فاتحان خرمشهر(1)
امیر سرتیپ2 سید علی اکبر موسوی قویدل سرهنگ ورشو ساز، فرمانده لشکر اجرای فوری مأموریت را به من محول کرد. با توجه به اینکه اعزام یک گروه رزمی دیگر موجب تفرقه بیش از پیش یگان های لشکر (که در مناطق شمال غرب، غرب و جنوب کشور مستقر بودند)می شد و کنترل و پشتیبانی یگان های متفرقه نیز مشکلاتی را برای لشکر فراهم می کرد و همچنین با حضور یک گردان تحول اساسی در منطقه ایجاد نمی شد، مخالفت کردم و طرح اعزام همه لشکر را با امکانات موجود، به یکی از مناطق عملیاتی اعلام کردم.

زندگی نامه

امیر سرتیپ2 سید علی اکبر موسوی قویدل در سال 1315 در تبریز متولد شد.

او در سال1366 وارد دانشکده افسری شد  و در سال های1339،1348، و1352 دوره های مقدماتی، عالی رسته زرهی و دانشکده فرماندهی و ستاد را گذراند.

وی با پیروزی انقلاب اسلامی رئیس ستاد لشگر1 پیاده سابق گردید و با آغاز جنگ تحمیلی با حضور در صحنه عملیات خوزستان جانشین عملیاتی فرمانده لشکر21 حمزه شد و تا سال1366 در مشاغلی چون؛ رئیس رکن سوم قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش  در جنوب و همزمان افسر ارشد عملیات ارتش در قرارگاه عملیاتی خاتم الانبیاء (ص) انجام وظیفه نمود.

در سال1366 به عنوان مشاوره فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی منصوب و در اسفند ماه همان سال بازنشسته شد.

از سال1367 با دعوت رسمی سپاه پاسداران به مدت10 سال در دانشکده فرماندهی و ستاد ضمن تدریس و انتقال تجارب جنگی، مدارک آموزشی مورد نیاز دافوس را تدوین کرد و از سال1377 همکاری افتخاری با هیأت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی را آغاز کرد.

وی در زمان عملیات بیت المقدس با درجه سرهنگی رئیس رکن3 قرارگاه کربلا بود.

تحولات ارتش پس از پیروزی انقلاب اسلامی

با ادغام لشکر2 پیاده مرکز(به فرماندهی سرتیپ ایرج نیکزاد) و لشکر1 (به فرماندهی سرهنگ عبدالحسین مفید) در12 شهریور ماه1359، لشکر21 پیاده حمزه به وجود آمد.

در همان شروع کار، یک گردان پیاده سازمانی و یک گردان پیاده غیر سازمانی لشکر برای مبارزه با نیروهای ضد انقلاب عازم کردستان شدند.

نیروی زمینی ارتش در20 شهریور ماه1359 ضمن ابلاغ اجرای طرح پدافندی ابوذر، جهت کمک به پدافند لشکر های81و92 زرهی، هفت گروه رزمی پیاده و تانک از سایر قرارگاه های عمده و باقیمانده گروه های توپخانه را به مناطق عملیاتی غرب و جنوب اعزام کرد. لشکر21 پیاده حمزه هم دو گروه رزمی گردانی پیاده به خوزستان و یک گروهان تانک نیز به استان کرمانشاه اعزام کرد.

شهریور1359

در20 شهریور ماه1359 با استقرار یگان های لشکر81 زرهی در مناطق مرزی به باقیمانده تیپ84 خرم آباد دستور داده شد؛ برای تقویت یگان های مأمور پدافند در مهران به آن محل حرکت کنند. قبلاً یک گروه رزمی از این تیپ در پاوه درگیر مبارزه با ضد انقلاب و یک گروه رزمی دیگر در زیر امر لشکر81 زرهی در میمک و مهران در مواضع پدافندی مستقر شده بود. نیروهای این تیپ در خاتمه حرکت در اواخر شهریور ماه در دشت حسین آباد در12 کیلومتری جنوب مهران مستقر شدند تا پس از شناسایی، مواضع پدافندی را اشغال نمایند. ولی در روز اول مهر ماه با آغاز تهاجم زمینی عراق شهر مهران توسط دشمن تصرف شد. لذا نیروهای تیپ ابتدا در همان دشت و سپس برای حفاظت شهر دهلران در حوالی شهر مستقر شدند.

دوم مهر ماه1359

در روز دوم مهر ماه1359 قرار شد که یک گروه رزمی گردانی پیاده دیگر از لشکر21 حمزه به جنوب اعزام شود.

سرهنگ ورشو ساز، فرمانده لشکر اجرای فوری مأموریت را به من محول کرد. با توجه به اینکه اعزام یک گروه رزمی دیگر موجب تفرقه بیش از پیش یگان های لشکر (که در مناطق شمال غرب، غرب و جنوب کشور مستقر بودند)می شد و کنترل و پشتیبانی یگان های متفرقه نیز مشکلاتی را برای لشکر فراهم می کرد و همچنین با حضور یک گردان تحول اساسی در منطقه ایجاد نمی شد، مخالفت کردم و طرح اعزام همه لشکر را با امکانات موجود، به یکی از مناطق عملیاتی اعلام کردم.

فرمانده لشکر پیشنهاد مرا قبول کرد و همان روز قرار شد با مسئولان ارکان ستاد نیروی زمینی جنوب که در تهران در حال سازماندهی بودند، مذاکره شود و در صورت تصویب طرح از طرف مسئولان ارکان ستاد نیروی زمینی در جنوب اقدامات لازم برای اعزام لشکر انجام شود.

فرمانده نیروی زمینی ارتش و مسئولان ارکان ستاد با ابراز تشکر، درخواست لشکر را تصویب کردند و قرار شد که من بلادرنگ برای شناسایی و انتخاب محل مناسب برای استقرار اولیه لشکر به خوزستان بروم.

ضمن اینکه فرمانده نیروی زمینی ارتش همان روز به لشکر16 زرهی قزوین نیز دستور حرکت به خوزستان را صادر کرد. این دستور در حالی اجرا می شد که قسمتی از یگان های لشکر16 زرهی قزوین تازه از مناطق آشوب زده شمال غرب برگشته بودند.

منبع: فاتحان خرمشهر، ابوعلی، زهرا،1388، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده