آتش دل(18)
چه كنم؟ سينة تنگ من و عقدة پنهان چه كنم اين دل خون شده و درد فراوان چه كنم چشم پر بارِش و اين قدّ خم از بار تعب نيش يار و حيل و فتنة عدوان چه كنم نه كسي دست بگيرد ز من غرق گنه من و اين سوز دل و ديدة گريان چه كنم راهيان رفته و ره بسته به رويم، هيهات پشت در مانده، من بيكَس و نالان چهكنم

هر چه بينم همه طعن است و مناظر همه درد

 

مات اين حالم و با ديدة حيران چه كنم

اشك من ترجمة توبة دلسوز من است

 

كاروان رفته، در اين شام غريبان چه كنم

قافله رفت و به سر منزل مقصود رسيد

 

مانده‌ام غمزده در دخمة ويران چه كنم

اي فلك رسم نباشد كه غريب آزاري

 

تو بگو در غم هجر رخ ياران چه كنم؟

 

منبع: آتش دل، بیطرف(محزون)، فرزاد،1386، تهران ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده