با فرمان امام (ره) جان تازه ای گرفتیم
روایت طرحى که در اهواز ریخته شد و در سوسنگرد اجرا گردید سرتیپ فرض الله شاهین راد در 24 آبان شهرهای سوسنگرد، اهواز و حمیدیه زیر آتش توپخانه دشمن در حال تخریب کامل بودند. هواپیماهای توپولف دشمن، دو بار شهر سوسنگرد را بمباران کردند. سوسنگرد در آستانه اشغال بود همان روز رهبرکبیر انقلاب فرمان دادند: «من شهر سوسنگرد را سالم و بدون محاصره از فرماندهی نیروی زمینی و فرماندهی لشکر92 زرهی می خواهم.»

رزمندگان لشکر92 که تا همان روز شجاعانه جنگیده بودند، با فرمان امام جان تازه اى گرفتند. فرصت کوتاه بود و دشمن در آستانه ورود به شهر. امیر سرتیپ شاهین راد وضعیت قواى رزم در آن روزها را این گونه توصیف مى کند:

ساعاتی پیش از طلوع آفتاب روز اول مهر 1359، نیروهای متجاوز عراق، از سه محور جهت دسترسی به شهرستان اهواز در استان خوزستان هجوم خود را شروع و از مرزهای شناخته شده بین المللی عبور کردند؛ این سه محور عبارت بودند از:

  1. محور حلفائیه، سوبله، بستان، سوسنگرد، حمیدیه، اهواز؛
  2. محور نشوه، طلاییه، جفیر، پادگان حمید، اهواز؛
  3. محور تنومه، کوشک، جفیر، پادگان حمید، اهواز.

(…) به تدریج درگیری های مرزی شدت یافت. پاسگاه های مرزی، توان ، مقابله با دشمن را نداشتند. یکان های تیپ3، مجبور به تقویت پاسگاه های مرزی شدند و یکان ها از حالت «گسترش در خط پدافندی» در «نقاط پدافندی» گسترش یافتند.

این موضوع، نشان می دهد که نیروهای تیپ3 در یک موضع پدافندی مناسب مستقر بودند، لیکن بنا به نیاز، به صورت نیروی پوشش یا تأمینی در مرز، عهده دار مأموریت شدند. این امر، در حالی صورت گرفت که هیچ یکانی به جز تیپ3 در آن منطقه حضور نداشت.

پس از شروع تهاجم عراقی ها ابتدا تلاش کردند با مقاومت سرسختانه مواضع خود را حفظ کنند، لیکن در اثر فشار دشمن به تدریج توان رزمی خود را از دست داده، سرانجام مجبور به عقب نشینی و در ارتفاعات الله اکبر مستقر شدند.

(…) از لحاظ اهمیت شهر اهواز و دسترسی دشمن به این شهر، می توان گفت نهایت آرزوی دشمن در جنگ، دسترسی به مرکز استان؛ یعنی شهر اهواز بود. بهترین معبر و نزدیک ترین مسیر پشتیبانی از نیروهای دشمن همان محور حلفاییه، سوبله، بستان، سوسنگرد، حمیدیه و اهواز است.

در این محور، در روزهای اول جنگ، فقط نیروهای مردمی حضور داشتند که در طول جاده نقاط پدافندی ایجاد کرده بودند. با ادامه پیشروی دشمن در محور جنوب به شمال، تیپ1 لشکر92 زرهی، مجبور به عقب نشینی از پادگان حمید شد و پادگان با تمام امکانات به دست دشمن افتاد.

(…) بامداد روز نهم مهر 1359، گروهی از رزمندگان نیروهای مردمی، داوطلبان نیروهای ارتش، سپاه پاسداران، به فرماندهی سروان غیور اصلی از نظامیان داوطلب از محور حمیدیه- سوسنگرد هجوم آورده و نیروهای ویژه شهید چمران، تعدادی از نیروهای ارتش به صورت داوطلب، هنگ ژاندارمری سوسنگرد از داخل شهر به دشمن یورش بردند.

یکان هوانیروز، نیروها را پشتیبانی کرد. دشمن با تحمل تلفات و به جا گذاشتن ادوات و تجهیزات زیاد مجبور به عقب نشینی شد. در این عملیات، سرهنگ خلبان منصور وطن پور به فیض شهادت نایل شد.

یکی از ابتکارهای فرماندهان که از آن به خوبی بهره برداری شد، این بود که با ایجاد یک سد خاکی در جرگه «سیدعلی»، آب رودخانه کارون را جمع آوری و با یک حجم بیشتر به سمت جنوب رودخانه رها کردند و این امر در تغییر وضعیت دشمن در منطقه بسیار اثر گذار بود؛ چون مجبور به جا به جایی شد و تعدادی از تانک های دشمن در گل فرو رفتند. (…)

روز 22 آبان، ساعت 8:45 شهر سوسنگرد به وسیله هواپیماهای دشمن بمباران شد. از ساعت 4:00 الی 7:00، شهر سوسنگرد زیر آتش هزاران گلوله توپخانه دشمن قرار گرفت و از چند جهت محاصره شد. این امر تا روز 26 آبان، ادامه داشت.

واحدهای زرهی دشمن، زیر پوشش این آتش سنگین از سمت غرب و جنوب به طرف سوسنگرد به حرکت در آمدند. نیروهای مردمی، سپاه پاسداران، ژاندارمری، نیروهای شهید چمران و تعدادی از داوطلبان ارتش جمهوری اسلامی ایران در حال نبرد در داخل شهر بودند.

نیروهای دشمن موفق شدند در 24 آبان 1359، در غرب سوسنگرد تا دهلاویه و در شرق سوسنگرد تا ابوحمیظه پیشروی کنند؛ شماری از نیروهای عراقی هم از شمال کرخه به سوسنگرد نزدیک شدند. سازماندهی نیروها برای شکستن محاصره بنا به دستور شهید فلاحی، تیپ2 زرهی از شمال اهواز به تپه های فولی آباد در غرب اهواز منتقل شده بود. یک گروهان از گروه رزمی148 به محور حمیدیه – سوسنگرد اعزام شد و گروه دیگری از نیروهای شهید چمران در حمیدیه آرایش گرفتند.

(…) در 24 آبان 1359 فرمان حضرت امام رضوان الله تعالی علیه از طریق ستاد مشترك ارتش جمهوری اسلامی ایران به شرح زیر اعلام شد:

«من شهر سوسنگرد را سالم و بدون محاصره از فرماندهی نیروی زمینی و فرماندهی لشکر92 زرهی می خواهم؛ لذا ضروری است اقدام لازم و مقتضی به عمل آید.»

(…) ساعت 6:50 روز 25 آبان نیروهای زرهی دشمن از سمت شمال به حاشیه شهر نزدیک شدند. در محور حمیدیه – سوسنگرد، دروازه شهر در اختیار دشمن قرار گرفت. نیروهای خودی به داخل شهر عقب نشینی کردند. توسط مهندسی لشکر92 زرهی، یک پل شناور روی رودخانه کرخه در حوالی آبادی سیدعباس برقرار و دستور عملیاتی لشکر92 برای شکستن محاصره شهر سوسنگرد به یکان های مجری که تحت امر تیپ2 زرهی بودند، ابلاغ شد. درگیری ها ادامه داشت.

(…) افراد پیاده دشمن در ساعت 15:30 وارد شهر سوسنگرد و با رزمندگان و هنگ ژاندارمری سوسنگرد درگیر شدند. تعداد مجروحان و شهدا به تدریج فزونی می گرفت و لشکر به سبب انبوه آتش دشمن، قادر به تخلیه آنان با بالگرد نبود.

تیپ35 زرهی دشمن که مأموریت داشت در غرب حمیدیه، محور سوسنگرد- حمیدیه را قطع کند، با مقاومت رزمندگان سپاه پاسداران و افراد گروه جنگ های نامنظم شهید چمران رو به رو و توفیقی نیافت.

در شمال کرخه نیز تیپ3 از پیشروی تیپ 12 الولید جهت تصرف کرانه های شمالی کرخه جلوگیری کرد. تیپ43 زرهی عراق که مأمور اشغال سوسنگرد بود، نتوانست به سرعت به شهر نزدیک شده، آن را اشغال کند. این وقایع سبب ایجاد تزلزل در روحیه فرماندهان عراقی شد، چنان که آثارش در عملیات روز بعد مشاهده شد.

12نفر از نیروهای دشمن که وارد سوسنگرد شده بودند، به اسارت در آمدند. استقرار تیپ 2 لشکر92 زرهی در غرب حمیدیه ساعت 20:00 روز 25 آبان 1359 پایان یافت.

روز 25 آبان 1359، دشمن موفق شد؛ شهر سوسنگرد را از چهار سمت شمال، جنوب، شرق، غرب محاصره کند؛ حتی عناصری از دشمن از سمت جنوب وارد شهر شدند و یکی دو خیابان را اشغال کردند. در چنین شرایطی، قرارگاه نیروی زمینی مستقر در جنوب، طرحی را تهیه کرد که بر اساس آن، تیپ2 لشکر92 زرهی اهواز به فرماندهی سرهنگ امرالله شهبازی، رزمندگان گروه جنگ های نامنظم به فرماندهی دکتر چمران و گروه زرمی148 لشکر77 خراسان وظیفه داشتند به منظور الحاق با مدافعان شهر و بر قراری ارتباط زمینی حمیدیه- سوسنگرد تک کنند.

 

منبع: مجله صف، شماره426، آبان1395

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده