گفتمان ارتشی دفاع مقدس (1)
ایران کشوری است با تاریخ چند هزار ساله که حداقل 3000 سال بر پهنه جغرافیای جهان تاریخ مدون دارد. تاریخ نظامی ایران نیز در دورههای مختلف، جنگهای فراوانی را روایت میکند که سرشار از پیروزیها و شکستهاست؛ اما همین که بعد از 3000 سال، ایران به عنوان یک واحد سیاسی هنوز بر پهنه جغرافیای جهان حضور دارد، نشان از برآیند مثبت عملکرد مدافعان و فرزندان رزمنده ایرانی دارد که در طی این دوره طولانی از کشور خود به خوبی دفاع کردهاند.

سید ناصر حسینی[1] ـ آرش سرابی تبریزی[2]

چکیده

«جنگ عراق علیه ایران»، «جنگ تحمیلی» و «دفاع مقدس» هر سه اصطلاحی است که برای جنگ هشت ساله ایران و عراق به کار می‌رود. این جنگ در31 شهریور 1359 آغاز گردید و در 29 مرداد 1367 با پذیرش و اجرای قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل پایان گرفت. در حین و پس از جنگ ایران و عراق، نویسندگان، تحلیل‌گران و محققان داخلی و خارجی، مطالب فراوانی به رشته تحریر درآوردند که در رسانه‌های مختلف منتشر گردیده است.

یک آمار حاکی از این است که بیش از ده هزار عنوان کتاب و هزاران مقاله و سخنرانی در داخل ایران درباره این موضوع بسیار مهم ملی، منطقه‌ای و جهانی به زیور طبع آراسته شده و منتشر گردیده است. بیش از این آمار نیز کتاب و مقاله و سخنرانی در رسانه‌های جهانی و منطقه‌ای منتشر شده است. با نگاهی به مطالب منتشر شده در داخل کشور، به این نتیجه می‌رسیم که تاریخ‌نگاری و وقایع‌نگاری جنگ ایران و عراق با نگاه‌ها و منظورهای متفاوتی انجام شده و در یک کلام، در بسیاری از موارد، تاریخ‌نگاری و وقایع‌نگاری جنگ با اتفاقات و وقایع رخداده جنگ مطابقت ندارد و اگر نگوییم این وقایع‌نگاری دچار غرض‌ورزی و تحریف گشته، حداقل می‌توان گفت که بسیاری از این اتفاقات نظامی با دید کارشناسانه مکتوب و منتشر نشده است.

شاید بتوان به این گمانه نیز پناه برد که محققین و نویسندگان مزبور به اسناد رسمی و دقیق‌تر دسترسی نداشته و صرفاً با اطلاعات و دیدگاه‌های خود به وقایع جنگ تحمیلی نگاه کرده‌اند. در هر صورت، این مقاله درصدد است تا مبتنی بر راهبردها، اسناد رسمی و نظامی کشور و با دیدگاه فرماندهان و کارشناسان ارتشی، گفتمانی را معرفی نماید که توصیف‌ها و تحلیل‌ها، مستند و مستدل به این اسناد و روایت‌های کارشناسانه و معتبر باشد.

واژگان کلیدی: گفتمان ارتشی، طرح ابوذر، طرح حرّ، جنگ ایران و عراق، تاریخ‌نگاری

1. مقدمه

ایران کشوری است با تاریخ چند هزار ساله که حداقل 3000 سال بر پهنه جغرافیای جهان تاریخ مدون دارد. تاریخ نظامی ایران نیز در دوره‌های مختلف، جنگ‌های فراوانی را روایت می‌کند که سرشار از پیروزی‌ها و شکست‌هاست؛ اما همین که بعد از 3000 سال، ایران به عنوان یک واحد سیاسی هنوز بر پهنه جغرافیای جهان حضور دارد، نشان از برآیند مثبت عملکرد مدافعان و فرزندان رزمنده ایرانی دارد که در طی این دوره طولانی از کشور خود به خوبی دفاع کرده‌اند. اگرچه داشتن ارتشی مجهز، سازمانی و ساختاربندی شده، فقط در دوره‌های قبل از اسلام (ساسانیان و قبل از آن)، بعد در دوران صفویان و پهلوی دارای سابقه می‌باشد، ولی علوم و تجارب نظامی در کشور طبیعتاً سینه به سینه و صورت به صورت از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. البته درحال حاضر، سوابقی از دوره قاجار وجود دارد که فرماندهان و مدیران راهبردی کشور تلاش کرده‌اند تا ارتشی مدرن، ضابطه‌مند و مبتنی بر قاعده و قانون و دارای آئین‌نامه در کشور ایجاد نمایند که عمده این تلاش‌ها مرهون اندیشه و اقدام امیرکبیر می‌باشد.

بنابراین، طبیعی است که تجربیات و علوم نظامی را در سازمانی با همین عنوان جمع‌آوری کرده و متمرکز نمایند. این سوابق باقی‌مانده از دو قرن پیش، مشخص می‌نماید که برای رسیدن به این منظور و تحصیل علوم نظامی و تقویت قوای دفاعی، مسئولین کشور برخی دانشجویان و صاحب منصبان را به سایر کشورها اعزام نموده و یا از استادان و کارشناسان بیگانه برای فراگیری و آموزش دانش نظامی دعوت به عمل آورده‌اند.

 بنابراین، نظامی‌گری، علوم و دانش نظامی جدید در داخل کشور حداقل دارای پیشینه دویست ساله است. دقیقاً از زمانی که نیروهای مسلح ایرانی به دلیل نداشتن یک ارتش منسجم، مجهز و پیشرفته، در مقابل تزارهای روس شکست را پذیرا شدند و به همان دلیل سلطه بیگانگان بر کشور فزونی گرفت، این دغدغه ذهنی برای مدیران و فرماندهان عالی کشور همواره وجود داشته است که چگونه می‌توانند در امور نظامی تخصص و مهارت پیدا کنند و ارتشی مدرن داشته باشند؟ لذا برای این منظور، مسئولین کشور بیشتر به سمت کارشناسان، مشاوران و متخصصین کشورهای بیگانه متمایل بوده‌اند. این سوابق از ورود ژنرال گاردان فرانسوی به ایران در زمان عباس میرزا تا استخدام مشاوران اروپایی، تأسیس دارالفنون، مدرسه نظام، تشکیل نیروی قزاق به وسیله قزاق‌های روس، آموزش و تشکیل ژاندارمری توسط افسران سوئدی تا تأسیس دانشگاه جنگ و دانشکده افسری برای تربیت افسران و فرماندهان به طور مفصل در اسناد نظامی موجود در کشور وجود دارد.

2. طرح‌های قبل از انقلاب ارتش در مقابل عراق

تاریخ نظامی معاصر ایران نشان می‌دهد که از زمان به قدرت رسیدن امپراطوری عثمانی در غرب ایران، همواره سلسله‌های مختلف پادشاهی و سیستم حکومتی در ایران با همسایه غربی خود در حال کشمکش و اختلاف بوده و تا به امروز 25 جنگ را روایت می‌کند، که هفت جنگ در قرن شانزدهم میلادی (یازدهم قمری)، نُه جنگ در قرن هفدهم میلادی (دوازدهم قمری)، هفت جنگ در قرن هجدهم میلادی (سیزدهم قمری) و یک جنگ در قرن نوزدهم میلادی (چهاردهم قمری) و آخرین آن جنگ عراق علیه ایران در اواخر قرن بیستم (اوایل قرن پانزدهم قمری) اتفاق افتاده است. آنچه که در تاریخ به عنوان علت‌های اصلی برای بروز این جنگ‌ها گزارش شده، عمدتاً اختلافات ارضی و مرزی و قراردادهای کنسولی فی ما بین ایران و همسایه غربی بوده است.

دو کشور سال‌ها قبل از انقلاب اسلامی نیز روابط پرتنشی داشته‌اند. به همین دلیل، ارتش ایران در دهه‌های چهل و پنجاه هجری شمسی، تهدید اول خود را رژیم بعثی عراق می‌دانست و همواره رفتار ارتش این کشور را رصد می‌کرد و به دفعات برخوردهای مرزی با ارتش عراق را تجربه کرده بود و برای تقابل احتمالی طرح‌هایی را نیز در دست داشت که به نمونه‌هایی از آن و زمان تهیه آنها به شرح جدول شماره1 اشاره می‌شود:

ردیف

نام طرح

تهیه‌کننده

سال تهیه

ملاحظات

1

پیکار شماره2

ستاد کل ارتش

1346

مصوب 1347

2

ابومسلم خراسانی1و2و3

قرارگاه نیروی زمینی

1352

مصوب 1352 ـ 1356

3

شاهین

قرارگاه نیروی دریایی

1348

به منظور کنترل اروند

4

سبلان

قرارگاه نیروی هوایی

1352

به منظور پشتیبانی از طرح ابومسلم

5

زاگرس

قرارگاه نیروی هوایی

1356

به منظور زمین‌گیر کردن ارتش عراق در خاک عراق

6

عملیات روانی

ستاد کل ارتش

1355

علیه کشور عراق

 

جدول شماره1: طرح‌های راهبردی ارتش در مقابل عراق قبل از انقلاب

 

همچنین ارتش ایران قبل از انقلاب به دلیل موقعیت منطقه‌ای کشور، در عملیات‌های جنگی متعددی مانند جنگ‌های ظفار در کشور عمان، کمک نظامی به نخست وزیر پاکستان در جهت سرکوبی جدایی‌طلبان بلوچستانِ پاکستان، به عنوان نیروی حافظ صلح و ناظر بر آتش‌بس سازمان ملل در ویتنام، لبنان و سوریه (بعد از جنگ اعراب و رژیم صهیونیستی) شرکت کرده و تجاربی اندوخته بود. از طرفی، با توجه به عضویت ایران در پیمان‌هایی مانند سنتو و سیتو، کارکنان ارتش در تعدادی از رزمایش‌های منطقه‌ای و حتی رزمایش‌های برگزارشده توسط ناتو نیز شرکت می‌کردند.

3. شرایط سیاسی ـ نظامی کشور قبل از آغاز جنگ ایران و عراق

با وجود عدم ثبات سیاسی و نظامی در ماه‌های اولیه بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی ایران در هنگام ورود به جنگ، برتری‌هایی داشت که کمتر مورد توجه سازمان‌های اطلاعاتی عراق قرار گرفت. این برتری‌ها عبارت بودند از:

  1. عمق راهبردی ایران: به این مفهوم که شهرهای اصلی ایران و بیشتر تأسیسات مهم نفتی و حیاتی کشور در مناطقی دور از مرز با عراق قرار داشتند که دور از دسترس ارتش عراق بود.
  2. وجود ارتش بزرگی که رژیم سابق ایران پیش از انقلاب آن را تشکیل داده بود. این ارتش برخی تسلیحات پیشرفته امریکایی و غربی را به همراه انبوهی از تدارکات نظامی در اختیار داشت. در حالی که قابلیت و توانایی رزمی نیروهای نظامی به دلیل وقوع انقلاب لطمه خورده بود، ولی وجود سلاح‌ها و تجهیزات بی‌شمار در انبارها و نیز کادر آموزش دیده، توان نظامی و دفاعی بالقوه‌ای را برای کشور به وجود آورده بود که در دوره زمانی بسیار کوتاهی قابلیت بالفعل شدن را دارا بود.
  3. تشکیل سپاه پاسداران در اردیبهشت 1358، نیروی بسیج و ارتش20 میلیونی که حضرت امام خمینی(ره) در 5 آذر 1358 طی پیامی به تشکیل آن فرمان داد.
  4. شور انقلابی مردم ایران بعد از پیروزی بر رژیم شاه موجب افزایش روحیه مردم و نیروهای مسلح گردیده بود. اگرچه در همین حال، نیروهای سه‌گانه ارتش با موانع متعددی جهت افزایش و حفظ آمادگی رزمی به شرح زیر روبه‌رو بودند:

1.4) توقف واردات هرگونه سلاح، مهمات یا قطعات یدکی از اصلی‌ترین منبع خرید سلاح ایران، یعنی امریکا، بعد از انقلاب، به ویژه بعد از تحریم تسلیحاتی جمهوری اسلامی ایران.

2.4) به رغم عنایت و اعتماد امام(ره)، بی‌اعتمادی برخی از مسئولین انقلاب و مردم انقلابی به ارتش زمینه‌ای بود برای دخالت‌های افراد و سازمان‌های مختلف در تصمیمات فرماندهان ارتش و به دنبال آن عدم اعتماد به فرماندهان ارتش بعد از انقلاب، که همین وضعیت به نوعی بی‌ثباتی را در ارتش حاکم کرده بود. قابل ذکر است که از اول انقلاب تا آغاز جنگ تحمیلی پنج بار در سطح فرماندهی عالی ارتش تغییرات ایجاد شد و پنج رئیس ستاد مشترک ارتش به شرح جدول شماره2 در یک مدت کوتاه جابجا شدند.

ردیف

مشخصات

تاریخ انتصاب

مدت مسئولیت

حکم انتصاب

شغل پیشین

1

سرلشکر محمدولی قرنی

23/11/57

یک ماه و نیم

نخست وزیر وقت (بازرگان)

بازنشسته

2

سرلشکر ناصر فرید

8/1/58

کمتر از چهار ماه

نخست وزیر وقت (بازرگان)

فرماندهی دانشگاه پدافند ملی

3

سرلشکر حسن شاکر

30/4/58

پنج ماه

نخست وزیر وقت (بازرگان)

رئیس هیئت علمی دانشکده افسری

4

سرلشکر محمدهادی شادمهر

1/10/58

شش ماه

امام خمینی(ره)

معاون رئیس ستاد مشترک

5

سرتیپ ولی‌الله فلاحی

1/4/59

14 ماه به عنوان جانشین و سرپرست سماجا

امام خمینی(ره)

فرمانده نزاجا

 

جدول شماره2: لیست رؤسای ستاد مشترک ارتش بعد از انقلاب تا قبل از جنگ ایران و عراق

3.4) کمبود شدید کادر افسران صف و ستاد که پس از سقوط شاه حدود 12هزار تن از آنان در رده‌های بالا به هر دلیل از خدمت رها گردیدند. (بدیهی است این امر به ضعف در سلسله مراتب فرماندهی و کنترل ارتش انجامید.)

4.4) ضعف سامانه اداری و پشتیبانی، به ویژه در نیروی زمینی، سبب شد تا ارتش نتواند به سرعت از همان میزان تجهیزات و سلاح و قطعات یدکی که در اختیار داشت، بهره‌برداری نماید و با توجه به اینکه سامانه انبارداری مکانیزه در نزاجا هنوز راه‌اندازی نشده بود، لذا پشتوانه نیروهای ارتش در این زمینه به گروه‌هایی بود که مأمور جستجو و ردیابی انبارها و زاغه‌های مهمات، سلاح و تجهیزات و قطعات یدکی داخل آنها بودند و به دلیل نبودن شناسنامه‌های لازم برای این انبارها و زاغه‌ها، جستجوها با دشواری‌های بسیاری همراه بود.

  1. خروج مستشاران نظامی از کشور می‌توانست محدودیت‌هایی را برای برخی یگان‌ها، به ویژه قسمت‌های فنی و عملیاتی در نیروی هوایی ایجاد نماید، اگرچه، فرصت بسیار ارزشمندی هم برای خوداتکایی و جهاد قطعه‌سازی و سازندگی ایجاد کرد که البته تا شروع جنگ تحمیلی زمان کمی برای انجام این امر بود.

شرایط سیاسی کشور قبل از آغاز جنگ تحمیلی بسیار بی‌ثبات و بحرانی بود و به دلیل بروز اختلاف بین جریان‌های فکری و ایدئولوژیک، وحدت و انسجام ملی در بعد سیاسی ـ اجتماعی کم‌رنگ می‌نمود و هر گروه که در مناصبی قرار گرفته بودند، سعی می‌کردند تا اندیشه و تفکر خود را در صحنه سیاسی کشور حاکم نمایند. لیبرال‌ها و ملی‌گراها از یک سو، گروه‌های چپ و منافقین از سوی دیگر و نیروهای انقلابی و خط امامی در عرصه‌های مختلف در حال کشمکش بودند. در هر صورت، اختلاف بین مسئولین و رهبران سیاسی کشور شرایط عدم ثبات را حاکم کرده بود. اما با وجود بی‌ثباتی و تفرقه در سطح مسئولین کشور، ستاد مشترک ارتش تحت فرماندهی حضرت امام (ره) دستورالعمل خود را برای آمادگی نیروها در مقابل تهدیدات احتمالی در زمان سرلشکر شاکر، به شرح زیر صادر نمود:

دستورالعمل شماره 9 06 01 201 15 مورخه 27/8/ 1358 اداره سوم (عملیات) ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران

ارتش جمهوری اسلامی ایران با اعمال حاکمیت ملی در نقاط مختلف کشور در برابر تجاوزات احتمالی دشمن از تمامیت ارضی ایران در منطقه غرب کشور دفاع می‌نماید.

 

دقیقا ًبعد از صدور این دستورالعمل است که نیروهای سه‌گانه ارتش طرح‌های خود را برای دفاع از تمامیت ارضی کشور تهیه و به ستاد مشترک ارتش ارسال می‌نمایند.

 

منبع: گفتمان ارتشی دفاع مقدس، حسینی، سید ناصر، 1396، ایران سبز، تهران

 


[1]. سرتیپ ستاد سید ناصر حسینی، دانش‌آموخته دانشگاه عالی دفاع ملی و عضو هیئت علمی دافوس آجا.

[2]. ستوان آرش سرابی‌تبریزی، کارشناس ارشد دانشگاه امام حسین(ع).

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده