شهید صیاد در کلام یاران(5)
وقتی که مطلبی را از بالا، فرمانده کل قوا تصمیم می­گرفت و به ایشان می­گفتند، اگر برخلاف نظرش بود، طوری عمل می­کرد که نزدیک­ترین کسانش در ستاد متوجه نمی شدند. برای مثال عملیات بدر، عملیاتی ناموفق بود و شکست خورد. شهید صیاد از ریشه با این عملیات مخالف بود، تأکید می­کنم از ریشه مخالف بود، ولی طوری عمل کرد که حتی نزدیک­­ترین کسانش هم ندانستند که صیاد با این عملیات مخالف است و به گونه­ای عمل کرد که انگار خودش طراح عملیات است.

اعتقاد راسخ، شعار گویا، عمل به اعتقادات

 

 

 

 

 

سرهنگ جانباز غلامرضا آذربون[1]

یکی از مفسران عالی­قدر می­فرماید پایداری و بقاء هر عمل بستگی به ارتباطی است که با خدا دارد. هرجا  قرآن می­بینیم، شیخ عباس قمی هم هست، مفاتیح­الجنان هم هست. از سال ۱۳۷۸ تا حالا در هر نقطه­ای از این مملکت مراسم و مجلسی برای شهیدی هست، اسم صیاد هم هست. مرحوم آیت­الله بهجت[2]، که خدا رحمتش کند، وقتی که بعضی از طلبه­ها خدمتش می­­رسیدند و می­گفتند ما را نصحیت کنید، می­فرمود: بروید به آن چیزی که بلد هستید عمل کنید، خدا علمتان را زیاد می­کند. شهید صیاد هم به آن چیزی که بلد بود، عمل می­کرد و تا عمل نمی­کرد، دنبال مطلب دیگری نمی­رفت.

دین اسلام را پیغمبر آورد، ولی قیام سالار شهیدان در سال ۶۱ هجری باعث شد که دین زنده شود، چون مسائل اعتقادی گفته نمی­شد و از اهل بیت صحبتی نبود. قیام سالار شهیدان باعث زنده شدن دین شد. انقلاب که به پیروزی رسید، خیلی­ها گفتند که ارتش باید منحل شود، نه تنها منافقین، حتی خودی­ها هم نظرشان این بود که ارتش منحل شود. امام خمینی(ره) با درایتی که داشتند، ارتش را حفظ کردند.

شهید صیاد هم باعث عزت ارتش شد، هم رشد سپاه، چرا؟ شهید صیاد سه ویژگی داشت: «اعتقاد راسخ، شعار گویا و عمل به اعتقاداتش». اعتقاد به ولایت، انقلاب و وحدت داشت و شعارش وحدت بود. تمام صحبت­های صیاد را که گوش کنید؛ هیچ­جا نگفته ارتش یا سپاه! همیشه گفته: رزمندگان اسلام. شعارش گویا بود. چطور باعث عزت ارتش شد؟ آقایان قدیمی­ها می­دانند؛ وقتی که شهید صیاد برای معرفی یک فرمانده لشکر به منطقه­ای می­رفت از اعتباری که خدا به او داده بود، استفاده می­کرد. اول می­گفت: ورودم باید رسمی باشد. تشریفات می­گذاشت که مردم بدانند ارتش زنده است. خود استاندار، امام جمعه، فرمانده نیروی انتظامی و مسئولین کشوری و لشکری در جلسه معارفه فرمانده لشکر حضور داشتند. این باعث عزت ارتش بود. ولی بازگشتش از منطقه بدون سر و صدا بود.

جلسات هماهنگی زیادی در ارتش می­گذاشت. یک جلسه خصوصی با بازرسی، حفاظت و اطلاعات و عقیدتی ـ سیاسی هم بود. به سه دلیل، دلیل اول: چون انقلابی بودند و با زبان خودشان با آنان صحبت می­کرد و به آنها دلداری می­داد. دلیل دوم: وحدتی که عملاً بین یگان­ها ایجاد می­کرد و دلیل سوم: به آنها توصیه می­کرد که شما چشم و بازوی فرمانده­اید و اراده فرمانده نیستید.

وقتی که مطلبی را از بالا، فرمانده کل قوا تصمیم می­گرفت و به ایشان می­گفتند، اگر برخلاف نظرش بود، طوری عمل می­کرد که نزدیک­ترین کسانش در ستاد متوجه نمی شدند. برای مثال عملیات بدر، عملیاتی ناموفق بود و شکست خورد. شهید صیاد از ریشه با این عملیات مخالف بود، تأکید می­کنم از ریشه مخالف بود، ولی  طوری عمل کرد که حتی نزدیک­­ترین کسانش هم ندانستند که صیاد با این عملیات مخالف است و به گونه­ای عمل کرد که انگار خودش طراح عملیات است. با اعتقاد عمل می­کرد. ولی همین صیاد کم زجر نکشید، کم خون دل نخورد، ولی صبر کرد.

نقل است که بعد از رحلت رسول گرامی اسلام(ص)، حضرت زهرا(س) به امیرالمؤمنین علی(ع) گفت: چرا شمشیر نمی­کشید؟ حضرت صبر کرد تا موقعی که  مؤذن صدا کرد: أشهد أن محمداً رسول الله. امام فرمود: می­خواهید این صدا باشد یا نباشد؟! در جواب حضرت زهرا گفتند: می­خواهم باشد. امام گفت: به خاطر همین سکوت کن. اگر صیاد سکوت کرد، فقط به خاطر وحدت و حفظ انقلاب و گوش کردن به حرف ولایت بود.

نهالی نزدیک بهار با علاقه، با آگاهی و با عشق تهیه می کنید، نه برگ دارد و نه گل. بعضی از اعضای خانواده با کاشتن آن مخالفند ولی شما می­شناسید، فکر کردید باغچه و باغتان را چطوری رشد دهید. می­خواهید خودتان به این نهال رسیدگی کنید. بعضی­ها حسادت می­کنند که این نهال چیست؟ فقط همین یک نهال است، ولی خودت به آن توجه می­کنی. اتفاقی می­افتد که دیگر نمی­توانید به آن رسیدگی کنید. وقتی که در جلوی چشمانتان، نهال را از ریشه می­کنند، چه حالی به شما دست می­دهد.

شهید صیاد خودش فکر کرد، خودش کار کرد و خودش تصمیم گرفت.  چون رزمندگان بُریده بودند. تیپ شهادت (تیپ ۵ حضرت ابوالفضل) را تشکیل داد. امیر سلیمان­جاه در جلسه آن شب حاضر بودند و شور سربازان، درجه­داران و افسران تیپ ۵ را دیدند. ایشان آن زمان فرمانده قرارگاه بودند. ولی هنوز شهید صیاد خانه­نشین نشده بود که تیپ۵ را از ریشه کندند. چقدر زجر کشید، ولی سکوت کرد. به خاطر این که الآن ارتش عظمت، وحدت و انسجام دارد. او به خاطر خدا صبر کرد  و خدا به وی عزت داد، صلواتی ختم کنید.

 

منبع: شهید صیاد در کلام یاران، هادقی، محمود، 1394، ایران سبز، تهران

 

 


[1]. سرهنگ جانباز غلامرضا آذربون از هم­رزمان و دوستان نزدیک شهید صیاد می­باشد.

[2]. مرحوم حضرت آیت­الله­العظمی محمدتقی بهجت از مراجع عظام تقلید بودند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده