آتش دل(24)
عشّاق دوست باده نوشاني كه سرمست از مي يزدان شدند در بلا افكنده خود را لايق جانان شدند دست از دنياي فاني شسته و در يك كلام ذوب در معبود گشته، غرق در ايمان شدند فارغ از اين عالم خاكي تهي از مهر غير بيخود از خود آنچه مطلوب اله است آن شدند

چون سمندر در ميان آتش عشق نگار

 

محو حق گرديده و ممزوج با عرفان شدند

رعدآسا، تندر آسا، طالب او پرشتاب

 

عازم درگاه قربش با مطاع جان شدند

سرخوش از شهد لقاي ربّ خود، پروانه سان

 

در طواف شمع حق با دود آن همسان شدند

دست شستند از خور و خواب و تن‌آسايي خويش

 

خون‌بها چون شد خدا، برخوان او مهمان شدند

 

منبع: آتش دل، بیطرف(محزون)، فرزاد،1386، تهران ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده