شهید صیاد در کلام یاران(24)
در محضر علمای بزرگوار اسلام، مخصوصاً حاج آقا بهاءالدینی حال خوش عجیبی داشت. نمازهای ایشان را شاهد بودم، سجده­هایشان حداقل طوری بود که گاهی پنج دقیقه طول می کشید. پنج دقیقه سجده خیلی است. گاهی ما هشت رکعت نمازمان کمتر از پنج دقیقه طول می­کشد. ایشان السبوح، القدوس را با اشک میگفتند.

 

حجت­الاسلام حاج­آقا دکتر سید ابراهیم هاشمیان[1]

 

 

تا خدا یک قاشق نمک توی آش من ریخت

من معتقدم انسان­های بزرگ و مخلص و دانا وقتی از دنیا می­روند تسلطشان بر دنیا بیشتر می­شود، به خاطر اینکه یک سری موانع هست که از بین می­رود. این بدن ما، تیر و تخته­های ما، زحمت ماست. این زحمت­ها می روند و ارواح پاک ما، بیشتر تسلط پیدا می­کنند؛ و لذا وقتی ما سر قبر بزرگان، علما، ائمه علیه السلام می­رویم، مطمئن باشیم که آنها خیلی بر ما تأثیر می­گذارند، زیرا ارواحشان آزاد می­شود. خدمت استاد فلسفه و عرفانی بودم که ایشان بیان «فُزتُ و رَبّ الکعبه» امیرالمومنین(ع) را این­گونه حدیث نفس کردند که وقتی حضرت فرمودند: «به خدای کعبه من رستگار شدم» یعنی از زحمت­های دنیا فارغ شدم. من به یاد این سخن معروف ملاحسین­قلی همدانی افتادم که ایشان فرمودند: «من ۲۰ سال ناز خدا را کشیدم تا خدا یک قاشق نمک در آش من ریخت.» درست معنی همین سخن است:

پردلی باید که بار غم کشد                      رخش می­باید تن رستم کشد

 دوستان عزیز، در این دنیا به راحتی چیزی به کسی داده نمی­شود. این حرف، حرف بزرگیست که می­گوید: «من ۲۰ سال ناز خدا را کشیدم، تا خدا یک قاشق نمک در آش ریخت.» شهید صیاد یک شبه یا یک ماهه یا یک­ ساله یا در طول جنگ و یا غیر به اینجا نرسید. به اندازه طول دوستی امیر پرویز صادقی بزرگوار با شهید من با ایشان مرتبط نبودم، ولی سال­های زیادی با هم بودیم. شاید خیلی کیفی بود. در محضر علمای بزرگوار اسلام، مخصوصاً حاج آقا بهاءالدینی حال خوش عجیبی داشت. نمازهای ایشان را شاهد بودم، سجده­هایشان حداقل طوری بود که گاهی پنج دقیقه طول می کشید. پنج دقیقه سجده خیلی است. گاهی ما هشت رکعت نمازمان کمتر از پنج دقیقه طول می­کشد. ایشان السبوح، القدوس را با اشک می‌گفتند.

دوستان عزیز، بعضی­ها در این عالم فقط تأثیرپذیرند و بعضی­ها هم تأثیرگذارند. اما در فضای تأثیرگذاری بعضی­ها در محدوده­های خاصی تأثیرگذارند. مثلاً بعضی­ها در مباحث علمی، بعضی­ها در مباحث سیاسی، بعضی­ها در مباحث نظامی و اقتصادی، بعضی دیگر در مباحث اقتصادی و غیره تأثیرگذارند. اما در روح انسان­ها و در نفس انسان­ها، تأثیرگذار بودن کار سختی است.

تا دلی آتش نگیرد، حرف جان سوزی نگوید

شمع را گفتند چرا این­گونه می­سوزی؟ چرا از چه می­سوزی که تا روشن کنی کاشانه‌ای؟ گفت خود را سوختن تا خانه­ای افروختن،  بهتر از خاموش مردن، گوشه ویرانه­ای

انسان تا نسوزد و تا دلش آتش نگیرد، حرف جان­سوزی نگوید.

چون من بسوز تا که بدانی چه ­می­کشم.

قرآن را ببینید! خداوند پیغمبرش را در تمام مراحل دعوت به صبر می­کند. اصلاً شما می­دانید ساختن چقدر سخت است، تربیت چقدر سخت است. دوستان عزیز، تربیت اصلاً با زور امکان ندارد. خداوند در قرآن فرموده است: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ لَّسْتَ عَلَیهِم بِمُصَیطِرٍ» حرص را مگر می­شود با سرنیزه از دل بیرون آورد. حسادت را مگر می­توان با زندان بردن از دل بیرون آورد. طرف می­رود زندان، اما هنوز حسود است. حسادت کار نفس است. کار اخلاق است. حسادت، حرص و کینه ضد اخلاق است. مگر می­توان با زور یا با کار پلیسی ، کار اخلاقی کرد. اخلاق فقط صبر و حوصله می­خواهد. خداوند می­فرماید: «فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»، « وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ». باز می­گویم که تربیت کار سختی است. به این جمله عنایت بفرمایید انسان­های بزرگ، با نفسشان اثرات تربیتی دارند. چرا به ما گفتند «کُونُو دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیر اَلسِنَتِکُم»، صحبت زیاد فایده­ای ندارد. گفتند بیا و رفتار خوبی داشته باش، انسان­ها به دنبالت می­آیند.

گفتم مه من از چه تو در دام نیفتی                گفتم چه کنم دام تو دانه ندارد

در انجمن عقل فروشان ننهم پای                   دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد

 تا چند کنی قصه اسکندر و داراب                  ده روزه عمر این همه افسانه ندارد

 انسان­های تأثیرگذار کسانی هستند که مبادی (این نکات علمی و عرفانی است) میل انسان­ها را عوض می­کنند. نمی­دانم در تشییع جنازه آیت­‌اله بهجت(ره) کدامیک از شما تشریف داشتید. فردی با کیسه سوند از بیمارستان مرخصی گرفت و آمد تا در تشییع جنازه شرکت کند. عده­ای از لندن و فرانسه با هواپیما آمدند و در تشییع جنازه شرکت کردند. این چه روحیه­ای است که انسان­ها را به دنبال خود می­کشد، انسان را به دنبال خود کشیدن ساده نیست. گاهی که ما در خانه هستیم، زن و بچه­مان، حرفمان را نمی­خوانند. چطور می­شود کسی این قدر تأثیرگذار باشد و نفوذ داشته باشد که در دل انسان­ها و جامعه نفوذ کند و اینجاست که خداوند در قرآن به پیغمبر بزرگوار می­فرماید: ای پیغمبر نماز شب بخوان. و دستور نماز شب می­آید. واقعاً خودش یک سؤال است. در قرآن دعایی که خدا به پیغمبرش یاد می­دهد و اشاره می­کند که در نمازش بخواند کدام دعاست؟

«أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَىٰ غَسَقِ اللَّیلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا وَمِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَىٰ أَن یبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا»[2]

و در ادامه در آیه آخر سوره حج «وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ »، بنا به تفسیر علامه طباطبایی حق جهاده، یعنی چه  بعضی­ها جهاد را قتال معرفی می­کنند، جهاد به معنی قتال نیست، جهاد یعنی تلاش. تلاش کنید، برای خدا جدیت کنید. به یک فقیه می­گویند مجتهد، به یک نویسنده می­گویند مجتهد. به زنی که در خانه تلاش می­کند می­گویند مقام شهید دارد. مردی که برای زن و بچه­اش تلاش می­کند، مقام شهید دارد و دیگر مثال­ها. این برای خدا همه چیز را درست می­کند و این اخلاص است. ای پیامبر تو در نماز شبت از منِ خدا بخواه تا تو را خالصانه بیاورد و خالصانه ببرد. بعضی­ها می­گویند: خدا و زن و بچه، خدا و طبیب، خدا و پول، خدا و خانه، خدا و رفیق. اینها شرک است و همه را باید کنار گذاشت و فقط گفت خدا. «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَاءُ بِیدِكَ الْخَیرُ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ».

خدا فرمود: ای شیطان! تو ممکن است خیلی­ها را فریب دهی، اما یک گروه را نمی­توانی فریب دهی و آنها چه کسانی هستند؟ «إلّا عِبادکَ مِنهُمُ المُخلَصین» آنها که مخلص شدند را نمی­توانی فریب دهی، آنها پناه دارند و در پناهگاه هستند، آنها امن هستند.

کشتن عاشق به جرم عاشقی دشوار نیست

هر که شد عاشق برایش سر سپردن عار نیست

 میثم تمّار را نازم که می­گفت این سخن

انتهای کار عاشق جز فراز دار نیست

مهر آل الله را با سیم و زر نتوان خرید

کار عشق است این و کار درهم و دینار نیست

سرفرازی باید انسان را که گردد سرفراز

ورنه هر سر قابل ایثار راه یار نیست.

 

منبع: شهید صیاد در کلام یاران، هادقی، محمود، 1394، ایران سبز، تهران

 


[1]. حجت­الاسلام دکتر سید ابراهیم هاشمیان از دوستان شهید صیاد بود.

[2]. الأسراء، 80-78.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده