پسرم از جنگ متنفر باش (23)
ناو کهنموئی ناخدایکم شریف فرزادی هفتم مهر ماه 1361 برای انجام مأموریت دریانوردی به مدت ده روز عازم شمال خلیج فارس شدیم. منطقه گشتِ ناو کهنموئی غرب جزیره خارک و جهت بارگیری نفت عازم می شدند. نفت کش ها پس از بارگیری به طرف جزایر لاوان و بندر عباس می رفتند و از آن طرف از تنگه هرمز خارج می شدند. ادامه حیات اقتصاد ایران بستگی به صادرات نفت داشت، پس می بایست قدرتمندانه از تجاوز بیگانه جلوگیری می کردیم.

قبل از مأموریت تمامی سلاح ها اعم از توپ و تیربار آزمایش نهایی شد. موتورها، ژنراتورها، رادارها و خصوصاً پرسنل آمادگی کامل داشتند. در آن زمان افسر عملیات ناو بودم. روز اول دریانوردی اتفاق خاصی رخ نداد، فقط چند بار هواپیما های دشمن در ارتفاع بالا به آسمان جزیره خارک وارد شدند که پدافند های نیروی هوایی برای نشان دادن هوشیاری خود با شلیک های پیاپی اجازه کم نمودن ارتفاع را از دشمن می گرفتند.

هشتم مهر ۱۳۶۱ قبل از اینکه خورشید خلیج فارس بتابد، رادار بندر امام وجود هواپیما های دشمن را در دریا گزارش داد و بلافاصله رادار جزیره خارک و همچنین رادار ناو نیز این پیام را تایید کردند. جنگ را با به صدا در آوردن آژیر به همه خبر دادیم. جلیقه های نجات را پوشیدیم و سلاح ها در مرحله نبرد با دشمن قرار گرفت. این بار نیز سقف پرواز دشمن بالا بود. برای ناامن کردن منطقه ی دشمن تیراندازی کردیم که مجبور شد از ارتفاع بالا چندین راکت به جزیره شلیک کند که خوشبختانه به آب اصابت کرد.

نهم مهرماه ۱۳۶۱ یکی از سنگین ترین درگیری های ناو کهنمویی با هواپیماهای دشمن رخ داد.

چهار فروند هواپیما به قصد بمباران جزیره و اسکله نفتی وارد آسمان منطقه شدند. این بار هواپیماها سقف پرواز را کم کردند . وقتی در تیررس سلاح های ما قرار گرفتند، حمله را تشدید کردیم. اگر اشتباه نکنم بیش از سه هزار گلوله از سلاح های مختلف به طرف هواپیما شلیک شد. حتی موشک سهند3 هم به طرف آنان پرتاب کردیم ولی با مانور های به موقع نجات پیدا کردند.

دشمن موفق شد؛ یکی از خطوط انتقال نفت را مورد اصابت راکت قرار دهد و آنجا را به آتش بکشد که بلافاصله توسط تیم آتش نشانی جزیره که از پرسنل با غیرت شرکت نفت تشکیل شده بود، مهار گردید.

هواپیما های عراقی تا ظهر همان روز در آسمان ظاهر نشدند. حدود ساعت دو بعد از ظهر بود که مجدداً حضور هواپیمای دشمن را بر فراز آسمان جزیره اعلام کردند. سه فروند هواپیمای دشمن از سطح آب به طرف ناو حمله ور شدند.

با آمادگی کاملی که داشتیم بی امان به آن شلیک کردیم. یکی از هواپیماها در صدد دور زدن جنوب جزیره خارک بود که با آتش دقیق توپخانه ناو مورد اصابت قرار گرفت و سقوط کرد.

در هیاهوی انفجار هواپیما و گلوله باران، این صدای الله اکبر پرسنل بود که آسمان منطقه را به لرزه در آورده بود.

دقیقاً ساعت 16:30 بود که سقوط هواپیما را مشاهده کردیم. همه فریاد شادمانی سر می دادند. پس از سرنگونی یکی از هواپیماها، دوتای دیگر را متواری شدند. بلافاصله به محل سقوط رفتیم، ولی هیچ اثری از خلبان نیافتیم. بقایای متلاشی شده هواپیما را به ناو منتقل نمودیم.

حاج آقا دشتی که مأمور عقیدتی ساسی بود، پیشنهاد کرد تا نماز شکر را به جا آوریم. روی سینه ناو موکت و فرش پهن کردیم و همگی به نماز ایستادیم. این دو رکعت نماز را هیچ گاه فراموش نمی کنم. تصور کنید جنگیدن واحد شناور روی دریا بدون سنگر و پوشش هوایی چه قدر دشوار است.

به دلیل اینکه گلوله های بسیاری شلیک کرده بودیم و از آن جا که برق ناو توسط ژنراتور تأمین می شد، بنابراین ژنراتورها دچار اشکال شدند. کادر فنی مشغول بررسی شدند. آن ها نیاز به قطعه داشتند، پیامی را به بوشهر زدیم و تقاضای قطعه نمودیم. پست فرماندهی بوشهر اعلام کرد که فردا صبح قطعه را ارسال خواهیم کرد. ناچاراً وضعیت خود را به 9 مایلی جنوب غربی جزیره خارک تغییر دادیم و در لنگر گاه مستقر شدیم.

دهم مهرماه ۱۳۶۱ ساعت ۱۶:۳۰ ناو کهنموئی شباهت زیادی به یک کشتی تجاری پیدا کرده بود. سلاح هایی که توسط برق ژنراتور می توانستیم با آن ها تیراندازی کنیم، از کار افتاده بودند.

بیم آن می رفت که عراق به تلافی سرنگونی هواپیمایش حمله دیگری را تدارک ببیند. ساعت ۱۹:۳۰ هوا کاملاً تاریک شده بود. رادار بندر امام خمینی وجود بالگردهای سوپر فرلون را در منطقه گزارش داد.

این بالگردها می توانست همزمان از دو موشک اگزوست استفاده کند که شعاع پرتاب آن بسیار بالا بود. مصرف سوخت این بالگرد ها بسیار کم بود به طوری که از جزیره ام القصر پرواز می کرد و بدون سوخت گیری تا جزیره لاوان به پرواز خود ادامه می داد و بر می گشت. پس از دریافت وضعیت فوق العاده در منطقه پرسنل آماده مقابله شدند. مرتب به صفحه رادار نگاه می کردم تا وضعیت را به فرمانده گزارش دهم.

منبع : پسرم از جنگ متنفر باش، برزگر، عبدالرحمن، 1389، دفتر پژوهش های نظری و مطالعات راهبردی نداجا، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده