خلبانان(40)
و درحاليكه از زمين بلند ميشد، ناگهان مورد هدف گلولههاي توپ نيروهاي عراقي قرارگرفت. بالگرد او در ارتفاع بيست متري به گلولهاي از آتش تبديل شد. ما در آسمان يك گوي بزرگ آتش را ديديم كه درحال سوختن بود. بالگرد او در آن لحظه هشت فروند موشك و بيش ازيك هزار ليتر سوخت داشت كه در يك لحظه همه آنها با هم منفجرشدند.

درحد يك معجزه

سرهنگ خلبان فرزاد فرجامخواه

   در عمليات فتح‌المبين، وضعيت نيروها به گونه‌ا‌ي شده بودكه نمي‌توانستيم نيروهاي خودي و دشمن را از هم تشخيص بدهيم و به همين خاطر بايد مطمئن مي‌شديم گلوله‌ها و راكت هاي ما قطعاً به دشمن اصابت مي‌كند.

   در همين وضعيت بود كه مأموريتي به ما واگذارشد. وقتي وارد منطقه عملياتي شديم، نيروهاي خودي و دشمن چنان درهم پيچيده بودند كه تشخيص آنها به راحتي ميسر نبود، به همين خاطر قرار شد؛ جناب آهنگراني در كنار نيروها بنشيند و وضعيت دشمن را بپرسد. ما هم از اطراف مراقب او بوديم. جناب آهنگراني از بالگرد پياده شد و به طرف نيروهاي مستقر در منطقه رفت و در كمتر از يك دقيقه برگشت و پشت فرامين قرارگرفت و در بي‌سيم گفت:

   بچه‌ها اينها عراقي هستند.

   و درحالي‌كه از زمين بلند مي‌شد، ناگهان مورد هدف گلوله‌هاي توپ نيروهاي عراقي قرارگرفت. بالگرد او در ارتفاع بيست متري به گلوله‌اي از آتش تبديل شد. ما در آسمان يك گوي بزرگ آتش را ديديم كه درحال سوختن بود. بالگرد او در آن لحظه هشت فروند موشك و بيش ازيك هزار ليتر سوخت داشت كه در يك لحظه همه آنها با هم منفجرشدند.

   خلبان رسكيو كه ناظر اين صحنه‌ها بودگفت: من فكر نمي‌كنم حتي خاكستر اين ‌ها هم نصيب ما بشود، با اين حال با يك حركت سريع كنار بالگرد نشست و ناگهان صداي او (جناب ندايي) در راديو پيچيد و گفت: بچه‌ها! آنها زنده‌اند.

   تصور اين ماجرا براي ما غير قابل باور بود و فكر مي‌كرديم به خاطر آنكه به ما روحيه بدهد اين حرفها را مي‌زند با اين حال ما در آسمان دور مي‌زديم و به بالاي سر بالگرد سوخته رسيديم و درعين ناباوري و با كمال حيرت ديديم كه رسكيو در حال سواركردن خلبانان بالگرد كبراست و عجيب‌تر اينكه عراقيها به شدت آن منطقه را زير آتش داشتند، ولي جناب ندائي و تيم رسكيو توانستند با سرعت تمام آنها را سواركنند و بدون آنكه بالگرد بزرگ آنها (214) حتي يك تير يا تركش بخورد از زمين بلندشد.

   من اين حادثه يعني نجات خلبانان كبرا را فراتر از امداد غيبي و حتي درحد يك معجزه تلقي كردم. درحال بازگشت بوديم كه از طريق بي‌سيم اطلاع دادند كه دشمن در سايت4و5 قرار دارد و از ما خواستند براي كوبيدن آنها به آن منطقه برويم.

   دقايقي بعد شانزده فروند موشك ماوريك ما دمار از روزگار عراقيهاي مستقر در سايت4و5 درآورد.

 

منبع: خلبانان، پوربزرگ، علیرضا، 1385، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده