خلبانان(43)
در يك لحظه، من درمسير پدافند نيروهاي عراقي قرارگرفتم. بالگرد ماوريك در سمت چپ من قرار داشت. من مجبور بودم كه آن منطقه را ترك كنم؛ در همان لحظه موشك ماوريك قفل كرده بود و ميخواست تيراندازي بكند و در يك لحظه وقتي متوجه آمدن بالگرد من شد، ارتفاع خود را ده تا پانزده پا بالابرد و من توانستم براي آنكه هدف گلولههاي پدافندي دشمن قرار نگيرم از زير بالگردي كه موشك ماوريك را لاك كرده بود رد شدم.

دمتان گرم

 

سرهنگ خلبان حميد صديق شجاع

   در عمليات فتح‌المبين، دشمن در منطقة ابوغريب اقدام به پاتك وسيعي كرد. نيروي زميني از ما كمك خواست و ما با يك تيم آتش به منطقه اعزام شديم. درآن لحظات، نور آفتاب به صورتمان مي‌زد و شناسايي و هدف قراردادن ادوات دشمن نه تنها براي ما، بلكه براي موشك ماوريك هم سخت بود. مجبور شديم نيروهاي عراقي را دور زده و به جنگ تانك ها و ادوات عراقي ها كه روي جادة ابوغريب به صورت منظم درحال پيشروي بودند، يورش ببريم. دشمن در آن منطقه به شدت مقابله مي‌كرد ولي اولين موشك ماوريك ما وقتي به هدف خورد، صداي بچه‌هاي نيروي زميني كه تا دقايقي پيش التماس مي‌كردند كه ما وارد عمل بشويم، تغيير پيدا كرد و همه در بي‌سيم با گفتن دمتان گرم و دستتان درد نكند از ما تشكر كردند.

   در يك لحظه، من درمسير پدافند نيروهاي عراقي قرارگرفتم. بالگرد ماوريك در سمت چپ من قرار داشت. من مجبور بودم كه آن منطقه را ترك كنم؛ در همان لحظه موشك ماوريك قفل كرده بود و مي‌خواست تيراندازي بكند و در يك لحظه وقتي متوجه آمدن بالگرد من شد، ارتفاع خود را ده تا پانزده پا بالابرد و من توانستم براي آنكه هدف گلوله‌هاي پدافندي دشمن قرار نگيرم از زير بالگردي كه موشك ماوريك را لاك كرده بود رد شدم. لحظه‌اي بعد انفجار موشك ماوريك در قلب نيروهاي دشمن آتشي مهيب بلندكرد و همان انفجار و انفجار راكتهاي ديگر بالگردها باعث شد كه تك دشمن خنثي شود و نيروي زميني توانست آن نيروها را كه عمدتاً از نيروهاي جا ماندة عراقي بودند، كشته و يا اسير نمايند.

 

منبع: خلبانان، پوربزرگ، علیرضا، 1385، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده