حدیث عاشقان(59)
تيمسار درجواب ايشان فرمودند: خير، اين جا منطقه نظامي نيست، اردوگاه است و محل استراحت، روستائيان كه اين جا ماهي مي گيرند، اغلب از خانواده شهدا هستند. اين ها حق به گردن ما دارند. شما كه نگذاريد آن طرف هم كه نمي گذارند، پس اين بندگان خدا روزي شان را ازكجا به دست بیآورند؟

اين خاطره از ص146 كتاب «پاكبازعرصه عشق» به روايت «ستوانيكم محمد نبي زُهري» انتخاب شده است.

 

بهار سال1373 براي انجام مأموريتي به اردوگاه « بيشه كلا» واقع در شمال كشور اعزام شدم. درهمان زمان،تيمسار ستاري براي بازديد از اردوگاه تشريف آورده بودند. موقعيت را مناسب ديدم و تصميم گرفتم مشكل خصوصي خودم را با ايشان درميان بگذارم. لذا مطلب را نوشته، درپاكتي  قراردادم  و درپي فرصتي بودم تا به دست تيمسار برسانم.

ساعت10 شب به همراه سرهنگ اسديان « فرمانده اردوگاه» براي ديدن تيمسار رفتيم. ايشان را نزديك ساحل، درحالي كه لباس ورزشي  به تن داشتند، ملاقات كرديم. پس از سلام واحوالپرسي قبل از اينكه خواسته‌ام مطرح كنم، تيمسار رو به سرهنگ اسديان كردند و گفتند: آيا روستائيان براي ماهيگيري اين جا مي آيند؟

سرهنگ اسديان با حالتي حق به جانب گفت: قربان در اين محدوده نمي گذاريم كسي ماهي بگيرد.

تيمسار ناراحت شدند و گفتند: چرا نمي گذاريد؟

اسديان گفت: قربان اين جا منطقه نظامي است.

تيمسار درجواب ايشان فرمودند: خير، اين جا منطقه نظامي نيست، اردوگاه است و محل استراحت، روستائيان كه اين جا ماهي مي گيرند، اغلب از خانواده شهدا هستند. اين ها حق به گردن ما دارند. شما كه نگذاريد آن طرف هم كه نمي گذارند، پس اين بندگان خدا روزي شان را ازكجا به دست بیآورند؟ سرهنگ اسديان كه از چهره اش پيدا بود از گفته خود پشيمان است، گفت: تيمسار! هر چه شما  بفرماييد، همان كار را مي كنيم.

تيمسار گفتند: از اين به بعد، نه تنها اجازه مي دهيد ماهي بگيرند؛ بلكه تراكتور هم ـ جهت كشيدن تور ماهيگيري ـ دراختيارشان قرار مي دهيد!

 

          منبع: برای سرباز تا ارتشبد، صادقی گویا، نجاتعلی، 1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده