نماز در آیینه خاطرات رزمندگان(10)
آخرين نماز دراسارت استواردوم رجبعلي تربتي در آخرين روز اسارت، پنجم شهريور سال 1369، قرار بود؛ نمايندگان صليب سرخ به اردوگاه بيايند و مقدمات آزادي مارا فراهم كنند، ساعت 8 صبح گروه صليب سرخ وارد اردوگاه شد و شروع به ثبت نام كرد.

ثبت نام درساعت 11 به پايان رسيد و سپس يكي از افراد صليب سرخ به زبان فارسي اعلام كرد :

« شما تاساعت يك بعد ازظهر فرصت داريد خودتان را براي رفتن به ايران آماده كنيد.»

 شنيدن اين جمله برهيجان و خوشحالي ما افزود. آيا اين ما بوديم كه تنها دوساعت ديگر با آزادي فاصله داشتيم؟ دراين فاصله همگي باهماهنگي و اتفاق يكديگر تصميم گرفتيم در همين مدت كوتاه با اقامه نماز ظهر و عصر به طور جماعت آخرين ضربه روحي را به نيروهاي عراقي وارد كنيم .

پتوهاي آسايشگاه ها را به سرعت درحياط اردوگاه پهن كرده باعجله وضو گرفتيم  و به نماز ايستاديم. نگهبانان و فرماندهان عراقي، با خشم به ماچشم دوخته بودند .

آنها دربرابر نگاه هاي تمسخر آميز افراد صليب سرخ، اين سو و آن سو مي رفتند و باخود غرولند مي كردند. اقامه نماز جماعت در دوران اسارت براي ما ممنوع بود و جرم محسوب مي شد. نماز جماعت آن روزكه باحال و صفاي خاصي اجرا شد، آخرين ضربه روحي به فرماندهان اردوگاه عراقي بود كه هرگزنتوانستند آن را جبران كنند .

 

منبع: زمزمه ای در تنهایی، حسینیا، احمد، 1383، انتشارات عرفان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده