گفتمان ارتشی دفاع مقدس
سید ناصر حسینی-آرش سرابی تبریزی چکیده بیست و هفت سال پس از پایان جنگ ایران و عراق، تاریخ نگاری، وقایع نگاری و یا روایت های دفاع مقدس همواره مورد توجه مورخین و کارشناسان این رشته قرار دارد و هرکدام با رویکردهای مخصوص به خود به آن پرداخته و بدنبال چرایی آغاز جنگ و چگونگی دفاع سرسختانه رزمندگان اسلام از سرزمین مادری خود می باشند. نگارنده در این نوشتار، روند جنگ هشت ساله ایران و عراق را براساس اسناد موجود در ارتش جمهوری اسلامی ایران بررسی نموده است. نوزده ماه پس از انقلاب و قبل از جنگ، کشور فضای پرالتهاب سیاسی را تجربه می کرد. رهبران سیاسی، نسبت به تهدیدات نظامی که از سوی رژیم بعثی عراق متوجه کشور بود فاقد رویکرد واحدی بودند.

ارتش بدلیل سوابقی که از نظر اطلاعاتی و عملیاتی در مورد همسایه غربی خود در اختیار داشت، طرح هایی را توسط نیروهای سه گانه، برای مقابله احتمالی با دشمن تهیه کرده بود و آمادگی به اجرا گذاشتن آنها را داشت. فضای بی اعتمادی نسبت به ارتش که با کشف کودتای نافرجام نقاب تشدید شده بود، مانع از هرگونه اقدام ارتش بعنوان عملیات پیش دستانه شده بود، اما پس از تهاجم اولیه عراق در 31 شهریور 1359، دست ارتش برای هرگونه اقدام متقابل باز شد و از آن پس فرماندهان ارتش برای متوقف کردن و تثبیت ارتش متجاوز توسط نیروهای زمینی و هوایی و دریایی اقدامات لازم را انجام داده و در سال اول جنگ قریب یکصد عملیات را برای تثبیت و فرسوده کردن ارتش عراق انجام دادند. درسال دوم، تمرکز قوا انجام شد و با حضور یگان های مردمی و با روحیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، عملیات های بزرگی موسوم به دفع تجاوز انجام شد و دشمن تا مرزهای بین المللی عقب رانده شد. از سال سوم تا پایان جنگ نیز به منظور تنبیه و تعقیب متجاوز عملیات های متعدد و بزرگی انجام گرفت لیکن بدلیل حمایت های بی دریغ جامعه جهانی از عراق به توفیق صد در صد نایل نشد. جمهوری اسلامی ایران علیرغم میل باطنی، مجبور شد در تابستان سال1367، برای پایان جنگ به قطعنامه598 پاسخ مثبت دهد. نگارنده در این مقاله روند جنگ هشت ساله را با رویکردی واقع گرایانه متکی براسناد بررسی می نماید. 

واژگان کلیدی: گفتمان ارتشی، طرح ابوذر، طرح حر، جنگ ایران و عراق، تاریخ نگاری

 

1. مقدمه

جنگ ایران و عراق، جنگ تحمیلی و دفاع مقدس هر سه اصطلاحی است که برای جنگ هشت ساله ایران و عراق به کار میرود این جنگ، در31شهریور 1359 آغاز و در29 مرداد 1367 با پذیرش و اجرای قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل، پایان گرفت. در حین و پس از جنگ ایران و عراق نویسندگان، تحلیل گران و محققان داخلی و خارجی، مطالب فراوانی به رشته تحریر در آوردند که  در رسانه های مختلف منتشر گردیده است. یک آمار حاکی از این است که بیش از ده هزار عنوان کتاب و هزاران مقاله و سخنرانی در داخل ایران درباره این موضوع بسیار مهم ملی، منطقه ای و جهانی به زیور طبع آراسته شده و منتشر گردید. بیش از این آمار، کتاب و مقاله و سخنرانی در رسانه های جهانی و منطقه ای منتشر شده است. با یک نگاه به مطالب منتشر شده در داخل کشور، به این نتیجه می رسیم؛ که تاریخ نگاری و وقایع نگاری جنگ ایران و عراق با نگاه ها و منظورهای متفاوتی انجام شده و در یک کلام، اتفاقات و وقایع جنگ با تاریخ نگاری و وقایع نگاری آن مطابقت ندارد، و اگر  نگوئیم این وقایع نگاری دچار غرض ورزی و تحریف گشته، حداقل می توان گفت که این اتفاقات نظامی با دید کارشناسانه مکتوب و منتشرنشده است. شاید بتوان به این گمانه نیز پناه برد؛ که محققین و نویسندگان مزبور به اسناد رسمی و دقیق تر دسترسی نداشته و صرفاً با اطلاعات و دیدگاه های خود به وقایع جنگ تحمیلی نگاه کرده اند. در هر صورت این مقاله درصدد است تا مبتنی بر راهبردها، اسناد رسمی و نظامی کشور و با دیدگاه فرماندهان و کارشناسان ارتشی، گفتمانی را معرفی نماید که توصیف ها و تحلیل ها، مستند و مستدل به این اسناد و روایت های کارشناسانه و معتبر باشد.

 

2. طرح های قبل از انقلاب ارتش در مقابل عراق:

تاریخ نظامی معاصر ایران نشان می دهد که از زمان به قدرت رسیدن امپراطوری عثمانی در غرب ایران، همواره سلسله های مختلف پادشاهی و سیستم جکومتی ایران با همسایه غربی خود درحال کشمکش و اختلاف بوده اند و تا به امروز 25 جنگ را روایت می کند،که هفت جنگ در قرن شانزدهم میلادی(یازدهم هجری قمری)، 9 جنگ در قرن هفدهم میلادی (دوازدهم هجری قمری)، هفت جنگ در قرن هجدهم میلادی (سیزدهم قمری) و یک جنگ در قرن نوزدهم میلادی (چهاردهم قمری) و آخرین آن جنگ ایران و عراق در اواخر قرن بیستم (اوایل قرن پانزدهم قمری) اتفاق افتاده است. آنچه که در تاریخ به عنوان علت های اصلی برای بروز این جنگ ها گزارش شده، عمدتاً اختلافات ارضی و مرزی و قراردادهای کنسولی فی ما بین ایران و همسایه غربی بوده است. دو کشور سال ها قبل از انقلاب اسلامی نیز روابط پر تنشی داشته اند. به همین دلیل ارتش ایران در دهه های چهل و پنجاه هجری شمسی، تهدید اول خود را رژیم بعثی عراق می دانست و همواره رفتار ارتش این کشور را رصد می کرد و به دفعات برخوردهای مرزی با ارتش عراق را تجربه کرده بود و برای تقابل احتمالی طرح هایی را نیز در دست داشت که به نمونه هایی از آن و زمان تهیه آنها به شرح جدول (شماره1) اشاره می شود:

  

رديف

ملاحظات

سال تهیه

تهيه كننده

نام طرح

1

             مصوب 1347            

1346

ستاد كل ارتش

پيكارشماره2

2

مصوب 1352-1356

1352

قرارگاه نيروي زميني

ابومسلم خراساني 1و2

3

بمنظور كنترل اروند

1348

قرارگاه نيروي دريايي

شاهين

4

بمنظور پشتيباني از طرح ابومسلم

1352

قرارگاه نيروي هوايي

سبلان

5

بمنظور زمين گير كردن ارتش عراق در خاك عراق

1356

قرارگاه نيروي هوايي

زاگرس

6

عليه كشور عراق

1355

ستاد كل ارتش

عمليات رواني

جدول شماره 1: طرح های راهبردی ارتش  در مقابل عراق قبل از انقلاب

همچنین ارتش ایران، قبل از انقلاب، به دلیل موقعیت منطقه ای کشور، در عملیات های جنگی متعددی مانند جنگ های ظفار در کشور عمان، کمک نظامی به نخست وزیر پاکستان در جهت سرکوبی جدایی طلبان بلوچستانِ پاکستان، جنگ ویتنام و به عنوان نیروی پاسدار صلح سازمان ملل در لبنان و سوریه (بعد از جنگ اعراب و رژیم صهیونیستی) شرکت کرده و تجاربی اندوخته بود. از طرفی، با توجه به عضویت ایران در پیمان هایی مانند سنتو و سیتو، کارکنان ارتش در تعدادی از رزمایش های منطقه ای و حتی رزمایش های برگزار شده توسط ناتو نیز شرکت می کردند.

3. شرایط سیاسی نظامی کشور قبل از آغاز جنگ ایران و عراق

با وجود عدم ثبات سیاسی و نظامی در ماه های اولیه بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی ایران درهنگام ورود به جنگ برتری هایی داشت که کمتر مورد توجه سازمان های اطلاعاتی عراق قرار گرفت. این برتری ها عبارت بودند از:

  1. عمق راهبردی ایران؛ به این مفهوم که شهرهای اصلی ایران و بیشتر تأسیسات مهم نفتی و حیاتی کشور در مناطقی دور از مرز با عراق قرار داشتند که دور از دسترس نیروی هوایی عراق بودند.
  2. وجود ارتش بزرگی که رژیم سابق ایران، پیش از انقلاب آن را تشکیل داده بود. این ارتش برخی تسلیحات پیشرفته امریکایی و غربی را به همراه انبوهی از تدارکات نظامی در اختیار داشت. در حالی که قابلیت و توانایی رزمی نیروهای نظامی به دلیل تصفیه انقلابی لطمه خورده بود، ولی وجود اسلحه و تجهیزات بی شمار در انبارها و نیز کادر آموزش دیده، توان نظامی و دفاعی بالقوه ای را برای کشور به وجود آورده بود که در دوره زمانی بسیار کوتاهی قابلیت بالفعل شدن را دارا بود.
  3. تشکیل سپاه پاسداران در اردیبهشت 1358، نیروی بسیج و ارتش20 میلیونی که حضرت امام خمینی (ره) درپنجم آذر 1358 طی پیامی به تشکیل آن فرمان داد.
  4. شور انقلابی مردم ایران بعد از پیروزی بر رژیم شاه موجب افزایش روحیه مردم و نیروهای مسلح گردیده بود. اگر چه در همین حال، نیروهای سه گانه ارتش با نقاط ضعف متعددی به شرح زیر روبه رو بودند:

1)) توقف واردات هرگونه سلاح، مهمات یا قطعات یدکی از اصلی ترین منبع خرید سلاح ایران یعنی امریکا بعد از انقلاب به ویژه بعد از تحریم تسلیحاتی جمهوری اسلامی ایران.

2)) عدم اعتماد برخی مسئولین انقلاب و مردم انقلابی به ارتش، که زمینه ای بود برای دخالت های افراد و سازمان های مختلف در تصمیمات فرماندهان ارتش و به دنبال آن، عدم اعتماد به فرماندهان ارتش بعد از انقلاب، که همین وضعیت به نوعی بی ثباتی را در ارتش حاکم کرده بود. قابل ذکر است که از اول انقلاب تا آغاز جنگ تحمیلی پنج بار در سطح فرماندهی عالی ارتش تغییرات ایجاد شد و پنج رئیس ستاد ارتش به شرح (جدول شماره -2) در یک مدت کوتاه جا به جا شدند.

 

ردیف

مشخصات

تاریخ انتصاب

مدت مسؤلیت

حکم انتصاب

شغل پیشین

1

سرلشگر محمد ولی قرنی

23/11/57

یک ماه و نیم

نخست وزير وقت (بازرگان)

بازنشسته

2

سرلشگر ناصر فربد

8/1/58

کمتر از چهار ماه

نخست وزير وقت (بازرگان)

فرماندهي دانشگاه پدافند ملي

3

سرلشگر حسن شاکر

30/4/58

پنج ماه

نخست وزير وقت (بازرگان)

رئيس هيئت علمي دانشكده افسري

4

سرلشگر محمد هادی شادمهر

1/10/58

شش ماه

امام خمینی (ره)

معاون رئيس ستاد مشترك

5

سرتیپ ولی الله فلاحی

1/4/59

چهارده ماه

امام خمینی (ره)

فرمانده نزاجا

جدول شماره2:  لیست رؤسای ستاد ارتش بعد از انقلاب تا قبل از جنگ ایران و عراق

 

3)) کمبود شدید کادر افسران صف و ستاد که پس از سقوط شاه حدود 12هزار تن از آنان به هر دلیل از خدمت رها گردیدند. (بدیهی است این امر به ضعف در سلسله مراتب فرماندهی و کنترل ارتش انجامید.)

4)) ضعف سامانه اداری و پشتیبانی به ویژه در نیروی زمینی سبب شد تا ارتش نتواند به سرعت از همان میزان تجهیزات و سلاح و قطعات یدکی که در اختیار داشت، بهره برداری نماید، و با توجه به اینکه سامانه انبارداری مکانیزه در نزاجا هنوز راه اندازی نشده بود، لذا اتکا نیروهای ارتش در این زمینه به گروه هایی بود که مأمور جستجو و ردیابی انبارها و زاغه های مهمات، سلاح و تجهیزات و قطعات یدکی داخل آنها بودند و به دلیل نبودن شناسنامه های لازم برای این زاغه ها، جستجوها با دشواری های بسیاری همراه بود.

5)) خروج مستشاران نظامی از کشور می توانست محدودیت هایی را برای برخی یگان ها به ویژه قسمت های فنی و عملیاتی در نیروی هوایی ایجاد نماید.

شرایط سیاسی کشور، قبل از آغازجنگ تحمیلی بسیار بی ثبات و بحرانی بود. و به دلیل بروز اختلاف بین جریان های فکری و ایدئولوژیک، وحدت و انسجام ملی در بعد سیاسی- اجتماعی کم رنگ می نمود و هرگروه که در مناصبی قرار گرفته بودند سعی می کردند تا اندیشه و تفکر خود را در صحنه سیاسی کشور حاکم نمایند. لیبرال ها و ملی گراها از یک سو، گروه های چپ و منافقین از سوی دیگر و نیروهای انقلابی و خط امامی در عرصه های مختلف در حال کشمکش بودند. در هر صورت، اختلاف بین مسؤلین و رهبران سیاسی کشور شرایط عدم ثبات را حاکم کرده بود. اما به رغم وجود بی ثباتی و تفرقه در سطح مسؤلین کشور، ستاد مشترک ارتش دستورالعمل خود را برای آمادگی نیروها در مقابل تهدیدات احتمالی در زمان ریاست سرلشگر شاکر بر ستاد مشترک ارتش، به شرح زیر:

دستورالعمل شماره 9 06 01 201 15 مورخه 27/8/ 1358 اداره سوم (عملیات) ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران

 

صادر می کند. دقیقا ًبعد از صدور این دستورالعمل است که نیروهای سه گانه ارتش طرح های خود را برای دفاع از تمامیت ارضی کشور تهیه و به ستاد مشترک ارتش ارسال می نمایند.

4. طرح های دفاعی ارتش قبل از آغاز جنگ ایران و عراق

طرح ابوذر، مربوط به نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در خرداد 1359، تهیه و به ستاد مشترک ارتش ارسال گردید. در این طرح، مأموریت دفاع اولیه نیروی زمینی در مقابل ارتش عراق به ترتیب از جنوب به لشگرهای سرزمینی 92 زرهی اهواز، تیپ 84 خرم اباد، لشگر81زرهی کرمانشاه، لشگر28 پیاده کردستان و لشگر64 پیاده ارومیه واگذار شد.

«طرح ابوذر» از سوی ارتش در 76 صفحه در حالی به بنی صدر رئیس جمهور (وقت) ارائه شد که در آن، گزارش احتمالی حمله ارتش عراق بیان شده بود و ارتش مطابق آن، طرح‌هایی به شرح زیر برای مقابله با تهدیدات احتمالی داشت: « نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از دالامپرداغ (مرز مشترک ایران و عراق و ترکیه) تا فاو (دهانه شط العرب در خلیج فارس) از مرز باختری ایران و عراق دفاع نماید و با استفاده از عناصری از لشگر92 زرهی و تیپ 55 هوابرد از رودخانه اروند رود دفاع نماید. تیپ 55 آماده شود پس از ورود یگانهای تقویتی به منطقه غرب بنا به دستور در سایر مناطق مورد تهدید اعم از درون مرزی یا برون مرزی بکار رود همزمان با اجرای عملیات دفاعی در غرب با امکانات موجود در منطقه، مرز خاوری را از دهانه ذوالفقار تا گواتر پوشش نماید.»

طرح ابوذر برابر اصول جنگی، برای یک جنگ احتمالی چهار مرحله پیش بینی کرده بود؛ نخست: با کشاندن دشمن به مواضع قابل دفاع، حرکت ارتش عراق، در رسیدن به اهدافش را کند کرده و در مسیر او تأخیر ایجاد نماید تا این مواضع کمبود نیروی انسانی ما را جبران کند و در مراحل بعدی با تثبیت دشمن اورا فرسوده نموده و پس از شناسایی منطقه و استعداد دشمن نسبت به دفع متجاوز و انهدام او اقدام نماید. به همین منظور، عملیات و تک‌های محدودی طرح‌ریزی و اجرا شد.- اما متاسفانه برخی ها، از این تک‌های محدود به عنوان عملیات‌های شکست خورده ارتش یاد می کنند. درواقع، افرادی که می‌گویند این عملیات‌ها شکست خورده هستند، یا از طرح های ارتش بی خبر هستند و یا از مطالعات دفاعی و نظامی و اصول جنگ اطلاع کافی ندارند.- در هر صورت برابر طرح ابوذر، مأموریت لشکر81 زرهی، ابلاغ شد و لشکر 92 زرهی نیز طرح (حر) را براساس طرح مزبور تهیه کرده و مأموریت ها را به یگان های خود ابلاغ کرده بود. روز 26 شهریور 1359، نیز با توجه به قرائن و شواهد حمله عراق نیروهای این دو لشکر به حرکت درآمده و در منطقه سرزمینی مستقر شدند. لشکر 81 باید650 کیلومتر را پوشش می‌داد و لشکر92 نیز مسئولیت پوشش منطقه‌ای به عرض420 کیلومتر را برعهده داشت. این درحالی است که در حالت استاندارد هر لشکر می تواند حداکثر در عرض30 کیلومتر پدافند نماید.- تا اینکه جنگ زمینی با عراق به صورت رسمی با پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر توسط صدام در 26 شهریور ماه 1359 آغاز شد.  قابل ذکر اینکه؛ طرح ابوذر در اجرا، عملیات دفاع از مرزهای غربی ایران را در چهار مرحله (تأخیر، تثبیت، دفع، تعقیب و انهدام متجاوز) پیش بینی کرده بود که گزاره بند مأموریت در مرحله اول آن به شرح زیر می باشد:

 

نیروی زمینی دفاع را در منطقه با 4 لشکر و یک تیپ پیاده در منطقه دفاعی مقدم از شمال باختری تا جنوب اجرا می نماید، لشکر64 پیاده و لشگر  28 پیاده، بترتیب در شمال لشکر 81 زرهی و تیپ 84 پیاده در مرکز و لشکر92زرهی در جنوب، لشکر های در خط با اعزام عناصر تأمین حرکت متجاوز را در زمین های بلافصل مرز به تأخیر می اندازد.

 

 

 

5. طرح نبرد البرز در آبان 1358(نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران)

طرح «نبرد البرز» به جلسه هماهنگی 18/8/1358 در ستاد مشترک ارتش و راهنمای طرح ریزی ستاد ارتش برمیگردد که رژیم بعث صدام دست به تحرکات و اقدامات مشکوک و خصمانه عليه جمهوری اسلامی زده بود و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با متجاوز، اقدام به صدور راهنمای طرح ریزی طرح البرز و ابلاغ آن به نيروی هوایی کرد. بند ماموریت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در طرح البرز به شرح زیر بیان می شود:

 

نیروی هوائی جمهوری اسلامی ایران ضمن دفاع از آسمان ایران حملات انتقامی خود را بمنظور انهدام نقاط حیاتی کشور هدف آغاز و پس از کسب برتری هوائی از عملیات سطحی نیروهای خودی پشتیبانی نزدیک بعمل می آورد.

 

 

 ((شایان ذکر است؛ طرح فوق کمتر از سه ساعت پس از تجاوز دشمن بعثی، به دستور تبدیل و به شرح نامه زیر جهت اجرا به نهاجا ابلاغ شد.))

 

از: سماجا

به: نهاجا

موضوع: نامه شماره 36/ 03/ 29/ 1701/ 26 -1359/6/31

" دستور فرماييد با توجه به طرح البرز حمله‌ « انتقامي» را آغاز و كليه هدف‏هاي پيش بيني شده را برابر طرح مورد حمله قرار دهيد."

اين پيام، توسط سرهنگ قیدیان، معاونت عملیاتی نيروي هوايي با نامه شماره 3735 بلافاصله به کلیه پايگاه‏هاي هوايي ابلاغ شد.

 

 

در واقع، نيروی هوایی در ساعت 1600 روز 31/6/1359 در کمتر از سه ساعت پس از حمله 192 فروندی رژیم بعثی عراق،  اولين اقتدار و قدرت هوایی خود را به نمایش گذاشت و به پایگاههای شعیبیه، کوت در استان های کوت و العماره حمله کرد.(قدیمی،1389: 65) نظر اصلی فرماندهان نيروی هوایی از اجرای سریع اولين عمليات در اولين ساعات پس از هجوم متجاوز، در حقيقت آغاز جنگی روانی عليه استراتژیست های ارتش عراق بود، چرا که آنان حملات هوایی خود عليه نيروی هوایی جمهوری اسلامی ایران را با اتکا بر این باور طراحی کرده بودند که نيروی هوایی توان پاسخ گویی به تهاجم را نخواهد داشت و بی درنگ پس ازحملات، شيرازه این نيرو ازهم گسيخته شده و ارکان نظام فرو خواهد ریخت. از سوی دیگر، نظر فرماندهان، اعلام توان مقاومت مقابله به مثل، سرعت، قدرت کوبندگی و قابليت انعطاف نيروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به زمامداران عراق بود تا شاید آنان را از ادامه خشونت و دشمنی آشکار باز دارد. اما اصرار نيروی هوایی عراق بر ادامه حملات باعث شد تا صبح روز یکم مهر 1359با یکی از بزرگترین و کوبنده ترین پاسخ های  جنگ های هوایی جهان مواجه شوند. به این ترتيب نيروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اجرای بزرگترین عمليات هوایی خود به نام کمان 99 که بر پایه طرح نبرد البرز پیاده سازی گردیده بود، بار دیگر ضربه بسیار سهمگین و غافلگیر کننده ای را به دشمن بعثی وارد ساخت و رژیم بعثی صدام راکه یکی از آماده ترین ارتش های آن روزجهان را در اختيار داشت، در بهت و حيرت فرو برد. اهداف این عمليات پایگاه های هوایی، مخازن سوخت و مهمات، پالایشگاه ها، آشيانه هواپيماها، پناهگاه های تعميرات و نگهداری هواپيما، باندهای پروازی، رادارهای هدایت کننده هواپيماهای جنگی، برج های مراقبت و مراکز مخابراتی عراق در پایگاه های هوایی کرکوک، موصل، رشيد، حبانيه، ناصریه، شعيبيه، کوت و المثنی . انتخاب این اهداف از بعد تاکتيکی، دشمن را در ابعاد خدمات پشتيبانی رزمی و آتش پشتيبانی هوایی، دفاع هوایی و اطلاعات و هشدار اوليه در ميدان جنگ با موانع زیادی روبرو می ساخت و در نهایت می توانست به تهاجم عراق در خوزستان پایان داده و حرکت دشمن را متوقف سازد. (نورانی، 1384: 36)

 

6. طرح ذوالفقار در شهریور 1359 (نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران)

از ابتدای خرداد 1359، چندین بار نیروی دریایی ارتش به حالت آماده باش درآمد، زیرا از بندرعباس که ناوگان یکم نیروی ارتش در آنجا مستقر بود، تا خرمشهر و بوشهر یگان ها آماده باش های مختلفی را تا شروع جنگ تحمیلی تجربه کردند. طرح ذوالفقار به عنوان یک طرح جامع که در آن توضیح داده شده بود، اگر جنگی شروع شود، نیروی دریایی چه واکنشی داشته باشد و چگونه بتواند انسجام خود را حفظ کند، در اختیار نیروی دریایی ارتش قرارگرفت. (شایان ذکر است که نیروی دریایی بدلیل موقعیت خود در منطقه جنوب، در جریان انقلاب کمترین خسارت و فرسایش را متحمل شد و از نظر آمادگی نسبت به سایر نیروها در وضعیت بهتری قرار داشت.)

طرح ذولفقار یک طرح جامع بود که درآن همه جزئیات مشخص شده بود. از جمله این که در صورت شروع جنگ احتمالی چگونه مقابله کنیم، چگونه گسترش یافته و حتی مسئولیت و آرایش تک‌تک افراد از سرباز تا فرمانده نیرو در آن شرایط شرح داده شده بود و انواع پیوست‌های لجستیکی، مخابراتی، عملیاتی و اطلاعاتی را در بر داشت.

 دریادار محمد حسین ملک زادگان، فرمانده اسبق نداجا در مورد نحوه اجرای طرح ذوالفقار می گوید: « نیروی دریای ارتش با شروع جنگ از شب اول هجوم عراق و با توجه به این طرح، در پست فرماندهی تشکیل جلسه داد. در این جلسه که فرمانده وقت نیرو، جانشین، معاون عملیات و من حضور داشتیم، شبانه به قرارگاه تعیین شده در طرح به عنوان نیروی رزمی421 که در پایگاه بوشهر مستقر بود، رفتیم و ستاد فرماندهی نیروی دریایی را تشکیل دادیم. از فردای همان روز برنامه‌های شناسایی را مطابق برنامه‌ های از پیش طراحی شده شروع کردیم.

از این طرح کلی، ۴۸ طرح و عملیات بیرون آمد که به صورت جزئی به آنها پرداخته بود، که معروف ترین آنها عملیات مروارید است. نیروی دریایی با طرح و برنامه منظم خود توانست واکنش بسیار دقیق و منظمی در برابر حمله دشمن داشته باشد. با توجه به این موضوعات، نیروی دریایی در راستای طرح عملیاتی خود، در اولین گام سکوی های البکر و الامیه و در گام های بعدی شناوری های دشمن را با برنامه ریزی در یک فرصت کوتاه از بین برد که این حرکات به قطع صدور نفت از این سکوها و انهدام کامل نیروی دریای عراق انجامید و خلیج فارس عرصه سیادت دریایی نیروی دریایی ارتش جمهور اسلامی ایران شد. (خاطرات شفاهی دریادار محمدحسین ملک‌زادگان)

بند ماموریت نیروی دریایی در طرح ذولفقار به این شرح بود:

 

 

"نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ضمن دفاع از تأسیسات حیاتی کشور در خلیج فارس راه های مواصلاتی دریایی را تأمین و از حرکت کشتی های تجاری بسوی بنادر کشور هدف ممانعت بعمل می آورد."

 

 

    

  7-کودتای نافرجام نقاب

کلمه نقاب نام کودتایی است که به غلط (کودتای نوژه) نامیده می شود. واژه نقاب از حروف اول عبارت (نجات قیام ایران بزرگ) تشکیل شده است. این کودتا که توسط تعدادی از عناصر سیاسی ضدانقلاب و تعدادی از کارکنان ارتش شاهنشاهی و با هدایت سرویس های جاسوسی بیگانه طراحی شده بود، در نهایت توسط کارکنان ارتش شناسایی و خنثی گردید. اگر چه رهبران کودتا در اعترافات خود هدف آن را براندازی نظام جمهوری اسلامی بیان کردند، ولی با توجه به قابلیت های مردمی انقلاب و استعداد و امکانات کودتاگران و حضور کارکنان مؤمن در ارتش، از ابتدا احتمال موفقیت آن بسیار ضعیف بود. با این حال، در هدف حداقلی، می توانست اعتماد مردم و مسؤلین کشور را نسبت به ارتش خدشه دار نماید که در واقع به این هدف حداقلی خود رسید. لذا پس از شکست طرح کودتا و در آستانه جنگ ایران و عراق، تعدادی از فرماندهان عالیرتبه و کارکنان ارتش به اتهام شرکت در کودتا دستگیر و بسیاری دیگر از فرماندهان یگان های عمده ارتش، دستخوش دگرگونی و جا به جایی شدند. در حالی که این جا به جایی در زمانی که تهدید حمله عراق در حال عملی شدن بود، آسیب بزرگی به پیکره ارتش وارد کرد و به آمادگی رزمی یگان های ارتش به ویژه نیروی زمینی و نیروی هوایی آسیب قابل توجهی وارد کرد. بنابراین با اجرای طرح کودتای نافرجام نقاب از سوی دشمن و اقداماتی که در جهت مقابله با آن از سوی نیروهای خودی انجام شد، تغییراتی به شرح زیر در سازمان ارتش بوجود آمد:

الف- تعداد قابل توجهی از فرماندهان یگان های حساس آجا دستگیر و یا برکنار شدند.

  • تعدادی از یگان های ارتش به ویژه در خوزستان (اگرچه بطور موقت) در پادگان ها محصور شدند و از ادامه عملیات آنها ممانعت بعمل آمد.
  • برای پروازهای عملیاتی و آموزشی نیروی هوایی محدودیت ایجاد گردید.

بنابراین عوامل فوق در نهایت به ضعف قوای ارتش قبل از شروع جنگ منجر شد، اما با این وجود ارتش با تمام قوا و کاملاً هوشمندانه پس از آغاز جنگ از کشور اسلامی دفاع کرد. 

 

             8 – علت های تضعیف قدرت دفاعی و شکست قدرت بازدارندگی قبل از جنگ تحمیلی

بازدارندگی، یک مقوله کشوری و در سطح ملی است و مفهوم آن، این است: "بازدارندگی حالتی است که یک واحد سیاسی با به کارگیری مؤلفه های پنج گانه قدرت (وضعیت جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و نظامی) از خود به نمایش می گذارد تا دشمن را از بکارگیری قدرت نظامی (زور) منصرف گرداند." بنابراین تنها ارتش نمی تواند متولی بازدارندگی باشد. اگرچه بازدارندگی در رفتار نظامی ارتش و نیروهای مسلح تجلی پیدا می کند. اما پرواضح است که ارتش به دلیل شرایط پس از وقوع انقلاب اسلامی از حالت بازدارندگی در برابر عراق خارج شده بود. یعنی پس از اینکه ارتش در مقابل انقلاب اسلامی منفعل شد و ضمن عدم حمایت از رژیم گذشته، حالت بی طرفی اتخاذ کرد و باعث شد انقلاب پیروز شود. به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی، ابتدا ارتش را بی خاصیت کرد و سپس به پیروزی رسید. اما پس از این که امام راحل عظیم الشأن (ره) تصمیم به استفاده و به کارگیری ارتش برای مقابله با ضدانقلاب و دشمن متجاوز گرفت، بازسازی ارتش شروع شد. بازسازی یعنی بازگرداندن انضباط، شخصیت و پرستیژی که انقلاب از او گرفته بود تا بتواند به پیروزی برسد. بنابراین طبیعتاً زمانی برای این کار لازم بود. درثانی آیا سایر مبانی قدرت در بازدارندگی مثل انسجام سیاسی و اجتماعی ملت، توان اقتصادی و… همه پای کار آمده بودند؟ چنانچه به دقت به حوادث بیست ماه اول انقلاب نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که نه فقط ارتش که سایر مولفه های ضامن بازدارندگی نیز از انجام وظیفه بازدارندگی ناتوان بوده اند. همچنین، در این زمان هیچ دستور و یا فرمانی از مقامات مافوق ارتش برای حضور در صحنه دفاع و مقابله با تهدیدات عراق و یا حداقل انجام یک رزمایش و ابراز وجود در مقابل تهدیدات فوق دیده نمی شود. بنابراین با مطالعه شرایط سیاسی پس از انقلاب و بررسی رفتار مسؤلین و احزاب و گروه های سیاسی فعال کشور در ماه های اولیه پس ازانقلاب به گزاره های زیر می رسیم:

  1. عدم باور ملي به ويژه در سطح مسؤلان به تهديد نظامي عراق
  2. عدم انسجام در سطح مديريت كلان و تصمیم ساز و تصمیم گیر كشور
  3. وجود اختلافات سياسي و عدم انسجام در نيروهاي دفاعي
  4. تضعیف ارتش به دلیل حضور در حکومت نظامی در قبل از انقلاب و بر اثر نابساماني هاي پس از انقلاب
  5. شكست جمهوري اسلامي ايران در مرحله بازدارندگي و آغاز تجاوز دشمن

9- اقدامات ارتش پس از حمله ارتش عراق در جهت تثبیت دشمن

با عنایت به اینکه نیروی زمینی، ماهها قبل از جنگ در منطقه غرب و شمالغرب با ضدانقلاب جدایی طلب در کردستان و آذربایجان غربی درگیر بود و بخشی از نیروهایش به شرح جدول زیر در آن مناطق مشغول نبرد بودند، لیکن از زمانی که اولین بمباران های دشمن و حرکات یگان های زمینی او در خاک ایران آغاز شد، دیگر تردیدی باقی نماند که جنگ تمام عیاری علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز گردیده و از آن ساعت موانع برای هرگونه دفاع ارتش برداشته شد.

جدول شماره 3 یگان های عمده نیروی زمینی درگیر در کردستان همزمان با اغاز جنگ ایران و عراق

ملاحظات

يگان

يگان عمده

رديف

در گیر در منطقه سرزميني

بطور كامل

لشگر28 سنندج

1

درگیر در منطقه سرزميني

بطور كامل

لشگر64 اروميه

2

یک تیپ بطور كامل

تيپ2 بيستون

لشگر 81 زرهي

3

يك تيپ بطور كامل

تيپ3 زرهي همدان

لشگر16 قزوين

4

تحت کنترل قرارگاه غرب

3 گردان

لشگر21 حمزه

5

تحت کنترل قرارگاه غرب

4 گردان

لشگر77 خراسان

6

بعداز كودتاي نوژه 3 گردان

بطور كامل 5گردان

تيپ 23 نوهد

7

3 گردان

گردان182،139،111

تيپ 84 خرم آباد

8

2 گردان

گردان 126و135

تيپ 55 هوابرد

9

تعدادي بالگرد شنوك از اصفهان

پايگاه هوانيروز كرمانشاه

هوانيروز

10

 

 

در هر صورت نیروهای ارتش برای کند کردن حرکات دشمن، سپس متوقف کردن و تثبیت دشمن یعنی از حالت آفندی به حالت پدافندی در آوردن نیروهای عراقی تلاش خود را آغاز کردند. در این مرحله از دفاع در مقابله ارتش عراق، نیروی زمینی با احضار و آموزش کوتاه مدت(15روزه) بیش از 85 هزار نفر از سربازان منقضی خدمت 1356، که بعنوان نیروی احتیاط به خدمت فراخوانده شده بودند، یگانهای خود در مناطق عملیاتی را تقویت کرده و مأموریت تثبیت دشمن را به انجام رسانید. نگارنده بر این باور است كه موضوع مهم، اساسي و سرنوشت سازِ اعلام تثبيت دشمن توسط ارتش، در سال اول جنگ پس از صدور دستورالعمل شماره 8 نیروی زمینی با امضاء مرحوم سرتیپ ظهیرنژاد در تاریخ 21/8/1359 یعنی51 روز پس از حمله دشمن انجام شده است.

10- تاریخ ورود یگانهای نیروی زمینی به منطقه جنوب

پس از جدی شدن تهدیدات عراق، یگان های نیروی زمینی به مرور آماده شده و برای حضور در مناطق عملیاتی حرکات خود را آغاز کردند. جدول زیر که براساس گزارش یگان ها پس از استقرار در منطقه مأموریت آنها تهیه شده، حاکی از زمان ورود آنها  به منطقه جنوب است.                                                  

تاریخ ورود یگان‌های نزاجا به منطقه جنوب بعد از آغاز جنگ

ردیف

یگان

تاریخ ورود

محل استقرار

فرمانده یگان

ملاحظات

1

لشکر 16(-)

15/7/59

حمیدیه

سرهنگ لطفی

تیپ2

2

لشکر 21

5/7/59

غرب دزفول

سرهنگ ورشوساز

بطور کامل

3

گروه زرهي 37شيراز

1/1/59

منطقه فكه

سرهنگ عباسی

4

لشکر 77 (-)

4/7/59

خوزستان

سرهنگ جوادی

5

تيپ 84 خرم آباد

31/6/59

مهران – دهلران

سرهنگ رزمی

بطور کامل

6

گروه 22 توپخانه

بمرور تا 3/7/59

بطور کامل

7

گروه33توپخانه

بمرور تا 15/7/59

مهران- دهلران

سرهنگ صدری

بطور کامل

8

دو گردان ژاندارمری

23/7/59

خرمشهر

سرهنگ فروزان

800 نفر

9

تی دانشجویان دا- اف

7/7/59

خرمشهر

سرهنگ حسنی سعدی

796 نفر

جدول شماره 4:مشخصات یگان های وارد شده به منطقه جنوب(با استفاده از روز شمار جنگ،1389)

 

با توجه به طرح ابوذر، نیروی زمینی مأموریت داشت با لشگرهای سرزمینی در مناطق غرب و جنوب، ضمن ایجاد پرده پوشش در مقابل تهاجم عراق، با ایجاد تأخیر مانع دستیابی سریع ارتش متجاوز به اهداف از پیش تعیین شده شود. به این معنی که با استفاده از عوارض زمین دشمن را به مواضع قابل دفاع کشانده و آماده شوند تا رسیدن عمده قوا او را دچار فرسایش نموده و برای دفع تجاوز اقدام نمایند. اساساً تا زماني كه تجاوز دشمن سد و متوقف نگرديده باشد، اجراي پاتك يا آفند متقابل مقدور نيست. بنابراين بحث تثبيت و متوقف نمودن ارتش متجاوز عراق، از اساسي ترين مباحث جنگ ايران و عراق است که ارتش و سایر مدافعین در روزهای آغازین جنگ موفق شدند که ماشین جنگی عراق را از حرکت بازدارند و ارتش متجاوز را پشت رودخانه های کرخه و کارون در منطقه جنوب و روی ارتفاعات بازی دراز و… در غرب کشور متوقف نمایند. در عین حال به نظر مي رسد آن طور كه بايد و شايد در ادبیات دفاع مقدس به آن پرداخته نشده و به اهميت و حساسيت آن توجه نشده است. در حالی که سایر عمليات آفندي، به خصوص در سال دوم جنگ، تحت تأثير اقدامات و عمليات های سال اول جنگ بود که ضمن متوقف نمودن دشمن با انجام عملیات های محدود فرسایش لازم را در او ایجاد کرده و برای عملیات های بزرگ سال دوم آماده نمود. بنابراین توجه به سه نکته اساسی در متوقف کردن و سدکردن راه پیشروی دشمن و ممانعت از دستیابی به اهداف اولیه دشمن ضروری می باشد:

  1. اهميت سرنوشت ساز و حياتي متوقف كردن و تثبیت دشمن
  2. نقش ارتش با همه تنگناهاي خود در زمين، هوا و دريا، در متوقف نمودن دشمن قابل توجه است.
  3. متوقف سازي متجاوز، سرآغاز و زمينه ساز حركت نيروهاي مسلح جمهوری اسلامی ایران در اقدامات آفندي بعدي بوده است.

11- اقدامات مهم ارتش جمهوری اسلامی ایران در سال اول جنگ

در این قسمت ضروری بنظر می رسد تا فهرست بخشی از اقدامات نیروهای سه گانه ارتش در سال اول جنگ را بطور مختصر برشماریم:

الف- نزاجا

  1. مقاومت در مقابل هجوم ارتش عراق و انجام عملیات تأخیری به منظور جلوگیری از دستیابی سریع به اهداف خود
  2. انجام شناسایی های لازم و استقرار مناسب نیروهای خودی جهت جلوگیری از پیشروی دشمن
  3. احضار، آموزش و بکارگیری بیش از 85 هزارنفر از سربازان منقضی خدمت56 بعنوان نیروی احتیاط
  4. متوقف نمودن و تثبیت دشمن در مواضع نا مناسب
  5. آغاز حملات محدود نیروهای خودی جهت حفظ روحیه خودی و شناسایی با رزم
  6. سازماندهی و تکمیل یگان های ارتش هم زمان با تجاوز عراق بدلیل آسیب های پس از کودتای نقاب
  7. آموزش نیروهای مردمی و سپاه
  8. اعزام و گسترش یگان های نیروی زمینی ارتش در نیمه اول سال 1359، به مناطق مرزی
  9. ممانعت از تداوم عملیات آفندی دشمن در سه ماهه اول تجاوز به ویژه در کرخه و بهمن شیر
  10. ایجاد زمینه برای حضور سپاه در جنگ و تجهیز وآموزش نیروهای بسیج به رغم ممانعت های بنی صدر
  11. تلاش های فوق العاده هوانیروز در نبرد های تخصصی وشجاعانه با تانک های دشمن و ایفای نقش تاریخی در تثبیت دشمن
  12. انجام بیش از یکصد عملیات آفندی و پدافندی به صورت مستقل یا با همکاری نیروهای مردمی در سال اول جنگ
  13. شکست راهبرد دشمن در جنگ باصطلاح برق آسا و ممانعت از رسیدن او به اهداف اولیه

لازم به ذکر است برای تبیین بیشتر موضوع تثبیت دشمن در منطقه جنوب و تشکیل خط پدافندی در مقابل ارتش عراق، سندی با عنوان «دستورالعمل شماره8 (طرح دفاعی خوزستان)موجود است که در 21 آبان 1359 در قرارگاه تاکتیکی نزاجا در جنوب (دزفول)» صادر شده و مرحوم سرلشگر ظهیر نژاد به عنوان فرمانده وقت نزاجا آن را امضاء نموده است. (اصل سند در مرکز اسناد هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی موجود است.)

 

ب- نهاجا

  1. دفع و کم اثر نمودن عملیات هوایی دشمن با پدافند عامل و غیرعامل در31/6//59
  2. انجام عملیات انتقامی در روز اول مهرماه با حداقل 140 فروند جنگنده درون خاک عراق
  3. کسب برتری هوایی نسبی در سال اول جنگ
  4. پشتیبانی هوایی نزدیک مؤثر از عملیات یگان های زمینی و مشارکت در متوقف نمودن دشمن
  5. کسب اطلاعات راهبردی و تاکتیکی
  6. انهدام زیرساخت های اقتصادی و تأمین انرژی عراق
  7. رهگیری هواپیماهای عراقی و نا امن نمودن آسمان ایران برای جنگنده های ارتش متجاوز

پ- نداجا

  1. تشکیل گروه رزمی421 به منظور فرماندهی منطقه عملیات دریایی در جنوب غرب
  2. خارج کردن شناورهای نداجا از اروند رود بمنظور جلوگیری از غافلگیری و انهدام آنها در حمله اولیه عراق
  3. ممانعت از گسترش نبرد به خلیج فارس با انجام گشت های دریایی
  4. درگیری مؤثر و موفق با یگان های شناور عراقی در عملیات مروارید و شهید صفری و انهدام نزدیک به دو سوم نیروی دریایی عراق در روز شصت و هفتم جنگ که موجب شد تا پایان جنگ این نیرو در محاصره قرار گرفته و از صحنه نبرد به طور کامل خارج باشد.
  5. کسب سیادت دریایی و حاکمیت مطلق بر آبهای خلیج فارس
  6. انهدام سکوهای البکر و الامیه
  7. شرکت مؤثر در عملیات دفاع از خرمشهر بوسیله تکاوران دریایی
  8. ایجاد فضای امن در آبراه ها بمنطور تدارکات و پشتیبانی از نیروهای خودی
  9. حفاظت از منابع نفتی در جزایر سرزمینی خلیج فارس

12- دستور امام خمینی (ره) به جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش                                

هم زمان با اتفاقات صحنه جنگ، صحنه سیاسی کشور نیز شاهد رقابت تگاتنگ رقبای سیاسی و درگیری مردم در جنگ داخلی با منافقین و ائتلاف منافقین با بنی صدر رئیس جمهور (وقت) و فرمانده کل قوا بود که نهایتاً به عزل رئیس جمهور از فرماندهی کل قوا انجامید. امام خمینی(ره) پس از عزل بنی صدر طی حکمی به شرح زیر، موقتاً اختیارات فرماندهی کل قوا را برای اداره صحنه جنگ به شهید سرلشگر ولی الله فلاحی تفویض فرمودند:

 

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

تيمسار ولى اللَّه فلاحى، جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش جمهورى اسلامى ايران.

تا تعيين تكليف جانشين فرماندهى نيروهاى مسلح، ستاد مشترك مجاز است با استفاده از اختيارات مقام رهبرى (1) مأموريتها و وظايف محوله را انجام دهد.

– 21 خرداد 1360 روح اللَّه الموسوى الخمينى

 

صحیفه امام(ره)

بنابراین با حکم فوق فرماندهی جنگ در مناطق غرب و جنوب در اختیار ستاد ارتش و جانشین رئیس ستاد ارتش قرار می گیرد. در واقع در همین دوره است که عملیات فرمانده کل قوا در منطقه آبادان انجام شده و اقداماتی برای شکستن حصر آبادان و اجرای عملیات ثامن الائمه نیز صورت می گیرد. اما پس از عملیات موفقیت آمیز ثامن الائمه و شکستن حصر آبادان و شهادت فرماندهان عالی جنگ در سانحه سقوط هواپیمای سی130، تغییرات و دگرگونی های دیگری در سطح فرماندهی عالی جنگ و صحنه های نبرد با دشمن صورت می گیرد که به طور مختصر به اقدامات ارتش در آن مقطع نیز اشاره خواهد شد.

 

12- اقداما ت  ارتش در سال دوم جنگ  

با اتفاقات اخیر و شهادت جانشین رئیس ستاد مشترک که وظیفه فرماندهی و اداره جنگ را نیز به عهده داشت، شورای عالی دفاع سرهنگ صیاد شیرازی که در آن زمان فرمانده منطقه غرب کشور و مشغول پاکسازی شهرهای کردستان از لوث وجود ضدانقلاب بود را برای فرماندهی نیروی زمینی پیشنهاد کرد و مرحوم ظهیر نژاد فرمانده نیروی زمینی را به ریاست ستاد ارتش برگزید که هر دو تصمیم مورد تصویب حضرت امام خمینی(ره) فرمانده کل قوا قرار گرفت. شایان ذکر است که با این انتصابات، دو اتفاق مهم در نیروی مسلح درگیر با ارتش عراق افتاد. اول این که یک بار دیگر نیروی زمینی با جابجایی فرماندهان یگان های عمده و سازماندهی مجدد مواجه شد و غالب فرماندهان جابه جا شدند و عموماً فرماندهان هم فکر، جوان، هم رأی و هم نظر با فرمانده جدید نزاجا به مشاغل عمده نیرو منصوب گردیدند و دوم این که براساس ابتکار عمل شهید صیاد، روابط جدیدی بین ارتش و سپاه مبتنی بر همکاری و نوعی فرماندهی مشترک بر عملیات ها و میدان های نبرد حاکم شد. این همکاری مشترک طبیعتاً تحرک فوق العاده ای را در جبهه ها ایجاد کرد.-به تعبیر دشمن در یکی از اسناد بدست آمده از پرونده شهید صیاد در استخبارات عراق، ماشین جنگی ایران به حرکت در آمد.- و باعث شد ظرف هشت ماه یعنی از دهم مهر1360 (تاریخ انتصاب فرمانده جدید نزاجا) تا سوم خرداد 1361 با انجام عملیات های مشترک طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس، مرحله دفع تجاوز دشمن آغاز شده و قریب 12 هزار و 500 کیلومتر مربع از 15هزارکیلومتر مربع سرزمین های اشغالی آزاد گردد.بنابراین اقدامات ارتش در سال دوم جنگ که منجر به تحرک وسیع نیروهای ارتش و سپاه در جبهه ها گردید بشرح زیر خلاصه می شود.                                                                                                   

  1. انتصاب سرهنگ علي صياد شيرازي به فرماندهي نزاجا
  2. آموزش، تجهيز و سازماندهي سپاه و بسيج براي ورود به جنگ
  3. تشکیل قرارگاه مشترک ارتش و سپاه بمنظور طراحی و فرماندهی عملیات های کربلا
  4. دفع تجاوز دشمن در هشت ماه با عمليات هاي مشترك (طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس)

رزم آوران پرتوان ايران اسلامي اعم از ارتشی، سپاهی، بسیجی و جهاد سازندگی، در واپسين ماه هاي سال دوم جنگ، در پناه عزم ملـي با وحدت و انسجام كامل كه بـه تركيـب مقـدس معـروف شـده بـود، توانسـتند بخش عمده ای از سرزمين اشغال شده خود را از وجود دشمن متجاوز پاك نمايند. اوج اين رشد و بالنـدگي و حماسه آفريني در عمليات بيت المقدس و بازستاني خرمشهر نمايـان گرديـد؛ تـا آنجـا كـه امروزه در روایت تاریخ جنگ، خرمشهر نمـاد مقاومـت بـي ماننـد و نمونـه اراده ملـت سرفراز ايران براي كسب پيروزي به شمار مي آيد.

13 – سال سوم تا پايان جنگ (تنبيه متجاوز)

تدبیر شهید بزرگوار سپهبد صیاد شیرازی برای انجام عملیات های مشترک با ترکیب مقدس و ادغام نیروهای سرباز و بسیجی به عنوان یک ابتکار در مرحله دفع تجاوز بسیار کارساز بود و نتایج قابل ملاحظه ای پدید آورد، اما برای مرحله بعدی جنگ تحمیلی که تعقیب و تنبیه متجاوز بود، مشکلاتی ایجاد شد. برای توضیح این مشکل به وجود آمده می توان گفت، فرماندهی مشترک با این تعبیر که برای یک عملیات، نام دو فرمانده پای آن باشد از نظر اصولی کاری غیر منطقی و غیر علمی بود که در هیچ مدرک معتبر علمی و نظامی، مشابهی برای آن وجود ندارد. به عبارت دیگر در این اقدام، اصل وحدت فرماندهی که یکی از اصول جنگ است، نادیده یا کمرنگ فرض شده است. لیکن در شرایط سال دوم جنگ که کشور در اشغال دشمن بود، برای رسیدن به هدف دفع تجاوز، این گزینه (دو فرمانده برای عملیات) اجتناب ناپذیر بود و شرایط استثنایی سال دوم جنگ و درک مسئله حضور دشمن و اشغال سرزمین، نیروها و فرماندهان ارتشی و سپاهی را به درجه ای از اخلاص و ایثار و گذشت رسانده بود که براحتی یکدیگر را تحمل می کردند و همین عامل پیروزی های شگفت انگیز در سال دوم شد اما از سال سوم و پس از پیروزی های سال دوم که احتمالاً باعث ایجاد نوعی غرور کاذب بین فرماندهان و رزمندگان نیز شده بود و در شرایطی که جنگ درخاک دشمن ادامه داشت و دشمن سرسختانه از سرزمین خود دفاع می کرد. همه این عوامل باعث بوجود آمدن اختلاف بین فرماندهان ارتشی و سپاهی گردید. البته شهید صیاد شیرازی بعنوان فرمانده ارتشی حاضر در صحنه نبرد، تلاش های زیادی برای ایجاد وحدت فرماندهی در جبهه های جنگ انجام داد، لیکن به هردلیل به توفیق نایل نگردید. (شهیدی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) این اختلافات تا پایان عملیات بدر تشدید شد و نهایتاً پس از ملاحظات فراوان و اقدامات مختلف در رده عالی جنگ، به ناچار در سال 1364، تصمیم به جداسازی عملیات های ارتش و سپاه و انجام عملیات های مستقل اتخاذ گردید. بنابراین خلاصه اقدامات و تغییرات بعد از فتح خرمشهر در سال دوم جنگ تا اواخر سال هفتم بشرح زیر خلاصه می شود:

  1. اختلاف در فرماندهي بين ارتش و سپاه
  2. تلاش ناموفق ارتش (شهید صیاد شیرازی) براي ایجاد وحدت فرماندهي در جنگ
  3. انجام عمليات هاي ناموفق رمضان، والفجر مقدماتي، والفجر1، خيبر و بدر
  4. جداسازي عمليات هاي ارتش و سپاه از سال 1364
  5. پشتيباني یگان های ارتش از كليه ي عمليات هاي سپاه در هوا و زمین
  6. انجام عملياته اي قادر، كربلاي6 و7 توسط نزاجا
  7. پدافند ارتش در بيش از هزار كيلومتر از مرز ايران و عراق تا پایان جنگ

توضیحات بیشتری پیرامون اتفاقات فوق از زبان و قلم سایر کارشناسان و فرماندهان دفاع مقدس بشرح زیر ارائه می شود:

الف-  ادغام نيروها:

  با وجود اين كه تجربه ادغام، تركيب و هماهنگي نيروهـاي، سـپاه پاسـداران و نيـروي زميني ارتش در مقاطعي از جنگ اعجاز آفرين و كار ساز بوده و نتيجـه غيـر قابـل انكـاري داشـته است، اما رويدادهاي بعدي به روشني نشان ميدهد كه اين اقدام به صورت موردی، شـكننده و غيـر قابل اعتماد و تحت شرائط ويژه انجام گرفته و چون هيچ گونه ارتباط تـدوين شـده اي بـين دو نيرو وجود نداشت و نيروهاي ادغامي در سلسله مراتب فرماندهي همديگر قرار نداشـتند، در مواقع ضرورت مسائل، مشكلات و تصميم گيري هاي نهايي با دخالت افراد ذي نفوذ و در پـاره اي اوقات با وساطت كساني خارج از سلسله مراتب و بـه صورت كـدخدا منشي حـل و فصـل مـي گرديد كـه البته چنين روش هايـي در نظام مديريتي دنياي امروز، آن هـم در راس هـرم و در شرايط بحران كـه دقايق و ثانيـه ها در تصميم گيري سرنوشت سـاز اسـت، نـه تنهـا جايگـاه مطلوبي ندارد، بلكه ترديد و عدم قاطعيـت در نظـام تصـميم گيـري و طـولاني شـدن خـط تصميم گيري، مي تواند فاجعه آفرين باشد. بنابراين بسط و توسعه روش هدايت نيروهاي رزمي با دو فرماندهي مسـتقل و در سازمان هاي دولتي با دو مديريت به عنوان يك الگو و روش امكان پـذير نيسـت و در ميـدان عمل مردود شمرده شده است. درك و باور اين نتيجه گيري دور از انتظار نيست. زيرا صـرف نظر از هر مسئله جانبي ديگر، از ديد اقتصادي حذف سازمان هاي موازي به عنوان يك راه كار مناسب شناخته شده، از وظائف اوليه برنامه ريزان در سطح جامعه مي باشـد. و رعايـت ايـن اصل، به ويژه در كشور ما كه بنابر هزینه كمتري در امور دفاعي است، بايـد بـه طـور جدي مورد توجه دست اندر كاران امور دفاعي و امنيتي قرار گيرد.

ب- جدائي نيروها

ایت الله هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود مينويسد: «در اين عمليات (عمليات رمضـان) پيشـروي محـدود داشـتيم، خيلـي كمتـر از اهداف تعيين شده و اولين ضربه به روحيه رزمندگان كـه فكـر مـي كردنـد، چيـزي نميتواند مانع پيشروي شان شود، وارد شد. همين تجربه در عمليات والفجر مقدماتي هم تكرار شد، با موانعي از نوع ديگر، البته نبايد نقش اختلاف نظر فرماندهان ارتـش و سپاه را در نحوه انجام عمليـات ناديـده بگيـريم كـه يكـي بيشـتر بـه شـيوه هـاي كلاسيك جنگ مي انديشد و ديگري بـه شـيوه هـاي ابتكـاري و انقلابـي و شـهادت طلبانه پاي مي فشرد. مفهوم گفتار آقاي هاشمي را به نوعي ميتوان از بيانات سردار محسن رضايي استنباط كرد. » (دروديان محمد ، آغاز تا پايان ، ص78)

پ- وضعيت ارتش 

بررسي پيشينه جنگ هاي قرن اخير نشان مي دهـد، هـيچ ارتشـي در ايـام جنـگ نـه تنهـا بي نياز از حمايت هاي ويژه دولت ها و كمك هاي داوطلبانه مردم نبـوده، بلكـه پيـروزي و يـا شكسـت هميشه به توانائي استفاده از امكانات نهفته در جامعه و همبستگي و همـدلي نيروهـاي مسـلح و ملت، بستگي مستقيم داشته است. در اين راستا ارتش جمهوري اسلامي ايران افزون بر ايـن كـه از اين قاعده نمي تواند مستثنی باشد، بلكه از آنجائي كـه وقـوع انقـلاب تمـام زيـر سـاخت هاي آن را دگرگون كرده بود، به عنوان يك نياز مضاعف مي بايستي مورد حمايت افزون تري قرار مـي گرفـت در صورتي كه پشتيباني از ارتش در زمان جنگ مشكلات عديده داشت. (نقش ارتش در هشت سال دفاع مقدس؛ ص,13) به عنوان يك نمونه روشن مي توان به افزايش ساختار سازماني نيروها اشاره كرد كه به طـور معمول در جنگ با احضار نيروهاي ذخيره و احتياط عملي مي شود. اما اين اقـدام بـه دليـل گسستگي نظام ارتش ناشي از التهاب اوليه انقـلاب نـه تنهـا عملـي نگرديـد، بلكـه در رونـد سربازگيري به طور سنتي هم خلل ايجاد گرديد و تمام سربازان در اختيـار ارتـش قـرار داده نمي شدند. در ايام جنگ، همواره يكي از مشكلات نيروي زميني كمبود نيروي انساني و به تبع آن يگان مانوري بود. در همين زمينه در كتاب دفاع مقدس آمده است: "عمده ترين مشكلات نيروي زميني براي اجراي عمليات آفندي گسترده و سرنوشت ساز كمبود يگان مانوري با توجه به عرض جبهه و گسترش يگانها در مواضع پدافندي بود."(جعفری1387؛ ص50) به همين دليل بود كه نزاجا در مقاطعي از جنگ براي تحرك در جنگ و انجام عمليات آفندي درخواست واگذاري تعدادي از نيروهاي بسيج به اين نيرو را داشت كه هيچگاه عملي نگرديد . سردار محسن رضائي فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ميگويد: "عمليات رمضان را كه انجام داديم و عدم الفتح حاصل شد، ديگـر همـه بـرادران ارتش آمدند و گفتند كه بايستي از اصول جنگ ارتش و جداول كلاسـيك اسـتفاده شود و نبايد همه نيروهاي بسيج را به سپاه بدهند، بلكه از نيروهاي بسيج بـه ارتـش هم بايد بدهند، قبل از عمليات والفجر مقدماتي همين بحث ها منجر به تعويق زمـان عمليات به مدت يك ماه شد." (دروديان، محمد؛ آغاز تا پايان؛ ص,78)

 

14- روند تضعیف ارتش ایران و تقویت ارتش عراق در شش سال پایانی جنگ

نگاه كارشناسانه از منابع مختلف به پاره اي آمار و ارقام و … و مقايسه گسترش سازمان خودي و دشمن در سالهاي جنگ، روشنگر محدوديت هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران در انجام عمليات های مستقل و مداوم مي باشد.

جدول شماره1: آمار نيروي انساني نيروهاي سه گانه در 8 سال دفاع مقدس (لطفيان، 1378 ص,497)

در رابطه با جدول ارائه شده محدوديتهايي كه در افزايش يگان هاي رزمي وجود داشت، موارد زير قابل ذكر هستند:

الف ـ برابر جدول ارائه شده آمار پرسنلي نيروي هوائي به نصف و نيروي دريائي به 3/2 تقليل پيدا كرده است، استفاده فراوان از هواپيماهاي شكاري بمب افكن نيروي هوائي در دو الي سه ماه اول جنگ- شايد هم استفاده بيش از حد براي متوقف كردن هجوم اوليه متجاوز لازم بوده باشد- عدم امكان پشتيباني آمادي مؤثر از اين نيرو به علت تحريم هاي اعمال شده، كاهش توان رزمي و زمينگير شدن (ground) هواپيماها و بالطبع کاهش نيروي انسانی تا حد نصف و همين استدلال در مورد نيروي دريايي، وضعيت اين دو نيرو در از دست دادن درصدي از توان رزمي خود را توجيه ميكند.

ب ـ نيروي زميني كه بيشترين بار جنگ را بدوش داشت، تعـداد نيروهـايش در چهـار سال اول جنگ در حد150 هزار نفر ثابت ماند و تنها در دو سال آخـر، 150 هـزار نفـر نیروی وظيفه به آن اضافه گرديد.

ج ـ نيروي زميني از همان روزهاي آغاز جنگ دست بـه گسـترش سـازمان خـود زد و چون منابع لازم را در اختيار نداشت با استفاده از نيروي انساني پشت جبهه (عمومـاً مراكـز آموزشي) و كم و زياد كردن يگان هاي رزمي اقدام به تشكيل چند يگان جدید نمود. (ایجاد تيپ چهـارم در چند لشكر) بنابراين هميشه با كمبود نیروی سازماني مواجـه بـود كـه بـا واگـذاري تعـداد بيشتري افراد وظيفه در دو سال آخر جنگ، ضمن اين كه كمبود سازماني يگان هاي رزمي را بر طرف نمود (البته در حد جايگزين تلفات رزمي)، اقدام به تشكيل چند تيپ مستقل و تعدادي گردان قدس کرد.

 د ـ درباره اقلام و تجهيزات عمده براي يگان هـاي جديـد التأسـيس و جـايگزيني اقـلام عمده انهدامي و تعميري، آن قدر شرايط نامطلوب بود كه جاي هيچ گونـه تحليـل و تفسـيري نمي ماند. با توجه به اين كه تهيه بيشـتر تجهيـزات و سـلاح هاي سـنگين از منـابع داخلـي امكان پذير نبود و خريد از منابع خارجي با محدوديت شديد همراه بود، لذا نيروي زميني مجبور گرديد يگان هاي خود را با بهره برداري از اقلام آمادي موجود در آمادگاه ها تجهيز نمايـد، كـه اين خود نقض غرض است؛ زيرا اين اقلام محدود بطور معمول بـراي جـايگزين كـردن اقـلام انهدامي پيش بيني شده بود. لازم به ذكر است در مـواردي بـا برداشـت از اقـلام بعضـي از يگـان هاي رزمـي، ساير يگان ها تجهيز و یا گاهی یگان های جدیدی تشکیل مي شدند.

 ه ـ به علت پاي بندي جمهوري اسلامي ايران به آنچه ارزش هاي انقلاب ناميده مي شـد و غير قابل انعطاف بودن سياست خارجي، اكثر قريـب بـه اتفـاق كشـورهاي جهـان از فـروش تجهيزات مناسب مورد نياز كه به طور اجبار در زمان جنگ افزايش يافته بود، خودداري مـي كردند. به طوري كه هيچ گاه نتوانستيم سلاح هاي مورد نيـاز خـود را بـه ميـل و اراده خـود انتخاب كنيم، چون خريدهاي محدود انجـام شـده که از مجـاري مختلـف و از روي اجبـار و بـا واسطه انجام مي گرفت در مجموع از كيفيت مطلوب برخوردار نبودنـد و بهـره وري چنـداني نداشتند. آماده نگهداشتن اين تجهيزات براي نيروهـا بـا مشـكلات زیادی همراه بـود. در تحليلي در اين باره از كتاب ارتش و انقلاب اسلامي مي خوانیم: "ايران با توجه به تحريم تسليحاتي، از منابع متعددي تسليحات لازم ارتش را با دشواري بدست مي آورد. در بين فراهم آورنـدگان جـديد جنگ افزار براي ايران مي توان به كشورهاي كره شمالي، چين و برزيل اشاره كرد. گوناگوني تسليحات خريداري شده از كشورهاي مختلف، مسأله آموزش نيروها و تهيه قطعات يدكي را بسيار دشوار ساخته بود. اما ايران درگير جنگ تحميلي فرسايشي دچار كمبودهاي دائمي تسليحات لازم  براي نيروهايش، مجبور به خريد اسلحه از تمام منابع موجود بود." (لطفيان، 1392: 425) در حالیکه شرائط دشمن به طور كامل با ما متفاوت بود. افزايش سازماني آنچنان گسترده و به سرعت انجام مي گرفت. سرلشكر وفيق سامرائي (مدیر اطلاعات ارتش عراق) كه پس از اشغال عراق توسط آمریکا به لندن پناهنده شد، در كتـاب ویرانی دروازه شرقي ميگويد: « نيروهاي مسلح عراق در سال 1987 به بيش از يك ميليون و سيصد هزار نفر رسيدند زيرا نياز دفاع (ساكن) گسترش يكصد و سي تيپ منظم در طول جبهه براي چند سال متمادي بود.» (السامرائي،1389: 140) در مقام مقایسه، توان جايگزيني نیروهای مسلح ايران در مقایسه با ارتش عراق، با نگرش به حمايت بي قيد و شرط كشورهاي کوچک و بزرگ جهاني از آن کشور، بسیار ناچیز بود. سرهنگ سيد يعقوب حسيني كه با نگارش هفت جلد كتاب، خدمت بزرگي به بازگويي جنگ كرده است مي نويسد: "اگر ايران چيزي از دست مي داد ديگر جايگزين نمي شد. درحالي كه ارتش عراق هر مقدار وسائل و تجهيزات از دست مي داد، احتمالاً بيش از دو برابر آن، با كمك پشتيبانان همه جانبه بين المللي وي تأمين ميگرديد. و هر قدر فشار نظامي ايران بر نيروهاي عراق در ميدان هاي جنگ شديدتر مي شد به نسبت مضاعف، پشتيباني از حكومت و ارتش عراق توسط تقريباً اغلب كشورهاي جهان- هر كدام در حد توانائي سياسي و اقتصادي و نظامي خود- افزايش مي يافت. (حسيني، 497:1389)

15- مرحله پايان جنگ سال 1367

پس از عملیات های کربلای5 و کربلای8 منطقه جنوب (معبر شلمچه) به شدت از سوی ارتش عراق دفاع می شد و امکان هیچ عملیاتی وجود نداشت. سپاه پاسداران برای ادامه عملیات های تهاجمی و بدنبال گرفتن زمین یک منطقه حساس از عراق که امتیازی باشد برای پایان جنگ، به منطقه شمال غرب گرایش پیدا کرد و راه کار را در این دید که رفتن به منطقه کردستان عراق، ارتش این کشور را به آن منطقه خواهد کشید، سپس می توان از منطقه جنوب به سمت بصره رفت. سپاه برای عملی کردن این تدبیر نیروها را به سمت شمال گسیل داشت. از طرفی شرایط پس از قطعنامه598 که ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و با اجماع پنج کشور عضو اصلی شورای امنیت تصویب شده بود، شرایط را برای ادامه عملیات ایران سخت تر کرده بود. چون محاصره اقتصادی شدیدتر شده بود، جنگ شهرها و جنگ نفت کش ها ادامه داشت، قیمت نفت به پنج دلار رسیده بود. جنگ روانی علیه ایران شدیدتر شده بود. جنگ شیمیایی عراق علیه ایران با اغماض غرب و رسانه ها انجام می گرفت. همه شرایط فوق شرایط را برای ادامه جنگ سخت تر کرده بود. از سوی دیگر امریکا نیز در خلیج فارس با نیروهای ایرانی درگیر شده بود و عراق نیز راهبرد جنگ تدافعی خود را از فروردین 1367، به تهاجمی تبدیل کرد. لذا تغییر راهبرد جواب منفی داد و زمانی که سپاه نیروها را به شمال برده بود، ارتش عراق حمله خود را از فاو شروع کرد. فاو پس از 24 ساعت سقوط کرد و عملیات های موفق عراق به مانند دومینو به سایر جبهه ها سرایت کرد و تا 31/4/67 کلیه جبهه های ارتش و سپاه تقریباً فرو پاشید. بنابراین کلیه اتفاقات سال پایانی جنگ مختصراً بشرح زیر رقم خورد:

  1. اتخاذ راهبرد عمليات آفندی در شمالغرب توسط سپاه
  2. آغاز عمليات هاي عراق از جنوب به منظور باز پس گيري(فاو، شلمچه، مجنون و…)
  3. پذيرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران و عدم پذيرش آن توسط عراق
  4. ادامه حملات ارتش عراق در21/4و 31/4/67 و فروپاشي جبهه هاي ارتش و سپاه
  5. عمليات فروغ جاويدان منافقين با پشتيباني ارتش عراق در 3/5/67
  6. عملیات مرصاد در 4/5/67 توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران (علیرضا برزگر225:1379)

 

16- عملیات مرصاد در پاسخ به فروغ جاویدان (منافقین)

مرداد ۱۳۶۷و در پی دستور مسعود رجوی سرکرده گروهک مزدور منافقین  نیروهای منافقین از محور سرپل ذهاب وارد ایران شدند و به سرعت تا نزدیکی شهر «کرند» پیش رفتند. علت عدم درگیری تا این محل با نیروهای ایران، یکی این بود که توپخانه عراق تا بعد از سرپل ذهاب از پیشروی منافقین حمایت فعال می‌کرد. منافقین بدون هرگونه مقاومت محلی پس از عبور از کرند، اسلام آباد غرب را اشغال کرده و آماده شدند تا به سمت کرمانشاه حرکت کنند. از طرفی جاده اسلام آباد به سمت کرمانشاه از سوی مردمی که از آسلام اباد و روستاهای اطراف به سمت کرمانشاه می گریختند، اشغال و مسدود گردیده و طبیعتاً ترافیک ایجاد شده، عبور نیروهای منافقین را در گردنه حسن آباد در40 کیلومتری کرمانشاه متوقف کرد. لذا فرصتی ایجاد شد تا شبانگاه نیروهای مدافع ارتشی و سپاهی و بسیجی و نیروهای مردمی در گردنه چهارزبر مقابل منافقین جبهه ای تشکیل دهند.

با احضار شهید صیاد شیرازی توسط مسؤل عملیات ستادکل از تهران در حالیکه نیروهای ارتش و سپاه در منطقه غرب و جنوب وضعیت مناسبی نداشتند، صحنه نبرد عملیات مرصاد به او سپرده شد.(مؤمنی،1378: 358) شهید سپهبد علی صیاد شیرازی که در سال‌های پایانی جنگ به دلیل تغییر مسئولیت، از خط مقدم دور بود به واسطه لطف خداوند متعال با عنوان نماینده امام(ره) در شورای عالی دفاع، از نزدیک فرماندهی یگان‌های هوانیروز و نیروی هوایی و رزمندگان حاضر در منطقه را به عهده گرفت و به همراه خلبانان شجاع هوانیروز و نیروی هوایی، لشکر منافقین و مزدوران صدام را در تنگه "مرصاد" منهدم و تار و مار کرد و تا انهدام کامل به تعقیب آن‌ها پرداخت.

 

 

 لذا مهم‌ترین اقدامات عملیات مرصاد بشرح زیر است:

  1. متوقف شدن دشمن در تنگه مرصاد با حضور یگان‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران در منطقه عملیاتی با توجه به اینکه منافقین به صورت ستون و متکی بر جاده در حال حرکت بودند، ایجاد جبهه زمینی را از روبرو بسیار مشکل می‌کرد، لذا بعد از توقف منافقین، طراحی عملیات به طرف استفاده از برتری هوایی جهت پیدا کرد.
  2. هواپیمایی نیروی زمینی ارتش (هوانیروز) با اجرای نقش اصلی خود در این عملیات صحنه‌هایی از حماسه و ایثار آفرید که بارها در طول جنگ تکرار شده بود. بالگردهای ارتش با استفاده از جناحین و در طول جاده و ارتفاعات مناسب اطراف جاده، موضع گرفته و به طرف ستون بهم ریخته آتش گشودند و نفرات پیاده را که در کوه‌ها متواری شده بودند تعقیب کرده و به هلاکت رسانده و یا به تسلیم واداشتند.
  3. یورش بی‌امان، دلاورانه و پرتوان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با جنگنده‌های تیزپرواز به طرف ستون نظامی منافقین آغاز شد. سازمان رزم دشمن در همان حملات اولیه متلاشی و نفرات پیاده سراسیمه به طرف جاده و کوه‌های اطراف پناه بردند.
  4. یگان‌های ارتش و سپاه مستقر در منطقه عملیات (مرصاد) با تعقیب منافقین به دستگیری نفرات متواری منافق اقدام کردند.
  5. انجام عملیات هلی برن بمنظور بستن عقبه دشمن و جلوگیری از فرار به طرف عراق توسط نیروهای ارتش و سپاه.

اراده خداوند متعال بر این بود که نقش “شهید صیاد شیرازی” در کنترل غائله کردستان در سال اول انقلاب و بعد در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور و همچنین در عملیات مرصاد علیه منافقین، یگانه و منحصر به فرد شده و یاد و خاطره آن شهید عزیز و والامقام در تاریخ و اذهان ملت بزرگ ایران، جاودانه شود.(توحیدیان،24:1392)

 

17- نتیجه گیری

  1. سد پيشروي و تثبیت نيروهاي ارتش عراق در ايران با انجام عملیات تأخیری، توسط نيروي زميني، نيروي هوايي و عمليات نيروي دريايي در خليج فارس، سرآغاز و زمينه ساز و مبدأ كليه عمليات های بعدي بود. اگر پيشروي عراق سد نمي شد و راه هاي مواصلاتي دشمن به شهرهاي حياتي در استان خوزستان و… مسدود نمی شد و آب راه خليج فارس، اين گلوگاه حياتي برای نیروهای خودی باز نمي ماند، بعيد بود كه بعداً عملیات های مهم و سرنوشت ساز ثامن الائمه(ع)، طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس را برای دفع تجاوز دشمن انجام دهیم. به بیان دیگر، سد پيشروي عراق به عنوان يك اقدام تاكتيكی و با عملیات تاخیری داراي نتايج راهبردي به شمار ميرود.
  2. مراحل چهارگانه، تأخیر، تثبیت، دفع تجاوز و انهدام دشمن که در طرح ابوذر پیش بینی شده بود تا پایان هشت سال جنگ پیگیری شد. اگرچه در سه مرحله اول تا پایان سال دوم جنگ توفیقات نسبتاً کاملی بدست آمد ولی در مرحله انهدام دشمن (تعقیب و تنبیه متجاوز) توفیقات کامل نبود.
  3. تجربه بكار گيري دو نيرو به طور مشترك با فرماندهي مستقل و با ناديده گرفتن اصل وحدت فرماندهي، گرچه در مقاطعي، جواب مثبت داده است ولي تجربه موفقي نبوده و در دراز مدت، شكننده، غير قابل اعتماد و اختلاف بر انگيز است و نيازمند يك هيأت حل اختلاف در شـرايط ويـژه و در هـر رده فرماندهي ميباشد.
  4. تغییر راهبرد (عملیات های آفندی) از جنوب به منطقه شمال غرب بنظور انجام عملیات های والفجر10 و… در حالی که برآورد دقیقی از توانمندی های خودی و دشمن ارائه نگردیده و صرفاً با تصور کشیدن نیروهای عراقی به شمال عراق و سپس حمله از جنوب، باعث شد که عراق از لاک دفاعی خارج شده و عملیات های آفندی خود را از فاو شروع کرده و پس از موفقیت زودهنگام به مثابه یک دومینو سایر جبهه ها را درنوردد و شکست بی سابقه ای را به جبهه های خودی تحمیل نماید که در نهایت باعث تضعیف روحیه رزمندگان و پذیرش قطعنامه 598 از سوی فرمانده کل قوا حضرت امام خمینی(ره)) گردید. ولی پس پیروزیهای رزمندگان در عملیات موفقیت آمیز مرصاد با لطف و عنایت الهی، مجدداً وحدت و انسجام به نیروهای خودی برگشت و ستادکل نیروهای مسلح با توان بیشتر و روحیه مضاعف به مأموریت های خود ادامه داد.

 

 18- منابع:

  1. آزادبخت، مروت، (1382)، جامعه شناسي جنگ، تهران، انتشارات چاپخانه ارتش جمهوري اسلامي ايران
  2. بختياري مقدم، حسن و محمود رستمي، (1391 )، تـأثير آينـده پژوهـي بـر برنامـه ريـزي
  3. بوفر، آندره، مقدمه اي بر استراتژي، ترجمه مسعود کشاورز، دفتر مطالعات سیاسی و روابط بین الملل وزارت امورخارجه، تهران
  4. تیمرمن، كنت آر؛ سوداگري مرگ؛ 2003ص,745
  5. جنگ عراق با ایران ، جابر البلادی، (1390) تهران: دانشنامه جهان اسلام،  بازبینی‌شده
  6. لطفيان ،سعيده، ارتش و انقلاب اسلامي، 1392، ص425
  7. زهرا روزبهانی، عملیات مرصاد، نشریه گلبرگ، ش 100 به نقل از خاطرات سرهنگ مجتبی جعفري، تهران، معاونت فرهنگی و روابط عمومی اداره عقیدتی و سیاسی نزاجا
  8. سنبلی محمد رسول.( 1389 )، اصول و قواعد اساسی در رزم. تهران: دانشگاه امام علی (ع)
  9. قدیمی، فرشید، 1389، اولین پاسخ، مکعب، تهران
  10.  سید یعقوب حسینی(1384)، ارتش جمهوری اسلامی ایران در 8 سال دفاع مقدس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جلد اول
  11. سید یعقوب حسینی،(1393)،تیپ2 لشگر زرهی در آغاز جنگ تحمیلی ،هیئت معارف جنگ، ایران سبز.
  12. سـازمان عقیدتـی سیاسـی ارتـش جمـهوری اسـلامی ایـران، ارتـش جمـهوری اسـلامی ایـران در هشـت ســال دفـاع مقـدس جلـد اول ( تـهران، سـازمان عقیدتــی سیاســی ارتــش، 1372
  13. سید یعقوب حسینی( 1386) جبهه جنوب، ابوتراب ذاکری، نشرآجا
  14.  حبيبي، نيك بخش، (1388)، بررسي ميزان تأثيرپذيري شيوه هاي نبرد نامتقارن در مقابلـه با تهدیدات نظامی
  15. حامد اشراقی(1388)، کودتای شب، انتشارات مرز و بوم
  16.  خاطرات لطف االله ميثمي از نهضت آزادي تا مجاهدين، ، انتشارات صمديه، ج2، ص376
  17. خاطرات شفاهی امیر سرتیپ دوم مروت آزادبخت،سایت رسمی آجا
  18. خاطرات شفاهی امیر سرتیپ مسعود بختیاری
  19. وفیق السامرایی ،م ، عدنان قارونی ، (1380) ویرانی دروازه شرقی ،مرکز فرهنگی نمایندگی ولی فقیه در سپاه
  20. عبد الحلیم ابو غزاله، نادر نوروز شاد(1380)مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
  21. معاونت تحقیق و پژوهش. دکترین عملیات نیروی زمینی(1385). تهران: دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
  22. محمدي نجم، سيدحسين، (1387)، جنگ شناختي، تهران، انتشارات مركز آينده پژوهـي و فناوري دفاعي
  23. مؤمنی، محسن،1387، درکمین گل سرخ، سوره مهر، تهران
  24. نباتی، عزت االله، مبانی پدافند غیرعامل، دانشکده علوم و فنون فارابی، 1388

 

1. امیر سرتیپ سید ناصر حسینی-دانش آموخته دانشگاه عالی دفاع ملی

2. ستواندوم آرش سرابی تبریزی-دانش آموخته دانشگاه امام حسین (ع)

 

– در عملیات های ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس مجموعاً ده هزارکیلومتر مربع از سرزمین های اشغالی توسط رزمندگان اسلام آزاد شد .دشمن  چون در منطقه  و مواضع نامناسبی قرار گرفته بود، از 2500کیلومترمربع  نیز داوطلبانه عقب نشینی کرد.

– تركيب مقدس ، واژه آشنائي است كه فـرماندهي وقت نزاجا – شـهيد سـپهبد صـياد شيــراز ي در گفته هاي خود براي فراهم نمودن وحدت و همدلي بين نيروهاي ارتش و سپاه از آن بهـره مـي بـرد و البتـه بسيار كارساز افتاد تا جايي كه توانست در دوراني از جنگ اين وحدت را از قوه به فعل در آورد و عمليات هـاي موفقي را با تركيب نيروهاي مردمي و سپاه و ارتش به سرانجام رساند .

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده