فاتحان خرمشهر(9)
امیر سرتیپ2 سید علی اکبر موسوی قویدل افسران گروه فرماندهی با قبول ریسک شهادت، آخرین رده ای بودند که منطقه را ترک کردند. حضور گروه فرماندهی در صحنه نبرد ضمن تقویت روحیه نیروها در استقرار محل مناسب، تقلیل تلفات و ضایعات اثر بسزایی داشت. اما اکثر تحلیلگران و نگارندگان تاریخ هشت سال دفاع مقدس، عملیات آفندی لشکر21 را در تاریخ23/7/1359 به عنوان یک عملیات کلاسیک، ناموفق و اصول و قواعد اساسی رزم را زیر سؤال بردند.

بدون اینکه به علل اساسی آن توجه و یا به جنبه های مثبت و اثراتی که در اجرای جریان کل نبرد موثر بوده توجه کنند. برای روشن شدن این مسئله بهتر است چند نکته را متذکر شوم؛ از جمله:

1- حضور فرماندهان لایق و واجد شرایط در صحنه های مقدم منطقه نبرد و اتخاد تصمیم های به موقع، منطقی و هدایت عملیات، ضمن بالا بردن ضریب پیروزی ها در صورت برخورد با مشکلات، میزان خسارات را به حداقل کاهش می دهند.

۲- داشتن اطلاعات کافی از دشمن و زمین منطقه دو رکن اساسی در طرح ریزی است. ستاد لشکر21 حمزه در19/7/1359 در دزفول مستقر شد، اما برای طرح ریزی فاقد اطلاعات لازم از دشمن و منطقه عملیات بود. گرچه نیروی هوایی از نظر تهیه عکس هوایی محدودیتی نداشت ولی به سبب نبودن زمان کافی اقدامی در این زمینه به عمل نیامد. چنانچه گسترش دشمن و محل مواضع ضد تانک او شناسایی و شناخته می شد. با طرح ریزی و اجرای آتشی های توپخانه و خمپاره انداز فعالیت آنها خنثی می گردید و به احتمال زیاد نتیجه این نمی شد و اگر می شد. خسارات کمتر از این بود.

 سن تزو تئوریسین چینی در2500 سال پیش در زمینه اهمیت اطلاعات در کتاب خود نوشته است:

 – چنانچه خودی و دشمن را شناختی، از100 جنگ هراسی نداشته باش.

 -چنانچه دشمن را نشناختی، انتظار تلفات عمده را در هر نبرد داشته باش.

– چنانچه خودت و دشمنت را نشناختی در هر نبرد انتظارشکست را داشته باش.

 ۳- اختصاص مدت زمان لازم برای طرح ریزی و آماده شدن یگان ها برای اجرای هر عمل نظامی به خصوص عملیات آفندی و به ویژه در مناطق ناشناخته ضروری و اجتناب ناپذیر است.

۴- بررسی و مقایسه توان رزمی نسبی دو نیروی متخاصم در برآوردهای عملیاتی و فرماندهی نباید نادیده گرفته شود.

تک لشکر21 با سه گردان علیه لشکر10 زرهی با13 گردان مانوری توأم با نارسایی ها و کاستی ها، از احتمال ضعیفی برای موفقیت برخوردار بود.

قبول مسئولیت و وارد عمل شدن با این شرایط نشانگر تعهد و ایمان نیروهای لشکر21 به انقلاب اسلامی، کشور، |انضباط و روحیه بالا بود. به طور یقین قبول ریسک فرمانده نیروی زمینی در تک لشکر۲۱ پیاده حمزه ضمن اجرای دستور همانند تک عناصر تیپ84 خرم آباد در ششم مهر ماه در منطقه عین خوش و تک تیپ۲ زرهی دزفول در روز سیزدهم مهر ماه و اشغال سرپل سرخه نادری صرفاً به منظور فراهم شدن زمینه هایی انجام گرفت، از جمله:

 الف- سلب ابتکار عمل از فرمانده سپاه سوم و فرماندهان لشکرهای۱ مکانیزه و۱۰ زرهی در ادامه تک و یا ایجاد وقفه در حساس ترین جبهه عملیات خوزستان (ادامه تک لشکر10زرهی در 9/8/1359 در همین منطقه) موید این گفتار است.

ب – فراهم شدن فرصت طلایی دیگر برای انجام جابه جایی یگان ها به مناطق عملیاتی و سازماندهی پدافند با نیروی مناسب برای تثبیت دشمن (خاتمه جا به جایی و استقرار یگان های لشکر۲۱ در مواضع پدافندی و سد پیشروی نیروهای دشمن در تک 9/8/1359 باز هم موید این گفتار است.)

پ – منحرف کردن مسئولان ارتش عراق به خصوص فرمانده سپاه سوم از سایر جبهه های صحنه عملیات خوزستان حتی برای مدت زمان محدود.

ت – ایجاد و افزایش روحیه، انگیزه و اعتماد به نفس در نیروهای یگان های ارتش پس از آسیب های روزهای اول جنگ برای ادامه مقاومت.

منبع: فاتحان خرمشهر، ابوعلی، زهرا،1388، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده