تانک هاى بعثى در محاصره عقابان تیز پرواز (بخش اول)
تشریح نقش نیروى هوایى در عملیات آزادسازى سوسنگرد امیر سرتیپ دوم خلبان موسوی، امیر سرتیپ دوم خلبان رمضانی سوسنگرد، کنار نهر نیسان، در آستانه عاشورای 1401 هجری قمری، عرصه جانبازی و مجاهدت حسینیان زمان بود. بسیاری از مدافعان شهر، داوطلبانه آمده بودند تا در برابر لشکرهای زرهی سنگین دشمن بایستند و قدم به قدم سنگر می بستند و دشمن را عقب می راندند. الزامی برای ماندن نبود.

، اما دل ها همه در سنگرهای سوسنگرد مانده بود و کسی یارای خالی کردن سنگر دفاع را نداشت. آگاهانه شهادت محتمل را برگزیده و به مصاف دشمنی رفته بودند که هم از حیث تجهیزات و هم از نظر تعداد افراد، فزونی داشت. در خاطرات مقام معظم رهبری هم اشاره شده که تعدادی از مدافعان سوسنگرد از کارکنان نیروی هوایی بوده اند؛ کسانی که خارج از وظیفه سازمانی و در خطوط مقدم نبرد زمینی حضور یافته، حماسه می آفریدند.

اما نقش تأثیرگذارتر برای نیروی هوایی را می توان در عملیات هوایی جست و جو کرد. خلبانان نیروی هوایی در همان گرما گرم نبرد زمینی در آسمان به مصاف با جنگنده های دشمن می رفتند. عقب راندن انبوه تانک های دشمن هم تنها با سلاح های ضد تانک زمینی ممکن نبود؛ بخشی از نبرد های نیروی هوایی به مقابله با تانک های دشمن اختصاص داشت.

در گفت و گو با دو تن از امیران سرافراز نیروی هوایی به مطالعه بخشی از نبردهای هوایی سوسنگرد پرداخته ایم.

امیر سرتیپ دوم موسوی، خلبان بازنشسته نیروی هوایی ارتش است و در حال حاضر، عضو دفتر مطالعات این نیرو. هنگامی که برای مصاحبه دربارة عملیات نیروی هوایی ارتش در آزادی سوسنگرد به دفترش رفتیم، با روی باز و خندانی رو به رو شدیم که دفعات پیش نیز آن را دیده بودیم.

(…) سرتیپ دوم خلبان موسوی می گوید که دقیقاً سه روز پیش از شروع عملیات از پایگاه چهارم شکاری دزفول به پایگاه دوم شکاری سرلشکر خلبان شهید جواد فکوری تبریز اعزام شده تا فرمانده گردان 22 شکاری این یکان شود.

وی، با دقت نظر روی نام خلبانان، روز پرواز و شمار پروازها به ما گفت که عملیات آزادسازی سوسنگرد از 15 آبان 1359، با برخاستن پنج فروند اف4 و اف5 از باند پرواز پایگاه چهارم شکاری و انجام 10 نوبت پرواز در حوالی سوسنگرد و خود این شهر آغاز شد.

(…) طی 12 روز عملیات آزاد سازی، 54 نوبت پرواز از پایگاه دزفول انجام شد تا عملیات به هدف مورد نظر (عقب راندن نیروی دشمن و باز کردن راه برای پیشروی نیروی زمینی و در نهایت آزادی شهر راهبردی سوسنگرد) برسد.

«یونس خوش بین که 27 آبان همان سال شهید شد، صمد ابراهیمی، حسین هاشمی، محمود نعیمی، مهدی بادکوبی…» بر اساس تخمینی که از خلال صحبت امیر در مورد خلبانان شرکت کننده در عملیات زدیم، معلوم شد که بیش از 40 خلبان تیز پرواز نیروی هوایی ارتش، مواضع دشمن بعثی را هم در پیرامون شهر و نیز در خود سوسنگرد نابود کردند.

امیر موسوی می گوید: بار سنگین عملیات تنها بر دوش پایگاه راهبردی دزفول نبود؛ پایگاه تبریز که وی فرمانده گردان22 شکاری اش بود، پایگاه همدان، اصفهان و شیراز نیز- چه با اعزام جنگنده و خلبان و چه با پوشش هوایی- در به نتیجه رساندن این عملیات سرنوشت ساز سهمی داشته اند.

امیر سرتیپ دوم خلبان عباس رمضانی در عملیات آزادسازی سوسنگرد از جمله خلبانانی است که بین 15 تا 27 آبان چندین نوبت پرواز انجام داده است.

به گفته امیر رمضانی، نیروی هوایی ارتش در چند جبهه فعالیت می کرد؛ فراهم کردن پشتیبانی نزدیک هوایی برای نیروهای زمینی، حمله هوایی، آوردن نیروهای تازه نفس به جبهه ها، انتقال فرماندهان و مجروحان به عقبۀ جبهه.

این خلبان بازنشسته ارتش می گوید که (DASC) مرکز هدایت مستقیم هوایی اهواز، در زمان عملیات سوسنگرد وظیفه اعزام جنگنده ها را از نزدیک ترین پایگاه ها به منطقه -به غیر از پایگاه چهارم شکاری دزفول- بر عهده داشته است.

امیر رمضانی خاطر نشان می کند که جنگنده ها به غیراز پایگاه دزفول، از پایگاه بوشهر به علت نزدیکی بیش تر به منطقه می کردند (Scramble) عملیات تندخیزى و از پایگاه یکم مهرآباد نیز هواپیماهای سوخت رسان اعزام می شدند تا جنگنده ها با سوخت گیری به ادامه بمباران مواضع دشمن بپردازند.

به دقت و با جزئیات در مورد بمب ها و موشک هایی که جنگنده ها در عملیات استفاده می کردند، توضیح داده، می گوید: «کار بزرگی که نیروی هوایی در این مقطع کرد، گسترش هواپیماهای اف4 با تیربار640 فشنگی، پایگاه دزفول بود. این، یک اقدام راهکنشی بود، برای صرفه جویی در وقت و با توجه به قابلیت بیشتر هواپیماهای اف 4 این کار انجام شد.»

با توضیح شرایط آبان 1359 به ما توضیح داد که چرا اصلاً صدام حسین رئیس جمهور وقت عراق رؤیای دست اندازی به سوسنگرد را در سر می پروراند: «هنوز جبهه ها آرام نگرفته و بخش هایی از خرمشهر سقوط کرده بود؛ آبادان در محاصره و اهواز در مسیر تهدید بود. بنابراین صدام می خواست که با ورود به شهر سوسنگرد بتواند با این کار تبلیغی افکار عمومی را به نفع خود تغییر دهد.»

«خلبانان نیروی هوایی با توجه به آگاهی از جنایاتی که نیروهای عراقی در آن منطقه و به ویژه سوسنگرد انجام داده بودند، بیش از هر کسی علاقه داشتند تا با انجام وظیفه ملی و میهنی، در برابر این تجاوز بایستند.»

(…) در اطلاعاتی که درباره عملیات سوسنگرد دریافت کرده ایم، آمده است:

«روز 25 آبان 1359 در شرایطی فرا رسید که همزمان درگیری یکان های نیروی زمینی در دو نقطه با دشمن اوج می گرفت. نخستین نقطه، همان قرارگاه زمینی دشمن در شرق کارون -در شمال آبادان- بود و نقطه درگیر دیگر، در تپه های «الله اکبر» در شهر سوسنگرد جریان داشت. دشمن رزمایش های خود را در هریک از این دو نقطه به عنوان عملیات ایذایی و فریب برای موفقیت در جبهه های دیگر هدایت می کرد.

در این روز یعنی 25 آبان، پایگاه یکم شکاری در مهرآباد تهران تعداد سه نوبت و دورخیز انجام داد؛ برای انجام CAP پرواز مأموریت گشت و مراقبت مسلحانه هوایی. بر اساس درخواست و دستور قرارگاه عملیات هوایی در دزفول، یک نوبت پرواز شناسایی- عکسبرداری هوایی هم از منطقه عملیاتی سوسنگرد انجام داد.

پایگاه چهارم شکاری دزفول، با انجام 16 نوبت پرواز CAP و تندخیزى، مراقبت مسلحانه هوایی را زیر نظر رادار دزفول پی گرفت که برای فرماندهی پدافند هوایی و دفاع هوایی متوسط از استان خوزستان پیش بینی شده بود.

نیروی هوایی همچنین شش نوبت پرواز بمباران هوایی را علیه اهدافی در داخل خاك عراق اجرا کرد که وارد آوردن ضرباتی بر عقبه لشکریان عراق -در حقیقت عقبه لشکر9 زرهی- محصول این پروازها بود. این اهداف در محور «حلفاییه به فکه»، و محور «کوت به حلفاییه»، در غرب سوسنگرد خلاصه می شدند.

بر همین اساس تعداد هفت دستگاه کامیون نظامی در نزدیکی سوسنگرد منهدم شد و به نیروهای تدارکاتی دشمن در محور الکوت به العماره نیز آسیب هایی وارد آمد. این عملیات برای کند کردن روند حرکات لشکر 9زرهی به ویژه تیپ12 زرهی انجام شد که برای تصرف سوسنگرد مأموریت یافته بود.

منبع: مجله صف، شماره426، آبان1395

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده