو ما را يا علي وابستگي نيست

سنگر نشين جبهه فرمان از تو گيرد

 

ارتش به فرمان تو بستيزد ، بميرد

روزي كه مجنون و شلمچه سنگرم بود

 

مولاي من دست تو بالاي سرم بود

والفجرها از خون گرمم سرخرنگ است

 

ارتش به معنا فاتح ميدان جنگ است

همسنگر خيل بسيجيهاست ، ارتش

 

سرزنده و شاداب و پابرجاست، ارتش

 

ارتش دلير و سخت كوش و پاكبازست

 

همخون و همدوش سپاه سر فراز ست

 

دشمن بداند قامت ما استوار است

 

ارتش بدست رهبر خود ، ذوالفقار است

       
 

منبع: آتش دل، بیطرف(محزون)، فرزاد،1386، تهران ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده