خلبانان(29)
اسارت خلبان عراقي سرهنگ خلبان حميد صديق شجاع در يكي از مراحل عمليات فتحالمبين، تيم آتش به منطقه اعزام شد. ناگهان پدافند خودي شروع به كاركرد. به بالگرد جلويي كه جناب نژادتقي بودند، در راديو اعلام كردم كه مواظب خودش باشد. او درجواب گفت كه مراقب است و همچنان به پرواز ادامه داد. لحظاتي بعد يك فروند هواپيماي سوخو22 مورد اصابت پدافند ما قرارگرفت و خلبان آن بـه نام سروان محمد راجدالسعيد به اسارت نيروهاي خودي درآمد.

   پس از پايان عمليات وقتي به قرارگاه برگشتيم همان خلبان را به قرارگاه آوردند و در صحبتي كه با او داشتيم گفت:” ما از هيچي نمي‌ترسيم ولي اين بچه‌هاي هوانيروز ما را كلافه كرده‌اند.”

   پس از انجام عمليات پروازي چون پرواز ديگري به ما واگذار نشد، تصميم گرفتيم كه در رودخانه چنگوله تني به آب بزنيم. جناب تقي دژبند كه شمالي بود، بدن خود را مثل ساير شمالي ها كه معمولاً دركنار دريا زير ماسه مي‌خوابند، زير ماسه برد و من هم به تقليد از او چنين كردم و درحال ريختن ماسه‌ها به روي خودم بودم كه دستم به پارچه‌اي خورد و وقتي اطراف آن پارچه را كندم متوجه جنازة دختر جواني شدم. بلافاصله آب تني را تعطيل و مسئولان امر را در جريان قرار داديم و جنازه به محل مناسبي براي شناسايي و دفن منتقل شد.

   از اينكه عراقي ها حتي به دخترجوان و بي سلاح رحم نكرده بودند، نفرت من و سايرين بيشتر شد و تصميم گرفتيم در عمليات بعدي انتقام اين دختر مظلوم را بگيريم.

 

منبع: خلبانان، پوربزرگ، علیرضا، 1385، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده