درمانگران رزمنده(14)
گفت: خدا الآن اينجا نيست. در آلمان است. همان لحظه يك گلولة خمپاره روي سنگر فرود آمد و داخل سنگر افتاد ولي عمل نكرد. يك تكه بتون از سقف سنگر جدا شد و بر سر همين سرباز اصابت كرد كه منجر به مجروح شدن وي شد. از اين مسئله چند ماهي گذشت، بعداً مطلع شدم نامبرده براي مداوا به آلمان اعزام و پس از عمل جراحي مغز، بهبود يافته است.

خدا در آلمان است؟

سروان دكتر بهرام بزرگي1

اواخر سال1360  در منطقة سرپل‌ذهاب، پزشكيار يك گروهان پياده در خط مقدم بودم. نيروهاي دشمن بر منطقة ما مشرف بودند و بيشتر اوقات گلوله‌هاي خمپاره ردّ و بدل مي‌شد. يك روز حدود ساعت1030 بدون اينكه صداي انفجاري شنيده شود، خبر دادند كه يك سرباز مجروح شده و بلافاصله با كمك هم‌سنگرانش به بهداري منتقل شده است. تمام سر و صورت و دست‌هايش خون‌آلود بود. از ناحية سر مجروح شده و خونريزي شديدي داشت. با بررسي معلوم شد يك تكه بتون در ناحيه زخم وجود دارد. خونريزي را تا حدودي بند آوردم و پس از وصل سرم، در شرايطي كه رفت و آمد هرگونه خودرو در روز مشكل بود، به اورژانس يگان اعزام شد. وقتي قضيه مجروح شدن او را از هم‌سنگرانش جويا شدم، اظهار داشتند: ما چهار نفر در سنگر بوديم، با هم صحبت و شوخي مي كرديم و هر كس چيزي مي‌گفت. دوستمان كه مجروح شد، گفت: خدا الآن اينجا نيست. در آلمان است. همان لحظه يك گلولة خمپاره روي سنگر فرود آمد و داخل سنگر افتاد ولي عمل نكرد. يك تكه بتون از سقف سنگر جدا شد و بر سر همين سرباز  اصابت كرد كه منجر به مجروح شدن وي شد. از اين مسئله چند ماهي گذشت، بعداً مطلع شدم نامبرده براي مداوا به آلمان اعزام و پس از عمل جراحي مغز، بهبود يافته است.

پانوشته:

1-  جمعي تيپ 55 هوابرد، گردان پشتيباني، گروهان بهداشت و درمان است.

منبع: درمانگران رزمنده، منتظر، رضا،1386، انتشارات ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده