درمانگران رزمنده(21)
خطرات حمل مجروح با شنوك محمد رجبي1 در عمليات والفجر8 ، محل استقرار ما در دارخوين قرار داشت و سرپرست گروه ما سرهنگ پرويز اشرفيانآذر بود. با شروع عمليات، مأموريتهاي ما نيز شروع شد. بالگردهاي كبري در پروازهاي جنگي بودند و ما با شنوك و 214 مجروحان را حمل و تخليه ميكرديم. مسير ما از بيمارستان الزهرا‍‍، نزديك چوبيده آبادان، به بيمارستان اهواز بود. پروازها را در دشتي انجام ميداديم كه مثل كف دست صاف بود و هيچگونه تپه ماهوري براي پناه بردن از حمله هواپيماهاي دشمن نداشتيم. پرواز در يك متري زمين، در شرايطي كه خطر برخورد بالگرد با كابلهاي برق فشار قوي و اصابت به زمين وجود دارد، بسيار نگرانكننده است.

  به چوبيده بودم. در مسير طبق معمول هواپيماهاي دشمن در تعقيب ما بودند و موشك‌هاي زيادي رها مي‌كردند. با وجود 3600 ليتر بنزين در باك‌هاي شنوك، كافي بود كه مورد اصابت يكي از موشك‌ها قرار گيريم تا با آتش بنزين جزغاله شويم. خوشبختانه زمين، رملي (شن) بود و موشك‌ها مثل خودكار به زمين فرو مي‌رفتند و منفجر نمي‌شدند. ما هم به ظاهر مي‌خنديدم كه ترس خود را نشان ندهيم. نزديك چوبيده كه رسيديم، ناگهان با فريادهاي مسئول مخابرات مواجه شديم كه پي در پي مي‌گفت: «شنوك نيا، شنوك برگرد». نه راه بازگشت داشتيم و نه مانعي كه به آن پناه ببريم. تنها اميدمان به سنگرهاي كنار بيمارستان بود كه حداقل بعد از نشستن خود را نجات دهيم. با هر سختي كه بود، فرود آمديم و به يكي از سنگرها پناه برديم كه متأسفانه آن هم بي‌سقف بود. با ترس و لرز نگاهمان به آسمان و مانور هشت فروند هواپيماي دشمن روي قرارگاه بود كه چرخ مي‌زدند. پرواز آنها در نور اشعه خورشيد بود به همين دليل پدافند نتوانست آنها را مورد هدف قرار دهد. با اين وجود دو فروند از آنها سقوط كردند. هواپيماي اول بدون اصابت گلوله، انگار كه در حال نشستن باشد با كف، به زمين اصابت كرد و متلاشي شد؛ اما هواپيماي دوم را شاهد بوديم كه بر اثر آتش پدافند، دود غليظي از آن بيرون زد و با سر در دويست متري ما سقوط كرد. با فرار بقيه هواپيماها، مجروحان را سوار و پرواز كرديم. در مسير، هواپيماي اول را ديديم كه روي يك تريلر گازوئيل سقوط كرده و دود و آتش ناشي از سوختن هر دو وسيله، فضا را سياه كرده بود. خلبانان هواپيما و سرنشينان تريلر همه جزغاله شده بودند.

پانوشته:

1- سرهنگ خلبان هوانيروز.

منبع: درمانگران رزمنده، منتظر، رضا،1386، انتشارات ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده