خلبانان(41)
امداد غيبي سرهنگ خلبان ابراهيم صادق دشمن با ديدن بالگردهاي هوانيروز خط آتش سنگيني ايجاد كرد كه مانع ورود ما به منطقه تانكهايش باشد، ولي ما هدفمان بالاتر از آن بود كه خللي در عزم و ارادة ما بوجود بيايد، خط آتش دشمن را شكستيم و به شكار تانك هاي دشمن پرداختيم.

   در عمليات فتح‌المبين ما در اختيار لشكر77 بوديم. رابط لشكر به ما اطلاع داد كه در محدودة ارتفاعات (ني خضر) تعداد سي دستگاه تانك دشمن براي تقويت نيروهاي عراقي در حركت هستند و از ما خواستند كه براي مقابله با آنها برويم. بلافاصله يك تيم آتش به منطقه اعزام شد.

دشمن با ديدن بالگردهاي هوانيروز خط آتش سنگيني ايجاد كرد كه مانع ورود ما به منطقه تانكهايش باشد، ولي ما هدفمان بالاتر از آن بود كه خللي در عزم و ارادة ما بوجود بيايد، خط آتش دشمن را شكستيم و به شكار تانك هاي دشمن پرداختيم. در گرماگرم اين نبرد، احساس كردم؛ يك گلوله دود زا در نزديكي ما به زمين خورد و چون من به تجربه مي‌دانستم اين گلوله براي هدايت آتش دشمن شليك شده است، بي‌درنگ محل خود را كمي تغيير دادم كه از آتش دشمن در امان باشم. در اين حال بالگرد كبراي اردلاني و محسني از همان نقطه شيرجه زدند و دشمن را هدف قراردادند ولي آتش شديد دشمن و انفجاري كه ازگلوله‌هاي تانك دشمن ايجاد شد، بالگرد آنها در اثر موج انفجار در هوا180 درجه تغيير جهت داد و از كنترل خارج گرديد و قسمت سلاح (گان) آن به زمين برخورد كرد.

   با ديدن اين صحنه فرياد زدم ياحسين و منتظر سانحة بالگرد مذكور شدم، لحظاتي بعد در كمال تعجب و ديدگان‌حيرت زده ديدم كه بالگرد با وجود از دست دادن دستگاه سلاح خود، حالت طبيعي به خود گرفت و به پرواز ادامه داد.

   با مشاهده اين وضعيت، معنا و تفسير امداد غيبي  را لمس كردم.

 

منبع: خلبانان، پوربزرگ، علیرضا، 1385، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده