زنده به عشق (شرح حال شهید امیر محمد جعفر نصر اصفهانی -19)
این دختر نامش را با خودش آورده است - لطفاً گوشی را به سرگرد نصر بدهید. - نصر هستم بفرمایید. - سلام جعفر، من سید حسام هستم، خوبی؟ - سلام سرهنگ. خوشحالم کردی. چه خبر؟ - کجایی مرد؟ خط و خبری ازت نیست.
  • گرفتارم سرهنگ.
  • گرفتارم..! گرفتارم…! مرد مؤمن مرخصی بگیر و بیا سری به زن و بچه ات بزن… عیالت چشم انتظار است. همین روز ها داری برای سومین با پدر می شوی مؤمن… زود حرکت کن بیا.
  • خیلی دلم می خواهد اما نمی توانم بیایم سرهنگ. دست و بالم بدجوری بسته است. معاونم در مرخصی است.
  • نگران این موضوع نباش جعفر، من به فرمانده تیپ زنگ می زنم می گویم بهت مرخصی بدهند.
  • نه سرهنگ. خواهش می کنم این کار را نکنید. فقط خودت و عیالت زحمت بیمارستان و کار های زایمان همسرم را قبول کنید. انشاالله خدا توفیق بدهد تلافی کنم… ممنون سرهنگ.

***

نوزاد، روز میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) به دنیا می آید.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده