درمانگران رزمنده(15)
پرندگان نجات معاون بهداری لشکر 27 محمد رسول الله در عملیات رمضان درعمليات رمضان، يكي از اورژانسها در موقعيت كشتارگاه خرمشهر مستقر شده بود. مجروحان زيادي را در طول شب از خط به آنجا آورده بودند كه بايد به بيمارستانهاي اهواز و آبادان منتقل ميشدند. تعدادي از آنها به علت وخامت جراحت، بسيار بدحال و انتقال آنها با وسايل نقليه زميني تحت هيچ شرايطي به صلاح نبود.

آن شب را با رنج و درد آنها به صبح رسانديم. پس از نماز صبح اولين بالگردهاي هوانيروز، براي هماهنگي و هدايت در جنب اورژانس بر زمين نشستند و با مشاهدة مجروحان بلافاصله بالگردهاي شنوك نيز يكي پس از ديگري به كمك آنها آمدند.

نشست و برخاست آنها به‌صورت يك پل هوايي بين اورژانس و بيمارستان‌هاي اهواز و آبادان در آمده بود. به‌طوري كه با انجام چندين پرواز متوالي، مجروحان را به عقب تخليه و خستگي و بي‌خوابي شب گذشته را از تن ما بيرون كردند. با اين كار آرامش خاصي به اورژانس بخشيدند كه وصف ناشدني بود. چنان صميميتي در ميان خلبانان و كاركنان پروازي هوانيروز با برادران بهداري سپاه به وجود آمده بود كه هيچ تفاوتي بين آنها و خود نمي‌يافتيم مگر وظيفه‌اي كه هر كدام بر عهده داشتيم.

اغراق نيست. بالگردها همچون آمبولانس‌هاي واحد بهداري و خلبانان شجاع آنها به سرعت علاوه بر تخلية مجروحان، در آماده‌سازي برانكاردها و انتقال به داخل بالگردها نيز با ما همكاري مي‌كردند.

با اتمام انتقال مجروحان، به‌علت ناامن بودن منطقه و بمباران‌هاي پي در پي، همگي به آنها پيشنهاد ترك محل را كرديم، امّا آنها بعد از حمل آخرين مجروح، يك فروند بالگرد را هم براي احتياط همراه ما مستقر كرده و به‌سوي محل مأموريت خود بال گشودند. در مراحل بعدي عمليات رمضان، به‌عنوان معاون بهداري لشكر27 محمد رسول‌الله(ص) شاهد تكرار اين صحنه‌ها از سوي هوانيروز در امر انتقال مجروحان بودم و همة آنچه را كه از شجاعت، بي‌باكي و روحية دفاع از اسلام، ايران و مردم مسلمان از امثال شهيد شيرودي و كشوري شنيده بودم، در يك نيم روز از عزيزان همكار و همرزم آن شهيدان ملاحظه كردم.

منبع: درمانگران رزمنده، منتظر، رضا،1386، انتشارات ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده