آتش دل(15)
حقّمان بود حقّمان بود كه محروم سعادت باشيم مانده در اين گذر فتنه و عادت باشيم حقّمان بود كه ازقافله با فاصلهها جمله در حسرت يك ذرّه لياقت باشيم حيفمان بود بهار از سر ما زود گذشت در خزان گرم تمنّاي طراوت باشيم حقّمان بود كه بيبهره ز فيّاض شويم رانده از نعمت اين خوان و ضيافت باشيم

حيفمان بود كه منّت كش دنيا گرديم

 

جمله آوارة اين دير ملامت باشيم

حيفمان بود كه سوداگر اخلاص شويم

 

دلخوش حاصل صحّت ز تجارت باشيم

بارعامي بُد و ايمان و شرف وجه ورود

 

ما نرفتيم و سزاوار خجالت باشيم

جان شيرين كلام اينكه الا خسته دلان

 

حقّمان بود كه معذور شهادت باشيم

 

منبع: آتش دل، بیطرف(محزون)، فرزاد،1386، تهران ایران سبز

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده