آنچه من از تاریخ شفاهی دفاع مقدس می دانم
سرتیپ ناصر آراسته الف: تعاریف تاریخ شفاهی - تاریخ شفاهی، روایت شفاف و به­روز رخداد یا رخدادها به­صورت جامع و البته با ریزبینی از منظر و پنجره دید راوی است که خود از اصحاب واقعه(عامل، شاهد و یا ناظر) بوده است که توسّط خودِ وی، مورّخ، مؤلّف، فیلمساز و یا تصویرگر به­صورت­های نوشتاری، دیداری یا شنیداری و به­نحو هدفمند جمع­آوری، تدوین و ارائه می­گردد و بعد از مدتی خود به­صورت تاریخ مکتوب متجلّی می­شود.
  1. تاریخ شفاهی، باز یادآوری قسمتی یا تمامی یک واقعه است که از بیانات، نوشته­ها و تصاویر عاملان و شاهدان آن واقعه جمع­آوری و با چیدمان هدفمند و گاه تحلیلی به­صورت­های نوشتاری، شنیداری و یا دیداری تدوین و ارائه می­گردد.
  2. چنانچه آینه­ای را در مقابل یک پدیده، واقعه و یا موجودیتی در عصر آن پدیده و واقعه و موجود و یا در زمانی نزدیک به آن نگاه داریم قادر خواهیم بود وجهی از پدیده یا واقعه را که آینه در مقابل آن است مشاهده نماییم، در آن صورت ثبت و ضبط هدفمند این تصویر، تاریخ شفاهی نام دارد.
  3. تاریخ شفاهی، آن قسمت از تاریخ است که اسناد و منابع آن خودِ عاملان و یا شاهدان رخداد یا موجودی می­باشندکه توسط ابزار(ثبت و ضبط و تصویربرداری) و توسّط خودِ عامل یا شاهد و غالباً دیگر انسان­ها(مصاحبه­کننده، تحلیل­گر، مورّخ و مؤلّف) چیدمان یافته و تدوین و ارائه می­گردد.
  4. تاریخ شفاهی، تبیین تاریخ توسّط اصحاب و بازیگران واقعه است، برعکس تاریخ کتبی که حاصل بررسی تابعین و بعد از تابعین واقعه است. وقتی زمان­های زیادی از یک واقعه بگذرد و عاملان و اصحاب واقعه دیگر وجود نداشته باشند تاریخ شفاهی آن واقعه دست­نیافتنی خواهد بود.

ب: وجوه افتراق تاریخ کتبی(مکتوب) و تاریخ شفاهی

  1. تدوین و تبیین و حضور تاریخ شفاهی هم عصر و یا در نزدیک­ترین زمان به زمان حادثه و یا موجودیت تاریخی است در صورتی­که در تاریخ کتبی زمان­های زیادی از حادثه یا موجودیت تاریخی گذشته است.
  2. اسناد تاریخ شفاهی غالباً انسان­های عامل و یا شاهد واقعه و رخداد هستند ولی اسناد تاریخ مکتوب نوشته­ها، تصاویر و یادمان­ها و کتیبه­های اعصار گذشته هستند.
  3. در حقیقت خمیرمایۀ تاریخ شفاهی اسناد انسانی است ولی بنیان تاریخ کتبی اسناد استنادی است یا اینکه منابع تاریخ شفاهی انسان­ها و منابع تاریخ مکتوب اسناد غیرانسانی است.
  4. تاریخ شفاهی بعد از مدّتی خود به­عنوان سند و مبنای تاریخ کتبی است ولی بالعکس آن میسّر نیست یعنی تاریخ شفاهی قابل تبدیل به تاریخ مکتوب است ولی تاریخ کتبی را به تاریخ شفاهی تبدیل نمی­کنند.
  5. در تاریخ شفاهی از تاریخ مکتوب به ندرت سند و مأخذ می­آورند ولی در تاریخ مکتوب به وفور به تاریخ شفاهی مراجعه و از آن سند ارائه می­کنند.
  6. حجّت بودن تاریخ شفاهی به شفاف بودن حادثه، صداقت راوی و نزدیک بودن زمان روایت به حادثه است ولی حجّت بودن تاریخ کتبی به تواتر در بیان حوادث، آثار و بقایا و امارات و اسناد به­جا مانده از حادثه است.
  7. تاریخ کتبی بیشتر عبرت­آموز و تاریخ شفاهی علاوه بر عبرت­آموزی، عاطفه­برانگیز است یعنی تاریخ کتبی بیشتر استدلال و تعقّل را بر می­انگیزد و تاریخ شفاهی، احساس، عاطفه و دل را نیز به­جوش می­آورد.
  8. تاریخ مکتوب و تاریخ شفاهی هر دو جلوه­ای از تاریخند که ابزار جمع­آوری این دو فرق می­کند، ابزار تاریخ شفاهی ابزارهای صوتی، تصویری یا نوشتاری از نوع خودنوشت است که توسّط عوامل و یا شاهدین و نظار مورد استفاده قرار می­گیرد ولی در تاریخ مکتوب ابزارها اسناد، مدارک، اشیاء تاریخی هستند که دیگرنوشت می­شوند.
  9. تعدادی از مورّخین و صاحب­نظران تاریخ شفاهی را تدوین تاریخ با ابزار و شیوۀ مدرن و تاریخ مکتوب را تاریخی با ابزار و شیوۀ سنّتی و کلاسیک می­دانند.
  10. در تاریخ مکتوب، نقش اصلی، محوری و شاید تنها نقش از آن مورّخ است نه بازی­کنندگان حادثه یا رخداد تاریخی ولی در تاریخ شفاهی نقش اصلی را عامل یا عاملان یا بازی­کنندۀ حادثه و هم­عرض او یا آنها، مصاحبه­گر، تصویربردار، ثَبات، مؤلّف و تدوین گر ایفا می­نماید.
  11. در تاریخ کتبی یا مکتوب آنچه که تاریخ را تبیین می­کند نوشته است که می­تواند به نقّاشی، فیلم و مستند هم یعنی به دیداری و شنیداری هم درآید ولی در تاریخ شفاهی آنچه که تاریخ را تبیین می­کند ابزار دیداری و شنیداری است که می­تواند به مکتوب تغییر شکل یابد.
  12. در تاریخ شفاهی فیلم­ساز، رمان­نویس، نقّاش، اهل قلم و یا خطیب و گوینده نیز خود مورّخند. در تاریخ کتبی فیلم­ساز، رمان­نویس، نقّاش و اهل قلم و خطیب و گوینده مورّخ نیستند بلکه از زحمات مورّخ برای مستندسازی بهره می­گیرند.
  13. در تاریخ کتبی مورّخ یا مؤلّف تاریخ، شخصیّت­ها و حوادث تاریخی را زنده می­کند و به­تصویر می­کشد ولی در تاریخ شفاهی، تاریخ­سازان یعنی عاملان و ناظران یک حادثه دیگران را به تماشای یک موجود زنده دعوت می­کنند.

ج: تعریف تاریخ شفاهی دفاع مقدّس

  1. همان تاریخ شفاهی است که البته موضوع و رخداد آن، قسمت­هایی و یا تمامی دفاع مقدّس است و چنانچه به تبیین زندگی افراد تاریخ­ساز هم بپردازد، محور و ثقل این پرداختن، عمل آنان در دفاع مقدّس یا چهره و بطن دفاع مقدّس را نشانه می­رود.
  2. تاریخ دفاع مقدّس تاریخی است که می­تواند نسل­های آتی را نسل­های حماسه، غیرت، دین، ایثار و شرف و شهادت بسازد و سازندگان این تاریخ(انسان­های تاریخ­ساز) رزمندگان آن هستند، و مشاهدات و اعمال این انسان­های تاریخ­ساز چنانچه توسّط خود آنان و یا کمک دیگران با استفاده از ابزار ثبت و ضبط و تصویر جمع­آوری و یا چیدمان هدفمند مدون گردد تاریخ شفاهی دفاع مقدّس است.
  3. تاریخ شفاهی دفاع مقدّس، همان تاریخ شفاهی مرسوم است که موضوع آن دفاع مقدّس و هدفش تبیین حماسه، ایثار، علم، حکمت، شجاعت و شهادت و نتایج ملموس و غیرملموس دفاع مقدّس جمهوری اسلامی و از طرفی سبعیت، ظلم، جنایت، وحشیگری دشمنان این نظام به عاملیت صدام­حسین است.

د: منابع تاریخ شفاهی دفاع مقدّس

منابع انسانی و منابع اسنادی هستند که منابع انسانی محور اصلی تاریخ شفاهی هستند و منابع به­صورت تفکیکی و کلّی عبارتند از :

  1. رزمندگان در اقشار و سطوح مختلف(منبع اصلی)
  2. فیلم­ها، عکس­ها از لحظات دفاع مقدّس
  3. روزنامه­ها، مجلات و مقالات در مورد دفاع مقدّس که هم­رزمان با دفاع مقدّس تدوین و منتشر شده­اند.
  4. اعلامیه­ها، اعلانیه­ها، مکالمات بی­سیمی و باسیمی ثبت و ضبط شده، مدارک و اسناد عملیاتی ثبت و ضبط شدۀ موجود از دوران دفاع مقدّس که در مجموع منابع تاریخ شفاهی دفاع مقدّس در این تقسیم­بندی جای می­گیرند:
  1. انسانی(رزمندگان، پشتیبانی­کنندگان رزمندگان، طرّاحان، تصمیم­گیرندگان دفاع مقدّس، شاهدان و حاضران در دفاع مقدّس از اقشار گوناگون و در سطوح مختلف)
  2. منابع و اسناد تاریخ شفاهی دیداری، شنیداری و نوشتاری

هـ : انواع تاریخ شفاهی از منظر اسناد

  1. دیداری: فیلم­ها، سریال­ها، نمایشگاه­های عکس و کاریکاتور از وقایع و رخدادهای حقیقی زمان جنگ                         از یک نفر تا یک گروه تا قرارگاه­های عمدۀ رزمی و اقدامات پشتیبانی جنگ در عقبۀ جبهه و …
  2. شنیداری: داستان­های رادیویی، جُنگ و یا شب­های خاطره، اعلامیه­های رادیوتلویزیونی و …
  3. نوشتاری: خاطرات رزمندگان دفاع مقدّس، دستورهای آگهی و عملیاتی، دستورات جزءبه جزء، گزارشات نوبه­ای، دفاتر روزنامۀ یگان­ها، اعلامیه­های روزنامه­ها و مجلات رسمی و نظامی، وصیت­نامه­ها، نامه­های رزمندگان و یادداشت­های آنان

و : انواع تاریخ شفاهی از منظر محتوا

  1. تاریخ شفاهی متعهّد، گفتمان­ساز و کمال­جو
  2. تاریخ شفاهی غیرمفید و بی اثر یا حداکثر سرگرم­کننده
  3. تاریخ شفاهی مخرّب، ابهام­آفرین، شقاوت­آفرین(مثل تاریخ شفاهی داعش که خود می­نویسند و یا به تصویر می­کشند)

ز : فرق کتاب­های رمان و کتاب­های خاطرات شخصی حتّی خاطرات اصحاب واقعه(از جمله رزمندگان دفاع مقدّس) با کتاب­های خاطرات تاریخ شفاهی

کتاب­های خاطرات شخصی را حتّی اگر دیگرانی غیر از صاحب خاطرات بنویسند محتویات آنها شخص­محور است ولی کتاب­های خاطراتی را می­توان در زمرۀ تاریخ شفاهی دفاع مقدّس تلقّی نمود که عملیات یا حادثه­محور باشد هرچند قهرمان یا ثقل مطالب آن شخص یا اشخاص باشند.

ح : فرق وقایع­نگاری با تاریخ شفاهی چیست؟

  • درحقیقت وقایع­نگاری یک نوع تاریخ کتبی است که از نگارش جزءبه­جزء البته پشت­سرهم رخدادهای یک حادثه به­عنوان مثال دفاع مقدّس حاصل می­شود که دفتر روزنامه، دستورات جزءبه­جزء گزارشات نوبه­ای در قسمت­های عملیاتی یگان­ها و یا روزشمار حوادث به­ترتیب زمان وقوع خود وقایع­نگاری حقیقی و منظّم از دفاع مقدّس است ولی در تاریخ شفاهی گرچه ترتیب توالی زمانی رعایت می­شود ولی آنچه که مهمّ است ترتیب توالی زمانی نیست بلکه اثرگذاری شخص یا اشخاص در حادثه، دلایل این تأثیر است و وجه دیگر آن اولویت مطالب بر اساس اهمّیت حوادث و تأثیرگذاری این حوادث است از طرفی تاریخ شفاهی را می­توان تشریح و تحلیل وقایع­نگاری هم دانست.
  • در وقایع­نگاری گرچه سیر تطوّر و تحوّل وقایع، کمال یا افول یک پدیده چه کوچک چه بزرگ مشخّص می­شود ولی این تشخیص در هر لحظه منتزع از لحظۀ قبل و بعد است و با هر عبارتی از حادثه تغییر می­کند و لذا هیجانات محقّق و خواننده در هر لحظه تغییر می­یابد ولی در تاریخ شفاهی این تطوّر و تحوّل صعود یا افول در یک سیر به­هم پیوسته حاصل می­شود و وقایع منتزع از یکدیگر نیستند درحقیقت در تاریخ شفاهی تحلیل وقایع همراه وقایع است و همراه تحلیل کلّی تاریخ است ولی در وقایع­نگاری تحلیل­ها لحظه­ای حاصل می­شود، تاریخ شفاهی را می­توان به­عنوان یک داستان و رمان نیز تعقیب کرد ولی در وقایع­نگاری نظامی چنین حالتی برای خواننده حاصل نشده و درس عبرت کلّی گرفتن از آن به سهولت حاصل نمی­شود.
  • البته وقایع­نگاری در وقایعی که خونبار نیستند و یا آن­چنان جدّی نیستند بازتاب شنیده­ها و مشاهدات و در حقیقت تجّلی حواس است که می­تواند محرّک عواطف و احساسات در تبیین وقایع و یا در نحوۀ بیان آن نیز باشد ولی در تاریخ شفاهی علاوه بر تحریک عواطف، ادراکات و تعقّل در تبیین و در بهره­برداری از آن  نیز حضور فعّال دارد.

ط : ملاحظات اساسی در تاریخ شفاهی دفاع مقدّس هیئت معارف جنگ

  1. در تاریخ شفاهی که محصول مصاحبه و یا دریافت دفترچه خاطرات از اشخاص مورد نظر است باید:

(الف) ذکر نکات عمده از زندگی شخصی که خطّ­دهندۀ تعیین و یا انتخاب نظامیگری و مسیر زندگی نظامی است آورده شود.

(ب) فرازهایی از زندگی شخصی که تبیین­کنندۀ مسائل، موارد و تاریخ دفاع مقدّس است شرح داده شود.

(ج) فرازهایی از تاریخ و یا وقایع دفاع مقدّس که نقطۀ عطف یا تغییردهنده و یا تأثیرگذار در زندگی شخصی فرد مورد نظر است لحاظ شود.

(د) مصاحبه­شونده به­گونه­ای مدیریت شود که نکات مهمّ و سؤالات عملیاتی که او عامل یا ناظر آن بوده را بتوان از مصاحبه استخراج نمود.(این اقدامات اگر در ضمن مصاحبه با دقّت مصاحبه­کننده و ادارۀ مصاحبه توسّط او معمول گردد مدیریت مصاحبه نامیده می­شود.)

  1. در چیدمان و تدوین مصاحبه و یا نگارش تاریخ شفاهی ضروریست ترتیب توالی فعّالیت­ها و یا رخدادها یا ترتیب توالی زمانی آنها رعایت شده و موارد غیر از مفاد بند(1) فوق در آن حذف (حذف حشو و زوائد) شود و در صورت ضرورت بعد از بازنگری متن مصاحبه، مجدّداً مصاحبه انجام شود تا نیازهای بند(1) تهیّه و سپس جمع­آوری و تدوین کامل انجام گردد.(این اقدامات را چنانچه تدوین­گر، مورّخ ویا مؤلّف معمول نمایند آن­را مهندسی مصاحبه می­نامیم، در حقیقت یک مصاحبۀ مدیریت شده و مهندسی شده در خصوص دفاع مقدّس نتیجه­اش تاریخ شفاهی دفاع مقدّس خواهد بود.)
  2. ملاحظۀ اساسی دیگر، هدفدار بودن و صادقانه بودن تاریخ شفاهی دفاع مقدّس است که باید توسّط مصاحبه­شونده، مصاحبه­کننده و عواملی از این قبیل رعایت شود.
  • منظور از هدفدار بودن اینکه تاریخ شفاهی دفاع مقدّس به شخصی از نظر ماهو شخص نمی­پردازد                        بلکه به شخص از منظر تبیین­دفاع مقدّس می­پردازد و البته این مغایرتی با قهرمانی­های شخص ندارد.
  • صادقانه بودن اینکه تبیین ارزش­ها و مقدّس بودن عظمت دفاع مقدّس نباید منجر به غلوّ،گزافه­گویی، تحریف برای جلوه دادن عظمت دفاع مقدّس گردد و مقدّس بودن آن هم نباید مانع تبیین واقع سبعیّت، جنایت، خباثت و … دشمن گردد خلاصه اینکه از منظر دفاع مقدّس نه بزرگنمایی نه کوچک کردن و نه تحریف و قلب واقعیت نباید رخ دهد.
  1. ملاحظۀ مهمّ دیگر ترتیب تقدّم در انتخاب افراد برای دریافت تاریخ شفاهی از آنان از نظر، مسئولیت آن زمان، سنّ فعلی، توانایی به­خاطر آوردن خاطرات، امکان راستی­آزمایی آنان با اسناد و مدارک و دیگران، انگیزۀ آنان در این امر، سهولت دسترسی، امکان رعایت شأن، فاصلۀ زمانی از وقوع رخداد تا حال، منحصر به­فرد بودن واقعه یا شخص عامل یا ناظر آن و دیگر اموری از این قبیل است که باید مدّ نظر قرار گیرد.
  2. ملاحظۀ مهمّ دیگر، امکان راستی­آزمایی و همین­طور صحّت مطالب پیاده شدۀ مصاحبه می­باشد که با مطالعۀ مجدّد متن پیاده­شده توسّط مصاحبه­شونده، تقاطع مفاد مصاحبه با اشخاص دیگر در خصوص همان رخداد یا همان وقایع، مراجعه به اسناد مکتوب و یا تصویری مستند در آن زمینه و یا سؤال­های تکراری در طول مصاحبه(که البته در مهندسی مصاحبه و پس از اطمینان از صحّت موارد باید اضافات حذف شوند) میسّر می­باشد.
 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده