زنده به عشق (شرح حال شهید امیر محمد جعفر نصر اصفهانی -18)
نماز... نماز «هنگامی که فرزندان ما پنج ساله شدند دستور می دهم نماز بخوانند، پس شما هم وقتی فرزندانتان به سن هفت سالگی رسیدند آنها را به نماز دستور دهید.» امام محمد باقر (ع)
  • بپر روی شانه های بابا، علی جان.

کمر جعفر به شدت درد می کند… ترکش هایی که در بدن دارد با هر حرکت و جنبشی، آزارش می دهند…

او، اما درد های طاقت فرسا را صبورانه و سر سختانه تحمل می کند… علی را قلمدوش کرده و به سوی مسجد می روند…

***

  • آفرین علی جان، باید یاد بگیری که نمازت را اول وقت بخوانی. حالا این پول را بگیر و هر چی می خواهی برای خودت بخر.

***

مدرسه تعطیل شده است.

فاطمه دوان دوان خود را به خانه می رساند. نیم ساعتی از وقت نماز ظهر گذشته است…

می داند که پدرش منتظر اوست تا با هم نماز اول وقت و به جماعت بخوانند.

  • سلام بابا.
  • سلام عزیزم، آمدی؟ زود باش وضو بگیر تا نماز را شروع کنیم.
  • چشم بابا.

 

 

منبع : حدیث ماندگاری، زنده به عشق، جلد13، آذر آیین، قباد، 1390، انتشارات سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده