زنده به عشق (شرح حال شهید امیر محمد جعفر نصر اصفهانی -21)
درود بر خطر گزینه انتخابی جعفر پس از فارغ التحصیلی رسته پیاده بود... او موقعیت حساس جنگ و کشور را درک کرده است: - باید سر مار را بکوبیم. - اما جعفر، تو از هر نظر شایستگی انتخاب بهتر و کم خطرتری داری... مهندسی... تدارکات پشت جبهه... توپخانه...
  • نه، مرا به خط اول و مقدم جبهه بفرستید… من و دوستان خیلی خوبم… احمد… حسین… با هم قرار گذاشته ایم هر کس اول شهید شد برای دیگران طلب شفاعت کند.
  • هنوز هم دیر نشده جعفر، می توانی نظرت را عوض کنی، تو به اندازه کافی فداکاری کرده ای.
  • حرف من همان است که گفتم… من و دوستانم رسته پیاده را انتخاب می کنیم… مطمئنم آنها هم نظر مرا تأیید می کنند. ما با هم بیعت کرده ایم… مگر نه بچه ها؟

***

  • احمد بزن لشکر28 سنندج.
  • حسین تو هم لشکر28 را انتخاب کن.

احمد و حسین، با ایمان و اعتمادی که به جعفر دارند، آنچه را که او پیشنهاد می کند، می پذیرند.

***

  • سخت ترین محل خدمت کجاست؟ مرا به آن یگان بفرستید.

***

ارتفاعات صعب العبور و سر به فلک کشیده و پر برف سورن، جایی است که باید تدارکات و مهمات را با طناب بالا کشید… این جا همان جایی است که جعفر برگزیده است.

 

 

منبع : حدیث ماندگاری، زنده به عشق، جلد13، آذر آیین، قباد، 1390، انتشارات سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده