آتش دل (12)
وصف حـال مــا گمنام شهر ماييم، رزمندگان ديروز نام آوران جنگيم، امروز رام و دلسوز يك عمر آشنا با شور و خروش بوديم يكپارچه علاقه، ايمان و جوش بوديم احوال ما بپرسيد از جبهة شلمچه از فاو، هور، مجنون، از بصره و حلبچه ساقي پير در بر، ما مست مست بوديم ميخانه بود جبهه، ساغر به دست بوديم

امروز از چه گوييم، از سوزش دروني؟

 

يا از جمود نسلي در بيشة زبوني

گويي كه غيرت خود در جبهه جا نهاديم

 

معيارهاي ارزش در زير پا نهاديم

اين جامعه خدايا، با ما چه‌ها نكرده

 

چون محنت و بلايا بر ما روا نكرده

رزمندة بسيجي، امروز روز جنگ است

 

تجويز غرب امروز، اين نسخه‌هاي ننگ است

درد است و ننگ باشد، اين سان فساد ديدن

 

نسل قيام و خون را، در انجماد ديدن

در غيبت تو اي گل، بس خار و خس برويَد

 

گلهاي خشك خارند، چون هيچكس نبويد

 

منبع: آتش دل، بیطرف(محزون)، فرزاد،1386، تهران ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده