درمانگران رزمنده(3)
بيست كيسه خون سيمين هاشمي به خاطر دارم، يكي از همافران خط پرواز به علت تركش بازو و ران به اتاق عمل آورده بودند، يك گروه روي دست و گروهي ديگر روي پاي وي كار ميكرد. پس از اتمام دوختن رگ پاره شده در ران، پزشك مقداري هپارين براي از بين بردن لختههاي ايجاد شده در رگ تزريق كرد كه بلافاصله فشار خون مجروح پايين افتاد. پزشكي كه روي پاي او كار ميكرد داد زد و از جراح كه مشغول شستن دست و آماده شدن براي عمل ديگري بود، كمك خواست.

گفت: سريع شكم را باز كن! وقتي شكم مجروح باز شد، حجم خون به قدري زياد بود كه بايد مشت مشت خون را خارج و با لنگاز محتوي شكم را خشك مي‌كرديم تا به داخل شكم دسترسي داشته باشيم. مكنده توان كار كردن را نداشت و به سختي محل پارگي پيدا كرديم. پارگي درست روي ساقة آئورت شكمي و در حدود يك سانتيمتر بود.  بيست كيسة خون از بيمار رفت تا دوخته شد. سرانجام از خطر گذشت. الحمدالله مجروح نجات يافت و به تهران اعزام شد.

روزي همان شخص به اتاق عمل آمد و گفت: من همان مجروحي هستم كه بيست كيسة خون براي نجات من استفاده شد. همه از شوق گريه كردند و خدا را هزاران بار شكر گفتند.

منبع: درمانگران رزمنده، منتظر، رضا،1386، انتشارات ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده