نماز در آیینه خاطرات رزمندگان(20)
وقتي به آرامي خود را به شيار رساندم، متوجه شدم كه سروان شهيد الياسي با و قار و تواضعي خاص مشغول خواندن نماز شب و راز و نياز با معبود خود است. صداي نجوا و راز و نياز اين رزمنده با ايمان درآن لحظة هيجاني باتوجه به اين كه ضعيف هم بود، امّا انعكاس آن به عرش الهي مي رسيد.

آرامش نماز

ستوانيكم  داود قرباني

 

درجنگ كه روزهاي ايثار وفداكاري بود، گوئي تمام رزمندگان به سوي يك هدف گام برمي داشتند و با يك كلام واحد درجستجوي گم شده خود بودند .

بارها شده بود كه علت اين همه احساسات پاك كه در سرزميني به نام منطقه جنگي گسترده شده بود، مرا به فكر فرو مي برد و برايم اين سؤال پيش مي آمد كه به راستي علت اين همه احساس عارفانه و ملكوتي چيست ؟ و چرا با توجه به اينكه در سراسراين منطقه، مرگ و خطر به كمين آدمي نشسته است، امّا روحيه رزمندگان سرشار از آرامش و امنيت و ايثاراست ؟ 

اين سؤال به قدري ذهن مرا به خود مشغول كرده بود كه اكثر اوقات به دنبال يافتن جواب آن بودم.تااينكه سرانجام يك روز باديدن صحنه اي دريك عمليات  به علت اين همه احساس معنوي پي بردم و پاسخ آن برايم مشخص شد.

به اتفاق تيپ 25  تكاور بعداز راهپيمائي طولاني درساعت يك نيمه شب به سيم خاردارهاي  دشمن رسيديم و منتظر مانديم تادستورآغاز عمليات ابلاغ شود.

صداي تيراندازي سربازان دشمن بدون هدف كه برحسب عادت هرشب انجام مي گرفت، هيجاني خاص رابرما حاكم كرده بود. يك ساعت تحمل چنين شرايطي بسياردشوار بود  .

 درآن هنگام صدائي ضعيف شنيدم. صدائي كه فقط من و چند نفر از اطرافيان   مي شنيديم. صدا از داخل شياري نسبتاً كوچك بود كه چند متر از ما بيشتر فاصله نداشت.

وقتي به آرامي خود را به شيار رساندم، متوجه شدم كه سروان شهيد الياسي با و قار و تواضعي خاص مشغول خواندن نماز شب و راز و نياز با معبود خود است. صداي نجوا و راز و نياز اين رزمنده با ايمان درآن لحظة هيجاني باتوجه  به اين كه ضعيف هم بود، امّا انعكاس آن به عرش الهي مي رسيد.

نماز او به قدري خالصانه بود كه دراثر اخلاص آن خداوند نعمت آرامش را برقلب سايرين هم ارزاني داده بود.

باديدن آن صحنه متوجه شدم  براثر وجود چنين انسان هاي مخلص و پرهيزكار است كه خداوند به پاس نعمت وجود آنان، احساس آرامش و قلبي مطمئن  و حالت عارفانه راكه دربهشت به مؤمنان  وعده فرموده، به رزمندگان  اسلام اهداء نموده است .

 

منبع: زمزمه ای در تنهایی، حسینیا، احمد، 1383، انتشارات عرفان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده