هوادریا فرشته نجات آبادان ( قسمت اول )
محسن شیرمحمد1 پرستو تاجیک2 طی تجاوز عراق در سال 1359، با وجود مقاومتهای صورت گرفته به دلیل نابرابری نیروها نسبت به قوای دشمن، آبادان به محاصره درآمد. هرلحظه امکان سقوط این منطقه میرفت که با از دست رفتن آن دشمن به بخشی از اهداف خود در جنوب خوزستان دست مییافت. در این شرایط بحرانی یکی از یکانهای نیروی دریایی یعنی هوادریا (هواپیمایی نیروی دریایی) در یک اقدام شگرف با استفاده از بالگردها و هواناوهای خود توانست با ایجاد یک پل هوایی و انتقال نیروها و تجهیزات به آبادان، مانع از سقوط آن گردد. با وجود حملات سنگین ارتش بعث، آبادان مقاومت کرد تا بالاخره طی عملیات ثامنالائمه، حصر این منطقه شکسته شد و دشمن از رسیدن به اهدافش ناکام گردید. در این شماره به این بهانه، به بررسی نقش هوادریا در پشتیبانی از آبادان و دفاع از این جزیره خواهیم پرداخت:

محاصره جزیره آبادان

طی هجوم سراسری عراق در سال 1359، خوزستان به‌عنوان مهم‌ترین پیکان حملات این کشور علیه ایران قرار داشت. حمله به خوزستان نیز خود به سه محور اصلی شمالی، میانی و جنوبی تقسیم می‌شد. در محور جنوبی، شهرآبادان یکی از نقاط راهبردی جهت تصرف دشمن محسوب به‌حساب می‌آمد. این شهر با داشتن تأسیسات عظیم نفتی، مرکز جزیره بزرگی است که در جنوبی‌ترین نقطه استان خوزستان قرار دارد. جزیره آبادان به طول 64 کیلومتر و عرضش بین 3 تا 20 کیلومتر بوده و محصور بین سه رودخانه کارون، بهمنشیر و اروندرود و خلیج‌فارس می‌باشد.

اروندرود که در منطقه القرنه عراق از به هم پیوستن دو رود دجله و فرات تشکیل می‌گردد، از نزدیکی خرمشهر (محل پیوستن نهر خیّن به اروندرود) مرز مشترک ایران و عراق محسوب شده و پس از عبور از ساحل جنوبی جزیره آبادان به خلیج‌فارس می‌ریزد. عرض این رودخانه بین 500 تا 1000 متر و عمق آن نیز به دلیل جذر و مد بین 9 تا 15 متر در نوسان می‌باشد.

رودخانه دیگر یعنی کارون، طولانی‌ترین رود ایران می‌باشد و در شمال غرب جزیره آبادان جاری است که در محل خرمشهر به اروندرود می‌پیوندد. بهمنشیر نیز که شاخه‌ای از کارون است، در شمال جزیره آبادان از این‌ رود جدا و با طی مسافت 85 کیلومتر به  خلیج‌فارس می‌ریزد.

علاوه بر پالایشگاه و تأسیسات نفتی، وجود سواحل گسترده در حاشیه اروندرود که مرز بین‌المللی ایران و عراق از میان این رودخانه می‌گذرد، بر اهمیت این جزیره افزوده است. به‌علاوه تسلط این منطقه بر شمال خلیج‌فارس آن را از یک موقعیت راهبردی برخوردار ساخته است.

ارتش عراق با درک موقعیت این جزیره قصد داشت تا با تسلط بر آن آرزوهای دیرینه حزب بعث برای تسلط کامل بر اروندرود و دستیابی به سواحل مناسب در خلیج‌فارس را تحقق بخشد. علاوه بر اشغال، این منطقه می‌توانست پیروزی سیاسی مهمی را برای عراق به دنبال داشته باشد. تصرف مخازن و تأسیسات نفتی و امکانات گسترده پالایش نفت در این شهر، منافع عمده‌ای را نصیب اشغالگران نموده و به‌زعم استراتژیست‌های عراق، زمینه‌های سقوط انقلاب اسلامی را در پی می‌داشت.

دشمن برای اشغال یا محاصره شهرآبادان چندراه در پیش روی داشت که شامل موارد زیر بود:

1- عبور از اروندرود:

ارتش عراق می‌توانست مستقیماً با عبور از رودخانه اروند در جنوب جزیره آبادان، وارد این منطقه گردد، اما این راه به دلیل وجود رودخانه عریض اروند که هرگونه عملیات نظامی خود را با محدودیت‌هایی مواجه می‌سازد، ازنقطه‌نظر کلاسیک، راهی دشوار و پرمخاطره بود.

بااین‌حال ارتش عراق علیرغم وجود مشکلات فوق و خودداری از گشودن جبهه‌ای از طریق اروندرود، این منطقه را به‌عنوان محور یدک و احتیاط در طرح‌های نظامی جای داد و یگان‌هایی را به‌عنوان احتیاط به آموزش‌های ویژه فرستاد.

2- تصرف خرمشهر و عبور از پل کارون:

واحدهای ارتش عراق با عبور از مرز شلمچه و اشغال خرمشهر، می‌توانستند از پل ارتباطی این شهر بر روی کارون، عبور کرده و وارد جزیره آبادان شوند. این طرح در صورتی در دستور کار یگان‌های عملیاتی ارتش عراق قرار می‌گرفت که واحدهای دیگر به سهولت می‌توانستند شهر را به اشغال خود درآورند. در این صورت، امکان استفاده از پل و عبور از کاروان فراهم می‌شد و شهرآبادان عملاً به اشغال متجاوزین درمی‌آمد. با آغاز هجوم عراق این طرح به دلیل کندی حرکت عراق در تصرف خرمشهر و تجربه تلخ از جنگ در این شهر، عملاً به فراموشی سپرده شد.

3-عبور از رودخانه کارون و محاصره شهرآبادان:

عبور از رودخانه کارون و محاصره آبادان از سمت شمال ازجمله مواردی بود که در طراحی‌های نظامی از امتیازات بیشتری برخوردار بود. پس از ارزیابی‌های اولیه و بررسی نقاط قوت و ضعف هر یک از راهکارها، نهایتاً عبور از کارون و محاصره این شهر انتخاب شد. این راهکار به دلیل عدم حضور نیروهای خودی در منطقه و نیز مشکلات دشمن در دو راهکار قبلی، مورداستفاده یگان‌های عراقی قرار گرفت. پیرو این موضوع، هم‌زمان با اوج درگیری‌ها در خرمشهر، از تاریخ شانزدهم مهر به بعد همه اخبار و شواهد حکایت از قصد دشمن برای عبور از کارون و محاصره آبادان داشت.

سرانجام نیروهای عراقی در تاریکی بامداد 19 مهرماه در محلی به نام مارَد که در حدود 20 کیلومتری شمال آبادان قرار دارد، موفق به احداث پل بر روی رودخانه کارون شدند[1]. در سپیده‌دم همان روز عراق با استفاده از این پل، یگان‌های رزمی خود را به شرق این رودخانه منتقل کرد و آن‌ها را در منطقه گسترش داد[2]. قوای دشمن پس از عبور از کارون به بدون برخورد با مانعی جدی، خود را به جاده آسفالته اهواز – آبادان رسانده، آن را در حدفاصل مارد تا جنوب دارخُوین مسدود کردند و در مرحله بعد به سمت آبادان سرازیر شدند.

نیروهای دشمن پس از گسترش سرپل خود و تأمین جناح چپ در محورهای سلما‌نیه و جنوب دارخوین، با سه فلش به سمت آبادان حرکت کردند. بخشی از نیروها در حدفاصل کارون و جاده اهواز – آبادان به سمت جنوب حرکت کردند. بخشی دیگر مستقیماً از روی جاده آسفالت به سمت پل ورودی شهرآبادان در ایستگاه 7 و بخش سوم که به نظر می‌رسد فلش اصلی بود، با عبور از جاده اهواز – آبادان به سمت جاده آبادان – ماهشهر و بهمنشیر به راه افتادند. عراقی‌ها تا تاریخ 23/7/59، ضمن حضور بر روی جاده ماهشهر و مسدود ساختن آن، در محورهای ایستگاه 7 و ایستگاه 12 خود را به دروازه‌های شهر نزدیک کردند و آبادان ازنظر ارتباط زمینی محاصره شد. مشکل کمبود نیرو اجازه نمی‌داد نیروهای ایرانی در همه محورها با دشمن مقابله کنند. این نیروها با حداقل امکانات، دو جبههِ مهم در آبادان در ایستگاه 7 و ایستگاه 12 گشودند تا مانع ورود دشمن به شهر شوند.

لشکر 3 زرهی، تیپ نیروی مخصوص، تیپ 49 پیاده، یک گردان مکانیزه از لشکر 5 و پشتیبانی انواع یگان‌های توپخانه و موشک میلان از سپاه سوم عمده قوای دشمن را تشکیل می‌داد. در مقابل نیروهای مدافع آبادان یعنی یگان‌هایی از لشکر 92 خوزستان که شامل گردان 151 دژ ضربت‌خورده به همراه یک گروهان سوار زرهی، گردان 232 تانک بااستعداد تنها 7 دستگاه تانک، گردان پیاده مکانیزه 165 بودند و همچنین گردان تکاوران دریایی، عناصری از دانشگاه افسری و نیروهای مردمی می‌بایست با انبوهی از قوای عراقی به یک نبرد نابرابر دست می‌زدند[3].

در ادامه پس از محاصره نسبی شهر، نوعی توقف و تعلل از سوی دشمن برای ادامه جنگ در این محور مشاهده گردید که می‌توان چند عامل زیر را در جهت تبیین آن برشمرد:

– شدت درگیری‌های شهری در خرمشهر و اصلی بودن آن؛

– واهمه و تردید نیروهای محاصره کننده در محور آبادان برای ورود به جزیره آبادان؛ و

– مقاومت‌های انجام‌شده و طبیعتاً تحمل تلفات.

به‌هرحال، این بلاتکلیفی عراقی‌ها در شرق کارون، به رزمندگان اسلام فرصت داد تا ضمن جلوگیری از ورود دشمن به آبادان، عملیاتی را هرچند محدود و گاه ناموفق انجام دهند. این اوضاع تا چهار آبان، یعنی با اشغال کامل خرمشهر که تمرکز فرماندهی نظامی عراق به جبهه آبادان معطوف شد، ادامه یافت.

پس‌ازاین تاریخ دشمن زمینه‌سازی‌های لازم را برای عبور از بهمنشیر انجام داد تا با حضور در جزیره آبادان و اتصال خود به اروندرود، محاصره آبادان را کامل کند و شهر را بدون تن دادن به درگیری دیگری، همچون درگیری خرمشهر، اشغال نماید.

استقرار بالگردهای هوادریا در بندرامام خمینی (ره)

روز 25 مهرماه 1359، نیروی رزمی 421(مرکز فرماندهی نیروی دریایی در آب‌های جنوب) در رابطه با راه‌های پشتیبانی منطقه آبادان و خرمشهر که در محاصره دشمن قرارگرفته بودند به پست فرماندهی نداجا اعلام کرد که امکان تدارک آن منطقه به‌وسیله بالگرد و از طریق جنوب آبادان وجود دارد و هواناوها[4] نیز قادرند از طریق رودخانه بهمنشیر تا آنجا که در اختیار نیروهای خودی است به منطقه نزدیک شده و کمک‌رسانی نمایند[5].

با محاصره جزیره آبادان، بالگردهای هوادریا به‌صورت ثابت در محوطه گمرک بندر امام مستقر شدند و مانند یک پل هوایی ارتباط مستمری جهت پشتیبانی از نیروهای ایرانی را بر عهده گرفتند. در روزهای اول مهم‌ترین موضوع انتقال مهمات به جزیره آبادان بود. باوجود خطرات متعدد چنین حمل‌ونقلی، هوادریا با تمام توان سعی در تأمین مهمات موردنیاز مدافعان داشت. به‌عنوان نمونه در 27 مهر طی یک پرواز، یک فروند بالگرد توانست تعداد 200 گلوله خمپاره 120 میلی‌متری را به آبادان حمل نماید[6]. در ادامه پروازها، انتقال نیروهای نظامی، ادوات و تجهیزات و به‌طورکلی کسانی که می‌خواستند به آبادان بروند هم به مأموریت‌ بالگردها اضافه شد. به‌عنوان نمونه خبرنگارانی که قصد داشتند جهت تهیه گزارش، فیلم و عکس از وضعیت این جزیره و انتشار آن در مطبوعات و پخش فیلم در صداوسیما به آبادان بروند لاجرم باید از یگان‌های هوادریا استفاده می‌کردند. یکی از خبرنگاران در مورد یکی از این پروازها می‌گوید[7]:

«پس از هفته‌ها دوری از آبادان با بالگرد از طریق بندر امام خمینی مجدداً خود را به آبادان رساندیم. لحظه‌های پراضطراب و هیجان‌انگیزی بود، خلبان و کارکنان که همگی جمعی هوادریای نیروی دریایی بودند، پس از چند کلمه صحبت کردن درباره موقعیت پرواز و خطرات احتمالی که ممکن است پیش آید با مسافران که هرکدام مأموریتی برای رفتن به آبادان داشتند با خشروئی طوری رفتار کردند که همه فکر می‌کردند، دارند به یک سفر تفریحی می‌روند. درصورتی‌که هرلحظه امکان داشت جنگنده‌های عراقی یا آتشبارهای ضدهوایی آن‌ها که در اطراف آبادان موضع گرفته بودند، بالگرد را سرنگون سازند ولی خلبان و خدمه بالگرد با سخنان خود و با رفتارشان روحیه خوب به مسافران بخشیده بودند. پس از ده، پانزده دقیقه پرواز که بالگرد نیز در سطح خیلی پایین و از روی رودخانه بهمنشیر و در حاشیه نخلستان‌ها عبور می‌کرد وارد خاک آبادان محاصره گردیده، شدیم.»

بالگرد آر.اِچ-53-دی به شماره 703 با رنگ استتار سفید جهت پرواز بر روی دریا

در اوایل ورود هوادریا به عرصه پشتیبانی آبادان، بالگردهای این یگان در انواع آر.اِچ-53، اِس‌اِچ-3-دی و اِی.بی-212[1] پروازهای متعددی را انجام دادند. در ادامه به دلیل توانایی‌های بیشتر، بالگرد آر.اِچ-53 به‌صورت پل هوایی مرتب مشغول پرواز به جزیره آبادان شد. پرواز بالگردها بیشتر در روز انجام می‌شد ولی گاهی نیز با وجود خطرات پرواز در شب، خلبانان این پرنده‌ها را در تاریکی هوا به پرواز درآورده و به آبادان می‌رفتند[2].

 

بالگرد آر.اِچ-53 به شماره 708 با رنگ استتار قهوه‌ای روشن، از بالگردهای برجای مانده در طبس

از مهم‌ترین اقدامات هوادریا در روزهای نخست پرواز به آبادان، تخلیه مردم عادی و آوارگان جنگی بود. تعداد جمعیت زیاد بود و وقت هم کم لذا خلبانان مجبور بودند تا گاهی اوقات استانداردهای معمول پرواز را کنار بگذارند تا بتوانند پشتیبانی بیشتری را انجام دهند. به‌عنوان نمونه خلبانان هوادریا ، برای اولین بار طی پروازهای آر.اِچ-53 توانستند در یک ابتکار با استادی تمام با بنزین‌گیری کمتر به‌جای وزن سوخت، در هر پرواز 100 نفر از مردم عادی را به‌صورت سرپا در این نوع بالگرد جای‌داده و به بندر امام منتقل نمایند.

طی پروازهای صورت گرفته به‌وسیله بالگردهای هوادریا، در موارد متعدد، این پرنده‌ها دچار سوانح مختلفی گردیدند. به‌عنوان نمونه یک فروند بالگرد اِی.بی-212 به شماره 406 در روز 27 مهر حین فرود در حوالی خسروآباد، به دلیل برخورد شدید با زمین، اسکیت آن شکست. به دلیل مهارت خلبان، بالگرد به‌سختی بر روی زمین نشست و از انهدام آن جلوگیری گردید[1]. البته روز بعد عوامل فنی با استفاده از دو فروند بالگرد آر.اِچ-53 و ِاِی.بی-212 به محل عزیمت و به‌سرعت آن را تعمیر و به بند امام بازگشتند[2]. دریادار دوم خلبان مقصود نیک‌پیام که خلبانی این بالگرد را بر عهده داشت در این مورد می‌گوید[3]:

«یکی از بالگردهای 212 ما در چوئِبدِه فرود اضطراری کرده بود. وضعیت هم طوری بود که چون اسکیت زیر آن جداشده بود، بر روی شکم نشست. به علت ناامن بودن منطقه تصمیم گرفته شد تا بالگرد به ماهشهر تخلیه شد چون سرمایه کشور به حساب می‌آمد و امکان جایگزینی وجود نداشت، لذا بنده به همراه زنده‌یاد صادق حجازی به منطقه رفتم و بالگرد آسیب‌دیده را با همان وضعیت زیر آتش دشمن استارت زده و به پرواز درآوردم. سپس با هماهنگی با فرودگاه ماهشهر به دلیل نداشتن اسکیت قرار بر این شد که لاستیک تریلی بر روی زمین قرار داده و بر روی آن بشینیم، لذا با قبول خطر و امکان سرنگونی هنگام فرود، توانستیم عملیات تخلیه را با موفقیت انجام دهیم که مانع از بین رفتن یک فروند بالگرد در آن شرایط بحرانی شدیم که تا به امروز هم فعال و پروازی است.»

در موردی دیگر نیز یک فروند آر.اِچ-53 در روز یکم آبان در مسیر بندر امام به آبادان از ناحیه ملخ دم دچار سانحه شده و مجبور به فرود اضطراری در یک نخلستان گردید. با اعزام تعدادی تکاور دریایی امنیت زمینی بالگرد تأمین و با اعزام نفرات فنی این بالگرد تعمیر و به بندر امام رهسپار گردید[4].دریادار دوم خلبان عطاء الله رازقی در این مورد می‌گوید[5]:

«در این پرواز که خلبانی بالگرد آر.اِچ-53 با من بود، ناگهان قسمت ملخ دم در اثر برخورد ترکش گلوله‌های توپ دچار نقص فنی شد. با ازکارافتادن ملخ دم، بالگرد شدیداً شروع به چرخش حول محور افقی خود کرد و در این وضعیت کنترل بالگرد بسیار دشوار و تقریباً غیرممکن است. بااین‌حال به یاری خداوند، بالگرد را پس از چند دور چرخش در همان حالت، بر روی زمین نشاندم و خوشبختانه به هیچ‌یک از نفرات داخل آن آسیبی نرسید. بعدازاین اتفاق نفرات فنی به محل فرود بالگرد آمدند و در همان‌جا بخش دم آن را تعویض کردند و سپس من بالگرد را به بندر امام آوردم.»

بالگرد اِس.اِچ-3 دی

بالگرد اِی.بی.212

هواناو بی.اِچ-7


[1] – همان11، ص 128

[2] – همان 7، ص 416

[3] – گفت‌وگوی شفاهی نگارنده با امیر دریادار دوم  مقصود نیک‌پیام از خلبانان بالگرد اِی.بی-212  در دفاع مقدس و فرمانده سابق هوادریا

[4] – حبیب‌الله سیاری و دیگران (1390)، «تقویم تاریخ دفاع مقدس نداجا، جلد چهارم: غرش ناوچه‌ها»، دفتر پژوهش‌های نظری و مطالعات راهبردی نداجا، ص 22

[5] – گفتگوی شفاهی نگارنده با  امیر دریادار دوم خلبان عطاء الله رازقی از فرماندهان هوادریا در زمان دفاع مقدس


[1]RH-53-D, SH-3-D, AB-212

[2] – همان، ص 72

 

[1] – کارشناس ارشد روابط بین الملل

[2] – دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

[1] – سعید پورداراب (1384)، «غرّش توپ‌ها، تقویت تاریخ دفاع مقدس، جلد دوم: حوادث مهر 1359»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 431

[2] – سیدعلی بنی‌لوحی و دیگران (1379)، نبردهای شرق کارون به روایت فرماندهان، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، ص 53

[3] – روح‌الله سروری و ابوالقاسم جاودانی (1390)، عملیات ثامن‌الائمه، نشر آجا، ص 51

[4] Hovercraft

[5] – حبیب‌الله سیاری و دیگران (1389)، «تقویم تاریخ دفاع مقدس نداجا، جلد سوم: حماسه مقاومت»، دفتر پژوهش‌های نظری و مطالعات راهبردی نداجا، ص 279

[6] – همان، ص 371

[7] – رضا خِدری (1368)، خرمشهر از اسارت تا آزادی، نشر فرهنگ اسلامی، ص 59

 


 
 
 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده