درمانگران رزمنده(34)
حيات دوبارة پنج شهيد - محمّدرضا صفري نژاد1 روزهاي پاياني جنگ مصادف بود با حضور من در منطقة سومار؛ منطقهاي كه در آن زمان آماج حملات شيميايي دشمن بعثي قرار گرفته بود. يك روز كه قصد رفتن از سومار را داشتم، متوجه كاميون يخچالداري شدم. از رانندة كاميون پرسيدم:« كجا ميروي؟» جواب داد: شهداي بمباران شيميايي را به پشت جبهه ميبرم. مكثي كردم و گفتم:« اگر امكان دارد، درِ كاميون را باز كن، ميخواهم آنها را ببينم». راننده قبول كرد و در را برايم باز كرد.

تقريباً چهل شهيد در آنجا بودند. با زحمت زياد آنها را كنار مي‌زدم و به آنها آنتي‌دوت تزريق مي‌كردم. كم‌كم داشت حالم بد مي‌شد؛ چون هيچ‌گونه پوشش و حفاظتي نداشتم از طرفي تمام داروها را براي شهيدان داخل كاميون استفاده كرده بودم و دارويي براي خودم باقي نمانده بود تا از آن وضع وخيم خارج شوم. نمي‌دانم چطور شد كه از داخل اتاق كاميون، پايين افتادم، ولي با كمك راننده توانستم به زحمت خودم را بالا بكشم و كنار دست راننده بنشينم. وقتي به پشت جبهه رسيديم، حالم بهتر شده بود و جالب‌تر آنكه وقتي خواستيم شهدا را تخليه كنيم پنج نفر از آنها به‌طور معجزه‌آسايي زنده بودند. از اين قضيه سال‌ها گذشت تا اينكه يك روز در بيمارستان مشغول معاينة بيماري بودم كه يك نفر وارد اتاق درمان شد و اصرار كرد تا دست مرا ببوسد كه نگذاشتم. وقتي از آن شخص علت كارش را پرسيدم، گفت: من يكي از همان پنج نفري هستم كه شما به آنها آمپول آنتي‌دوت در كاميون تزريق كرديد، اين عمل شما باعث نجاتمان شد. دختر و همسرم زندگي مجدد مرا در درجة اوّل مديون خداوند و بعد، مرهون فداكاري و تدبير شما هستند.

پانوشته:

1- سرهنگ پزشك محمّدرضا صفري نژاد، متخصص اورولوژي است و در حال حاضر معاونت آموزشي و پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي اجا را بر عهده دارند.

منبع: درمانگران رزمنده، منتظر، رضا،1386، انتشارات ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده