خلبانان(26)
طوفان نعمت سرهنگ خلبان سيّد نورالدين حسيني قبل ازآغاز عمليات فتحالمبين هوا طوفاني شد و باران شديدي باريدن گرفت. با مشاهده اين وضعيت با خود گفتم كه در شرايط فعلي جوّي امكان حضور ما در عمليات خيلي بعيد است. از اين بابت خيلي دلگير شدم، به طوريكه ديگر خوابم نبرد. تصميم گرفتم سري به سنگر دوستان همرزم خود در تپههاي محل استقرار بزنم. چند تن از دوستان هم كه مثل من از جوّ موجود و هواي طوفاني ناراحت بودند، با من به محل استقرار نيروهاي زميني آمدند.

   ساعتي بعد حمله آغاز شد و ما به محل ‌استقرار خود‌ برگشتيم و با آنكه خوابمان نمي‌برد، سعي كرديم ساعتي بخوابيم. صبح روز بعد وقتي بيدارشديم، هوا كاملاً صاف و بسيار مناسب براي پرواز بود. قبل از آنكه عمليات پروازي خود را انجام دهيم، يكي از بچه هاي نيروي زميني اعلام كرد كه طوفان ديشب كمك بسيار مؤثري براي ما بود، چرا كه عراقي ها قصد حمله داشتند و طوفان، آنها را زمين گير كرده بود.

   با شنيدن اين مطلب درحالي كه زير لب شكر خدا را به جاي مي‌آورديم، به طرف بالگردها رفته و به دشمن متجاوز به گِل نشسته يورش برديم.

 

منبع: خلبانان، پوربزرگ، علیرضا، 1385، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده