شهید صیاد در کلام یاران(14)
شهید صیاد دستی به کمر استوار دهقانی کشید و گفت خسته نباشی، چه کار می­کنی؟ دهقانی در جواب گفت: قربان جنگ تانک و قمقمه است. شهید صیاد پرسید: جنگ تانک و قمقمه چیست؟

جلد کلت کمری

در پادگان شهید عاصی­زاده سپاه اهواز در جاده اهواز ـ اندیمشک در نماز جماعت کنار شهید صیاد ایستاده بودم. ایشان کلت را از کمرش باز کرد و مشغول نماز شد. بین دو نماز از وی سوال کردم «علت خاصی  داشت که اسلحه را باز کردید؟» ایشان گفتند: چون احتمال می­دهم جلد کلت از حیوان حرام­گوشت تهیه شده باشد، احتیاط می­کنم.

تواضع و فروتنی

در عملیات قادر، در ارتفاعات صعب­العبور سَرسول، فرماندهی گروهان دوم گردان126 تیپ55 هوابرد را به عهده داشتم. فرمانده نیروی زمینی، شهید صیاد، برای بازدید از خط تشریف آوردند. شرایط خیلی سخت بود. درگیری­های پی در پی با دشمن و تلفات زیاد و سختی تدارکات طاقت­فرسا بود. درجه­داری داشتیم به نام استوار دهقانی که آدم بسیار ساده و بی­تکلفی بود. شهید صیاد دستی به کمر استوار دهقانی کشید و گفت خسته نباشی، چه کار می­کنی؟ دهقانی در جواب گفت: قربان جنگ تانک و قمقمه است. شهید صیاد پرسید: جنگ تانک و قمقمه چیست؟ او شهید صیاد را به سنگر دیدگاه برد و گفت: ببینید عراقی­ها روی تپه روبروی ما (سرسول) چند تانک آورده­اند و سنگرهای ما را می­زنند، ولی شما نمی­توانید چند قمقمه آب به دست ما برسانی، تو چه فرمانده نیرویی هستی؟ ما خجالت می­کشیدیم و نمی­دانستیم چه عکس­العملی در پی خواهد بود. ولی در کمال تعجب دیدیم ایشان لبخندی زد و گفت: بسیار خوب! دستور می­دهم تدارکات را بهتر انجام دهند، البته باید بدانی که جنگ از این چیزها  دارد، توکلت به خدا باشد، ان­شاءالله پیروز می­شویم، خدا قوت بدهد. با روی خندان خداحافظی کرد و در کمال تواضع به بازدید از سایر یگان­ها ادامه داد. روحش شاد.

 

منبع: شهید صیاد در کلام یاران، هادقی، محمود، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده