زنده به عشق (شرح حال شهید امیر محمد جعفر نصر اصفهانی -7)
بگذارید دست تان را ببوسم جعفر از در که وارد می شود، سلام می کند. در مقابل پدر زانو می زند. دست پدر را در دست می گیرد و بر آن بوسه می زند. پدر صورت جعفر را می بوسد... زنده باشی پسرم... زنده و سعادتمند. جعفر، روی زانو هایش، خودش را به طرف مادر می سراند، دست مادر را می بوسد، مادر دست در گردن او می اندازد و صورتش را چند بار می بوسد.

جعفر می گوید:

من نباشم و ناراحتی مادرم را ببینم… هیچ عبادتی بالاتر از این نیست که خم شوی و بر دستان مادر بوسه بزنی، این رفتار را بعد ها که خود تشکیل خانواده می دهد، پی می گیرد و به فرزندانش توصیه می کند.

من از شما راضی نیستم، مگر این که رضایت مادرتان را جلب کنید و هرگز او را ناراحت نکنید.

جعفر که به آشنایی با احادیث و استفاده از آنها شهره است، فوراً در مورد احترام به خانواده و پدر و مدر حدیثی بر زبان می راند:

"بهترین امت من کسانی هستند که بر خانواده خویش تکبر نورزند و بر آنها مهربانی و شفقت کنند و بر ایشان ستم روا ندارند و ظلم نکنند" رسول اکرم (ص)

منبع : حدیث ماندگاری، زنده به عشق، جلد13، آذر آیین، قباد، 1390، انتشارات سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده